اروپاخارجیسیاست داخلی و جامعه

آیا جنگ داخلی در اروپا ممکن است؟

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشت «آیا جنگ داخلی در اروپا ممکن است؟» نوشته راد درِهِر (Rod Dreher)، و منتشرشده در نشریه یوروپین کنسروتیو (European Conservative)، به هشدار درباره احتمال بروز جنگ داخلی در شماری از کشورهای اروپایی می‌پردازد. با استناد به تحلیل‌های یک متخصص جنگ داخلی، نشانه‌های از ‌هم ‌گسیختگی اجتماعی، فروپاشی اقتدار دولت‌ها در شهرهای بزرگ و رشد نفوذ مهاجران در فضاهای عمومی را از علائم نگران‌کننده مسیر پرتنش پیش‌رو معرفی می‌کند. در ادامه، خلاصه این مطلب آمده است.


در آمریکا، تصویر حزب آلترناتیو برای آلمان (AfD) اغلب به‌عنوان حزبی افراطی و نزدیک به نازیسم ارائه می‌شود، درحالی‌که بررسی دقیق‌تر برنامه‌های این حزب نشان می‌دهد که بسیاری از مواضع آن با دیدگاه‌های سنتی محافظه‌کارانه در ایالات متحده مشابه است. در آلمان نیز رسانه‌ها و دولت با ترس و تخریب چهره حزب AfD تلاش می‌کنند تا مشکلات واقعی کشور از جمله مهاجرت گسترده و اسلام‌گرایی را نادیده بگیرند.

در جریان دیداری خصوصی با برخی از نمایندگان AfD در بوداپست، با نمونه‌هایی از آزار و فشارهای سیاسی و اجتماعی علیه این حزب مواجه شده‌اند که شامل تهدید خانواده‌ها، بایکوت‌های نهادی و اقداماتی امنیتی برای حذف حزب از فضای سیاسی رسمی است. به ‌ویژه اشاره می‌شود به گزارشی ۱۰۰۰ صفحه‌ای از سرویس اطلاعات داخلی آلمان که تلاش دارد این حزب را «افراطی» معرفی کند و از توئیتی ساده مبنی بر اینکه «افتخار آلمانی بودن شرم‌آور نیست» به‌عنوان سند استفاده کرده است.

این رفتار نشانه‌ای از «توتالیتاریسم نرم» در آلمان است، که در حال عبور از مرزهای نسخه سخت این پدیده است. در ادامه، به دیگر کشورهای اروپایی نیز اشاره می‌شود. به گزارشی از مرکز کنترل مهاجرت بریتانیا اشاره می‌شود که نشان می‌دهد مهاجران با نرخ ۳.۵ برابر بیشتر از شهروندان بومی، مرتکب جرایم جنسی می‌شوند. با این حال دولت بریتانیا بیشتر نگران «اسلام‌هراسی» است تا امنیت زنان.

در فرانسه، شورش جوانان آفریقایی و عرب پس از پیروزی یک تیم فوتبال، منجر به کشته و زخمی‌شدن ده‌ها نفر و تخریب اموال عمومی شد. تصویری که از جوانی با پرچم فلسطین بر فراز مجسمه ژاندارک منتشر شد، نماد تصرف فضاهای عمومی توسط مهاجران و بی‌اعتنایی به نمادهای ملی است. مارین مارشال، نماینده فرانسوی پارلمان اروپا، در واکنش به این حادثه نوشت که ادامه این وضعیت نمی‌تواند به صلح و انسجام ملی منجر شود.

افزایش ترس مردم از حملات با چاقو توسط مهاجران و مسلح ‌شدن جوانان آلمانی به چاقو برای دفاع شخصی خبر می‌دهند. مالکیت بر فضاهای عمومی دیگر در دست شهروندان قانون‌مدار نیست و این امر نشانه‌ای از فروریزی نظم اجتماعی است.

بخش عمده‌ای از مقاله به نقل از دیوید بِتز، استاد دانشگاه کینگز کالج لندن و متخصص جنگ داخلی، اختصاص دارد. بتز طبق مقاله‌ای که در نشریه Military Strategy Magazine  منتشر کرده، هشدار می‌دهد که دست‌کم ده کشور اروپایی در مسیر بالقوه جنگ داخلی قرار دارند. بریتانیا و فرانسه در صدر این فهرست هستند و پس از آن‌ها آلمان و سوئد قرار دارند.

بِتز مفهوم «شهرهای وحشی» (feral cities) را معرفی می‌کند: کلان‌شهرهایی که دولت توانایی حفظ قانون و نظم درون آن‌ها را از دست داده اما همچنان در سطح بین‌المللی فعال است. این شهرها معمولاً محل سکونت جمعیت‌های مهاجر، بیگانه و مسلمان هستند. عامل دوم، نارضایتی جمعیت بومی است که به دلیل جرایم و تنش‌ها از شهرها رانده شده‌اند و ممکن است برای انتقام، زیرساخت‌های شهری را هدف قرار دهند.

روند جنگ داخلی احتمالی از غیر قابل ‌اداره‌شدن شهرها آغاز می‌شود و سپس مهاجرت جمعیت بومی به روستاها و مناطق حومه رخ می‌دهد، در حالی که آنان شهرها را اشغال‌شده توسط بیگانگان می‌بینند. مرحله بعدی، حمله مستقیم به زیرساخت‌های شهری و تلاش برای فروپاشی سیستماتیک شهرها خواهد بود.

بِتز هشدار می‌دهد که باید علائم نمادینی مانند تخریب آثار ملی توسط گروه‌های مهاجم را جدی گرفت. به‌گفته او، دولت‌ها باید برنامه‌هایی برای حفاظت از میراث فرهنگی و حتی زرادخانه‌های هسته‌ای تهیه کنند. همچنین پیشنهاد می‌کند که مناطق امنی خارج از شهرها طراحی شوند تا مردم در صورت بروز درگیری به آنجا پناه ببرند.

بِتز تأکید می‌کند که نباید دچار «سوگیری نرمال‌بودن» (normalcy bias) شد؛ یعنی تصور غلطی که می‌گوید چون شرایط فعلی عادی به نظر می‌رسد، پس خطری جدی وجود ندارد. تجربه تاریخی نشان داده که نخبگان حاکم اغلب در درک نشانه‌های بحران ناکام مانده و قربانی طوفان‌های اجتماعی شده‌اند.

اروپا و حتی آمریکا، همچنان گرفتار توهم آرامش‌اند؛ درحالی‌که شرایط واقعی حاکی از انباشت بحران‌هایی است که نادیده‌گرفتن آن‌ها مسیر را برای یک انفجار اجتماعی مهیب هموار می‌کند. به باور او، حزب AfD  و رهبران آن، اگر چه در حاشیه قرار داده شده‌اند، اما به ‌نوعی «قناری‌های معدن زغال‌سنگ» هستند که هشدار وقوع فاجعه را می‌دهند؛ پرسش اصلی این است: آیا اروپا می‌خواهد تسلیم شود، یا آماده مقابله است؟/ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا