اروپانظام بین‌الملل و نهادها

نشست آنکارای ناتو بیشتر یک هشدار بود تا راه فرار

کاهش تعهدات آمریکا در ناتو امنیت اروپا را در برابر بازسازی نظامی روسیه به خطر می‌اندازد.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «نشست آنکارای ناتو بیشتر یک هشدار بود تا راه فرار» نوشته مارک چمپیون (Marc Champion) در بلومبرگ (Bloomberg) منتشر شده است. این یادداشت، چالش‌های ساختاری ناتو در نشست آنکارا را در سایه رفتارهای غیرقابل‌پیش‌بینی ترامپ بررسی کرده و به واکاوی ضرورت فوریت استقلال نظامی و صنعتی اروپا در مواجهه با کاهش تدریجی نقش حمایتی ایالات متحده و تهدیدات فزاینده روسیه می‌پردازد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

نشست اخیر سران ناتو در آنکارا بیش از آنکه نمادی از موفقیت یا انسجام درونی باشد، هشداری جدی درباره آینده بقای این ائتلاف نظامی بود. در حالی که بقای نهادی سازمان و حفظ تعهد واشنگتن به ماده پنج دفاع دسته‌جمعی به عنوان دستاورد اصلی این نشست دوروزه معرفی شد، بستر این رویداد نشان‌دهنده ریسک‌های عمیق ساختاری است. تنش‌های دیپلماتیک و مواضع تقابلی رهبری آمریکا، از جمله طرح ادعاهای ارضی قدیمی بر سر گرینلند و توصیف سایر اعضا به عنوان شرکای ضعیف، نشان می‌دهد که نشست‌های بین‌المللی به جای بستری برای تدوین راهبرد‌های مشترک علیه تهدیدات نوین، به صحنه‌ای برای تضعیف و تهدید ارکان ائتلاف تبدیل شده‌اند. تصمیمی که برای لغو نشست سال آینده و موکول‌کردن آن به سال‌های بعد اتخاذ شد، به وضوح نشان‌دهنده تلاش برای گریز از تکرار این تجربیات تنش‌زا است.

این بحران دیپلماتیک در شرایطی رخ می‌دهد که تهدیدات امنیتی پیرامون اروپا با سرعتی بی‌سابقه در حال تغییر است. ارزیابی‌های نظامی نشان می‌دهند که صرف‌نظر از چگونگی پایان مناقشه اوکراین، روسیه در آینده با نیروهای مسلح بزرگ‌تر، مدرن‌تر، باتجربه‌تر و مجهزتر ظاهر خواهد شد که تاکتیک‌های متفاوتی را در نبردهای بعدی به کار خواهد گرفت. اگرچه برخی روندهای مثبت نظیر تمایل هم‌پیمانان به افزایش توان دفاعی آلمان و تداوم حمایت از اوکراین مشاهده می‌شود، اما محرک اصلی این تغییرات، ترسی واقعی از خروج کامل یا ناگهانی ایالات متحده از ناتو است که پایتخت‌های اروپایی را به سمت ایجاد یک سیستم بازدارندگی مستقل هدایت می‌کند.

تجربه نشست آنکارا دو درس راهبردی کلیدی برای متحدان غربی به همراه دارد. نخست اینکه موافقت با درخواست‌های ترامپ برای افزایش بودجه دفاعی به سقف پنج درصد تولید ناخالص داخلی، هرگز برای جلب رضایت واشنگتن کافی نخواهد بود؛ چرا که رویکرد دولت کنونی آمریکا ریشه در یک خصومت و بدبینی دیرینه نسبت به فلسفه وجودی پیمان‌های چندجانبه دارد و همواره بهانه‌های جدیدی برای به چالش کشیدن متحدان سنتی ایجاد خواهد شد. درس دوم این است که بر خلاف دوره‌های گذشته، نگاه تقابلی و تحقیرآمیز نسبت به ناتو دیگر منحصر به شخص رئیس‌جمهور نیست، بلکه به بدنه پنتاگون و دکترین‌های جدید دفاعی آمریکا نیز نفوذ کرده است. برنامه‌ریزان نظامی اروپا اکنون با کاهش یا خروج ناگهانی و غیرمنتظره دارایی‌های راهبردی از سوی وزارت دفاع آمریکا مواجه هستند که بیشتر جنبه تنبیهی دارد تا تحولی برنامه‌ریزی‌شده.

اگرچه دکترین‌های جدید واشنگتن بر بازگشت ناتو به الگوی جنگ سرد و تمرکز بر توان رزمی خود اعضای اروپایی تأکید دارند، اما نحوه اجرای این گذار و کاهش سهم تکالیف ایالات متحده، آسیب‌پذیری‌های شدیدی ایجاد کرده است. خروج دارایی‌های حیاتی آمریکا در حوزه‌های اطلاعاتی، نظارتی و شناسایی پیش از آنکه اروپا جایگزینی برای آن‌ها فراهم کند، امنیت قاره را تضعیف می‌کند. علاوه بر این، رفتارهای گزینشی در دعوت از اعضا برای برنامه‌ریزی‌های راهبردی، به شکاف‌های درونی دامن می‌زند. در نهایت، کشورهای اروپایی ناتو ناگزیرند هزینه‌های دفاعی خود را به طور مؤثری افزایش داده، خریدهای نظامی را یکپارچه کنند و وابستگی راهبردی خود را به واشنگتن خاتمه دهند؛ زیرا پنج تا هفت سال آینده، زمان کلیدی بازسازی نظامی روسیه خواهد بود و اروپا باید پیش از تکمیل این فرآیند، روند انتقال به یک نظام دفاعی کاملاً بومی و مستقل را به سرانجام برساند./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا