انقلاب انرژی یا تکامل تدریجی؟ چرا چین در بحران تنگههرمز از مزیت انرژی پاک خود استفاده نکرد
با وجود آنکه بحران تنگه هرمز فرصتی طلایی برای چین بود تا با افزایش قیمت نفت، صادرات انرژی پاک خود را تسریع کند، این کشور با کاهش واردات سوخت فسیلی، به تعدیل قیمتها کمک کرد، زیرا منافع کوتاهمدت آن در صادرات کالاهای دیگر، بر شتاب دادن به انقلاب انرژی پاک میچربید.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «انقلاب انرژی یا تکامل تدریجی؟ چرا چین در بحران هرمز از مزیت انرژی پاک خود استفاده نکرد» به قلم دیوید ام. هارت (David M. Hart) در شورای روابط خارجی (Council on Foreign Relations) منتشر شده است. این تحلیل به این پرسش میپردازد که چرا چین، به عنوان قهرمان جهانی فناوری انرژی پاک، از فرصت بحران تنگه هرمز برای به حداکثر رساندن درد مصرفکنندگان سوخت فسیلی و افزایش فروش محصولات خود استفاده نکرد. نویسنده استدلال میکند که با وجود مزایای بلندمدت، وابستگی شدید اقتصاد چین به صادرات کالاهای غیرانرژی، پکن را به تعدیل قیمت نفت وادار کرد. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
در اوایل سال جاری، بسته شدن تنگه هرمز یک خوشبینی عجیب را در برخی محافل اقلیمی ایجاد کرد: دونالد ترامپ، دشمن قسمخورده این جنبش، ناخواسته رویای آنها برای افزایش قیمت نفت را محقق کرده بود. با این حال، شگفتآورترین نتیجه بحران هرمز این بود که قیمت نفت آنقدر که تحلیلگران انتظار داشتند، افزایش نیافت. بزرگترین دلیل این پدیده، کاهش شدید واردات سوخت فسیلی توسط چین در ماههای پس از بسته شدن تنگه بود. این اقدام چین، پرسش دیگری را به ذهن متبادر میکند: چرا چین، به عنوان قهرمان جهانی فناوری انرژی پاک، به جای به حداکثر رساندن درد مصرفکنندگان سوخت فسیلی در سراسر جهان و افزایش فروش پنلهای خورشیدی، باتریها و خودروهای برقی خود، به تعدیل قیمتها کمک کرد؟ پاسخهای سیاسی متعددی برای این پرسش ارائه شده است؛ از جمله اینکه چین به طور کلی به دنبال ثبات است، میخواهد به عنوان یک بازیگر بالغ در سیاست جهانی دیده شود، یا حتی ممکن است به دنبال کسب امتیازی از دولت ترامپ در آینده باشد.
اما تمام این گمانهزنیها باید در پرتو یک واقعیت سرد و سخت اقتصادی دیده شود: صادرات چین بسیار فراتر از فناوریهای پاک است. در سال ۲۰۲۵، چین حدود ۲۲۰ میلیارد دلار پنل خورشیدی، خودروی برقی، باتری و توربین بادی صادر کرد. این رقم اگرچه بزرگ است، اما تنها ۶ درصد از کل صادرات ۳.۷۷ تریلیون دلاری چین را تشکیل میدهد. چین شریک تجاری اصلی بیش از ۱۲۰ کشور جهان است. هر دلار اضافی که این کشورها به دلیل بحران تنگه هرمز صرف واردات نفت و گاز مایع میکنند، دلاری است که دیگر صرف خرید لوازم الکترونیکی، منسوجات، فلزات و مواد شیمیایی چینی نمیشود؛ صنایعی که صدها میلیارد دلار بیشتر از «سه صنعت جدید» (انرژی پاک) برای چین درآمدزایی میکنند. علاوه بر این، افزایش قیمت نفت رشد اقتصاد جهانی را کند کرده و میتواند به یک بحران اقتصادی منجر شود که بر کل صادرات چین تأثیر منفی میگذارد.
اقتصاد چین به شدت به درآمدهای صادراتی نیازمند است و تقریباً تمام رشد اقتصادی آن به صادرات وابسته است. بنابراین، پکن ترجیح داد با کاهش واردات سوخت فسیلی خود، از یک سو در هزینههای واردات صرفهجویی کند و از سوی دیگر، با جلوگیری از افزایش شدید قیمت نفت، قدرت خرید شرکای تجاری خود را حفظ نماید. با این حال، در بلندمدت، بحران هرمز احتمالاً به تسریع پذیرش فناوریهای پاک، که عمدتاً از چین وارد میشوند، کمک خواهد کرد. کشورهایی که امروز به واردات نفت وابسته هستند، با درک خطرات اقتصادی این وابستگی، به سمت استفاده از برق تولیدی از منابع تجدیدپذیر و ذخیرهشده در باتریها برای تأمین انرژی خودروهای برقی خود حرکت خواهند کرد. این فناوریها به طور فزایندهای مقرونبهصرفه و کارآمد میشوند. این ایده که ترامپ ممکن است ناخواسته گذار به انرژی پاک را تسریع کند، دیوانهوار نیست. اما این گذار یک «تکامل» تدریجی خواهد بود، نه یک «انقلاب» ناگهانی، زیرا منافع کوتاهمدت اقتصادی همچنان بر معادلات جهانی تأثیرگذارند./منبع



