بریکس؛ بلوک نوظهوری که نظم لیبرال بینالمللی را تهدید میکند
اتحادیه بریکس با ایجاد نهادهای مالی و سیستمهای پرداخت جایگزین، به چالشی مستقیم برای نظم بینالمللی تحت سلطه غرب و هژمونی دلار تبدیل شده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «بریکس؛ بلوک نوظهوری که نظم لیبرال بینالمللی را تهدید میکند» به قلم آنا لورنزو لوپز (Ana Lorenzo López) در گلوبال سکیوریتی ریویو (Global Security Review) منتشر شده است. این یادداشت توضیح میدهد که چگونه بلوک بریکس با ایجاد نهادهای موازی و سیستمهای پرداخت مستقل، بهدنبال تضعیف نظم لیبرال غربی و کاهش وابستگی به دلار است و به یک بازیگر تأثیرگذار در عرصه بینالمللی تبدیل میشود. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
اتحاد غیررسمی بریکس در سال ۲۰۰۹ شکل گرفت، زمانی که چندین اقتصاد نوظهور تصمیم گرفتند تلاشهای خود را برای تقویت همکاریهای مالی، اقتصادی و سیاسی هماهنگ کنند. این گروه که در ابتدا شامل برزیل، روسیه، هند و چین بود، در سال ۲۰۱۰ با پیوستن آفریقای جنوبی گسترش یافت. از آن زمان، این بلوک بهطور پیوسته نفوذ خود را افزایش داده و به یک بازیگر محوری در نظام بینالملل تبدیل شده است.
پس از جنگ جهانی دوم، ایالات متحده و دموکراسیهای بزرگ غربی چارچوبی از قوانین و نهادها را ترویج کردند که بهعنوان «نظم لیبرال بینالمللی» شناخته میشود. این سیستم بر اصول لیبرال و همکاری میان دولتها از طریق سازمانهای چندجانبه برای تضمین ثبات و رشد استوار بود. در دهههای اخیر، واشنگتن هژمونی خود را از طریق این نظم لیبرال، با تکیه بر اتحادهای سیاسی و نظامی و نهادهایی مانند ناتو و صندوق بینالمللی پول حفظ کرده است. این چارچوب، هژمونی دلار و «امتیاز گزاف» آن را تضمین کرده و به ایالات متحده اجازه داده است تا کسری بودجه خود را بدون ریسک فوری تأمین مالی کند.
یکی از عناصر کلیدی موفقیت این سیستم، شبکه سوئیفت بوده است که زیرساخت پرداخت جهانی را تشکیل میدهد و دلار را به ارز غالب در سراسر جهان تبدیل کرده است، اما با این حال، این نظم لیبرال با ترکهای آشکاری مواجه شده است. بحرانهای مالی اعتماد به نخبگان غربی را تضعیف کرده و راهبرد آمریکا برای شکل دادن به جهان بر اساس منافع خود، ائتلافی از دولتهای مخالف هژمونی آن را تقویت کرده است. استفاده از دلار بهعنوان ابزار فشار سیاسی، بهویژه در تحریمهای اعمالشده علیه روسیه، این تصور را تقویت کرده که ارز آمریکا یک ابزار ژئوپلیتیکی است. این عوامل بسیاری از قدرتها را به جستوجوی جایگزینهایی برای کاهش وابستگی به سیستم تحت سلطه آمریکا سوق داده است.
در چنین شرایطی، اقدامات اخیر بریکس بهعنوان یک تهدید مستقیم برای واشنگتن تلقی میشود. هدف اصلی بریکس افزایش نفوذ جهانی و ارائه جایگزینهایی برای نهادهای تحت سلطه غرب است. گام کلیدی در این راهبرد، ایجاد بانک توسعه جدید در سال ۲۰۱۴ برای تأمین مالی پروژههای توسعه در اقتصادهای نوظهور و همچنین توافقنامه ذخایر احتیاطی، صندوقی ۱۰۰ میلیارد دلاری برای محافظت از کشورهای عضو در برابر بحرانهای مالی بود. این طرحها چالشی مستقیم برای بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول محسوب میشوند.
در همین راستا، بریکس در سال ۲۰۱۸ مکانیسم پرداخت بینالمللی جدیدی به نام بریکس پِی را معرفی کرد. این سیستم با هدف تسهیل تراکنشهای بینالمللی با ارزهای محلی و کاهش مرکزیت دلار، بر یک شبکه پیامرسان غیرمتمرکز توسعهیافته در روسیه متکی است. این پروژه چالشی مستقیم برای ایالات متحده و سیستم سوئیفت به شمار میرود. با این حال، موانع قابلتوجهی میان جاهطلبی و واقعیت باقی مانده است. کشورهای بریکس تفاوتهای عمیقی در سطوح توسعه، سیاستهای پولی و اولویتهای راهبردی دارند که ایجاد یک چارچوب باثبات و منسجم را دشوار میسازد./ منبع



