سازمان همکاری شانگهای و آینده اوراسیا: همزیستی نگاههای رقیب
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «سازمان همکاری شانگهای و آینده اوراسیا: همزیستی نگاههای رقیب» به قلم محسن شریعتینیا و منتشرشده در موسسه مطالعات ایران و اوراسیا، به بررسی جایگاه این سازمان در معماری قدرت اوراسیا میپردازد. نویسنده با مرور اجلاس تیانجین سال ۲۰۲۵، سه رویکرد خوشبینانه، انتقادی و عملگرایانه را در تحلیل نقش سازمان برجسته کرده و آن را عرصهای برای همزیستی برداشتهای رقیب میداند. در ادامه، چکیده این مقاله را میخوانید.
اجلاس تیانجین سال ۲۰۲۵ بهعنوان بزرگترین نشست تاریخ سازمان همکاری شانگهای، نقطه عطفی در مسیر نهادینهشدن این سازمان بهشمار آمد. تصویب راهبرد ۱۰ساله، ایجاد مراکز امنیتی تخصصی و طرحهای نوین در حوزه مالی و انرژی بیانگر ورود سازمان به مرحلهای تازه بود. این تحولات موجب شکلگیری برداشتهای متفاوت از جایگاه سازمان در معماری قدرت اوراسیا شد.
دیدگاهی خوشبینانه، این روند را بستر شکلگیری زیرساخت چندقطبی میبیند. تصویب «راهبرد توسعه ۲۰۲۵-۲۰۳۵»، تأسیس مراکزی برای مقابله با تروریسم، امنیت سایبری و جرائم سازمانیافته و گنجاندن شعار تمدنی هند در اعلامیه تیانجین، ظرفیت همگرایی میان قدرتهای بزرگ را نشان داد. حضور بیش از بیست رئیس دولت و نمایندگان بیش از ۳۰ کشور و سازمان بینالمللی، توانایی سازمان در گردهمآوری بازیگران متنوع را آشکار ساخت. در این برداشت، سازمان بهمثابه «معماری نرم چندقطبی» عمل میکند و با انباشتن سازوکارهای بخشی، بدیلی تدریجی در برابر نظم بینالملل لیبرال ایجاد مینماید.
برداشت انتقادی، تحولات اخیر را نشانهای از تناقضهای بنیادی سازمان قلمداد میکند. ناکامی نشست وزرای دفاع در ماه ژوئن سال ۲۰۲۵ بهدلیل مخالفت هند با بیانیه مشترک و استمرار مخالفت این کشور با ابتکار کمربند و راه در اجلاس سران، نشاندهنده تعویق حل اختلافات در قالب اجماع ظاهری است. اقدامات مالی از جمله تأسیس بانک توسعه، انتشار اوراق مشترک و اجرای طرح یوان دیجیتال نیز بیشتر در راستای تحکیم نقش چین ارزیابی میشوند. تمرکز شدید بر ایجاد مراکز امنیتی تازه، از جمله در حوزههای نظامی و مقابله با تهدیدات نوین، بیانگر روند فزاینده امنیتیسازی در سازمان است که اولویت مسائل اجتماعی و انسانی را کاهش داده است.
نگاه عملگرایانه، سازمان همکاری شانگهای را نه یک پروژه راهبردی چندقطبی و نه ابزاری برای سلطه یک قدرت، بلکه سازوکاری برای مدیریت روابط پیچیده قدرتهای اوراسیا تلقی میکند. حضور همزمان رهبران چین و هند در نشست تیانجین، در حالی که اختلافات مرزی و ژئوپلیتیکی میان دو کشور پابرجاست، بیانگر استفاده از این چارچوب بهعنوان فضای گفتوگو است. گسترش تدریجی سازمان نیز در پیوستن بلاروس بهعنوان عضو کامل و پذیرش لائوس بهعنوان شریک بازتاب یافته است؛ تحولاتی که بدون تغییر بنیادی در ماهیت سازمان رخ دادهاند. برای کشورهای آسیای مرکزی، سازمان بیشتر ابزاری جهت تنوعبخشی به روابط و حفظ مانور ژئوپولیتیکی است تا بستر امنیت سخت یا توسعه جامع.
سیر تحول سازمان همکاری شانگهای را باید در همزیستی سه برداشت خوشبینانه، انتقادی و عملگرایانه درک کرد. هر یک از این رویکردها وجهی از واقعیت داخلی و خارجی سازمان را نمایان میسازد. اجلاس تیانجین سال ۲۰۲۵ بهطور همزمان نشانه بلوغ نهادی، آشکارکننده شکافهای درونی و یادآور محدودیتهای ساختاری بود. آینده اوراسیا در چارچوب این سازمان تحت تأثیر تعامل و تضاد این برداشتها شکل خواهد گرفت، بهگونهای که نه یک چارچوب واحد بلکه مجموعهای از همپوشانیها و تعارضها مسیر تحولات را تعیین میکند./ منبع



