اوراسیاخارجینظام بین‌الملل و نهادها

جنگ روسیه علیه اوکراین و پیامدهای آن برای آسیای مرکزی

به گزارش اطلس دیپلماسی یادداشتی با عنوان «جنگ روسیه علیه اوکراین و پیامدهای آن برای آسیای مرکزی» نوشته تاتیانا گفولر (Tatiana Gfoeller) در شورای آتلانتیک (Atlantic Council) منتشر شده است. این مطلب با تمرکز بر ابعاد ژئوپلیتیکی، توضیح می‌دهد که چگونه جنگ روسیه در اوکراین، به‌رغم دوری جغرافیایی، بر آینده سیاسی و اقتصادی کشورهای آسیای مرکزی تأثیر گذاشته و رقابت میان مسکو و پکن را در این منطقه تشدید کرده است. در ادامه، بهره سخن این یادداشت را می‌خوانید.


جنگ تمام‌عیار روسیه علیه اوکراین که اکنون وارد چهارمین سال خود شده است، با وجود تلفات و ویرانی گسترده هنوز به پیروزی قاطع یا بن‌بست منجر نشده است. اما همین جنگ موجب دگرگونی عمیق در ژئوپلیتیک جهانی شده و تأثیرات چشمگیری بر پنج کشور آسیای مرکزی، شامل قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان برجای گذاشته است. اگر این جنگ با الحاق بخش‌هایی از اوکراین به روسیه پایان یابد، این نتیجه می‌تواند رقابت میان روسیه و چین در منطقه را به‌طور چشمگیری تحت‌تأثیر قرار دهد.

اهمیت ژئوپلیتیکی آسیای مرکزی از موقعیت آن به‌عنوان چهارراه تجارت، ذخایر عظیم انرژی و نقش آن در ابتکار کمربند و جاده چین ناشی می‌شود. روسیه طی دهه‌ها از طریق پیوندهای تاریخی، سازمان پیمان امنیت جمعی و اتحادیه اقتصادی اوراسیا نفوذ خود را حفظ کرده بود، اما جنگ اوکراین این جایگاه را متزلزل ساخته و فرصت‌هایی برای چین و نیز قدرت‌نمایی بازیگران محلی ایجاد کرده است. با این حال، روسیه موقعیت ضعیفی ندارد. این کشور با وجود فشارهای اولیه، توانسته صنعت دفاعی خود را بازسازی کرده و تا اوایل سال ۲۰۲۵ سالانه سه میلیون گلوله توپخانه یعنی رقمی فراتر از توان تولید ناتو تولید کند. اقتصاد روسیه نیز به‌رغم تحریم‌های سنگین غربی مقاومتی قابل‌توجه نشان داده و طبق برآورد صندوق بین‌المللی پول در سال ۲۰۲۴ رشدی معادل ۳.۲ درصد داشته است. تجارت با آسیا، جایگزینی واردات و رشد صنایع داخلی این تاب‌آوری را ممکن کرده و تصویری از روسیه به‌عنوان قدرتی جدی نزد برخی نخبگان اقتدارگرا در آسیای مرکزی شکل داده است.

با این همه، تمرکز مسکو بر اوکراین روابطش با آسیای مرکزی را تحت فشار گذاشته است. حتی در صورت آتش‌بس، اولویت روسیه بر تحکیم دستاوردها در اوکراین و بازسازی دفاع‌های غربی، ممکن است منابع کمتری برای منطقه باقی بگذارد و راه را برای نفوذ بیشتر چین باز کند. افزون بر این، جاه‌طلبی‌های سرزمینی روسیه نگرانی‌هایی را در کشورهایی مانند قزاقستان برانگیخته است، به‌ویژه پس از آنکه پوتین در سال ۲۰۱۴ قزاقستان را «کشوری مصنوعی» خواند. همین نگرانی‌ها باعث نزدیکی بیشتر قزاقستان به چین شد و شی جین‌پینگ در سفر سال ۲۰۲۲ به آستانه، حمایت کامل پکن از استقلال و تمامیت ارضی قزاقستان را اعلام کرد.

چین از این شرایط برای گسترش نفوذ خود بهره‌برداری کرده است. از طریق ابتکار کمربند و جاده، میلیاردها دلار در خطوط لوله، پروژه‌های انرژی و راه‌آهن چین-قرقیزستان-ازبکستان سرمایه‌گذاری کرده و از سال ۲۰۲۰ به مهم‌ترین شریک تجاری بسیاری از کشورهای منطقه تبدیل شده است. همچنین تضعیف نسبی حضور روسیه، امکان فروش سلاح‌های چینی به منطقه را فراهم کرده و ازبکستان قصد دارد جنگنده‌های چینی خریداری کند. چین از سال ۲۰۰۷ بیش از پنج میلیارد دلار در زیرساخت تاجیکستان سرمایه‌گذاری کرده که به‌مراتب از سهم روسیه بیشتر است. موضع رسمی بی‌طرفانه پکن در قبال جنگ اوکراین، همراه با نفوذ مالی و نقش پررنگ در واردات انرژی، جایگاه چین را در منطقه تقویت کرده است.

با این حال، پکن با چالش‌هایی نیز روبه‌روست. بدبینی عمومی نسبت به سیاست‌های چین، نگرانی از «دیپلماسی تله بدهی» و حساسیت‌های فرهنگی همچنان نفوذ نرم آن را محدود می‌کند. اعتراض شدید قرقیزها به یورت‌های پلاستیکی ارزان‌قیمت وارداتی از چین که موجب بیکاری صنعتگران محلی شده، نمونه‌ای گویاست. همچنین سیاست‌های چین در قبال اقلیت مسلمان اویغور در شین‌جیانگ در کشورهای مسلمان آسیای مرکزی، بی‌اعتمادی را برانگیخته است. همین عوامل به روسیه اجازه داده تا در حوزه امنیتی، به‌ویژه از طریق پیمان امنیت جمعی، نفوذ خود را حفظ کند.

کشورهای آسیای مرکزی در این معادله منفعل نیستند. آن‌ها با اتخاذ سیاست خارجی «چندجانبه» تلاش می‌کنند میان امنیت روسی و فرصت‌های اقتصادی چینی تعادل برقرار کنند. قزاقستان بی‌طرفی در قبال جنگ را حفظ کرده ولی روابط اقتصادی خود با چین را تقویت نموده است. ازبکستان و ترکمنستان نیز صادرات انرژی خود را متنوع ساخته و به چین گسترش داده‌اند. در کنار این، نشست C5+1 آمریکا در سال ۲۰۲۳ و افزایش تعامل اتحادیه اروپا فرصت‌های تازه‌ای ایجاد کرده، هرچند نفوذ غرب همچنان محدودتر از روسیه و چین است.

چگونگی پایان جنگ اوکراین پیامدهای تعیین‌کننده‌ای برای منطقه خواهد داشت. اگر روسیه موفق به الحاق بخش‌هایی از اوکراین شود، این امر می‌تواند جایگاه منطقه‌ای آن را تقویت کرده و موجب تبعیت بیشتر برخی اعضای پیمان امنیت جمعی شود. در عین حال، این وضعیت ممکن است رقابت امنیتی با چین را تشدید کند، هرچند پکن بر نفوذ اقتصادی متمرکز خواهد ماند. در صورت کاهش وابستگی روسیه به چین به‌دلیل رفع تحریم‌ها، توازن جدیدی شکل می‌گیرد، اما اگر مسکو منابع خود را صرف مناطق اشغالی کند، چین می‌تواند خلأ ایجادشده را پر کند.

در هر سناریو، تعامل میان جاه‌طلبی‌های ژئوپلیتیکی روسیه، صبر راهبردی چین و رویکرد عمل‌گرای رهبران آسیای مرکزی، نظم منطقه‌ای پساجنگ را تعریف خواهد کرد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا