جنگ جهانی سوم آغاز شده است
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «جنگ جهانی سوم آغاز شده است» که به قلم دیمیتری ترنین (Dmitry Trenin)، در راشاتودی (RT)، منتشر شده است، استدلال میکند که جنگ جهانی سوم بهشکلی مدرن و پراکنده آغاز شده است، اما هنوز بهطور گسترده شناسایی نشده است. نویسنده این درگیری را نبردی برای تعیین توازن قدرت آینده بین غرب (بهرهبری آمریکا) و ائتلاف چین-روسیه میداند و خواستار اقدامات راهبردی جسورانه برای دفاع از منافع روسیه است. در ادامه چکیده این مقاله را میخوانید.
جنگ جهانی سوم بهشکلی مدرن و غیرمتمرکز آغاز شده است، اما بسیاری آن را تشخیص ندادهاند. من معتقدم که دوره پیش از جنگ برای روسیه در سال ۲۰۱۴، برای چین در سال ۲۰۱۷، و برای ایران در سال ۲۰۲۳ پایان یافت و از سال ۲۰۲۲، کارزار غرب علیه روسیه قاطعتر شده است. این جنگ، برخلاف جنگهای قرن بیستم، نه با تهاجمات عظیم یا رویارویی هستهای، بلکه با درگیریهای مداوم و چندوجهی تعریف میشود که هدف آن بیثباتی داخلی از طریق خرابکاری اقتصادی، ناآرامی اجتماعی و فرسایش روانی است. این درگیری جهانی است، نه به دلیل مقیاس، بلکه به دلیل پیامدها و تعیین توازن قدرت آینده. غرب، بهرهبری آمریکا، ظهور چین و احیای روسیه را تهدیدی وجودی میبیند و جهانیسازی غربی (اقتصادی، سیاسی، و فرهنگی) نمیتواند مدلهای تمدنی جایگزین را تحمل کند.
غرب دیگر بهدنبال مصالحه نیست. حملات پهپادی به زیرساختها و تأسیسات هستهای، ترورهای سیاسی و هدفقراردادن غیرنظامیان نشاندهنده جنگ تمامعیار است. به حملات ماه ژوئن به پایگاههای هوایی روسیه و اقدامات اسرائیل علیه ایران با حمایت آمریکا و انگلیس اشاره میکنم و معتقدم که غرب، روسیه، ایران، چین و کرهشمالی را بهعنوان محوری واحد میبیند. این دیدگاه، برنامهریزی نظامی غرب را شکل میدهد. اظهارات جو بایدن به رئیسجمهور برزیل مبنی بر تمایل به «نابودی» روسیه، نشانهای از دکترین «شکست راهبردی» است.
اروپا، بهویژه انگلیس، فرانسه و آلمان، با تأمین تسلیحات و اطلاعات برای اوکراین، بهسمت جنگ گستردهتر با روسیه حرکت میکند. سخنان دمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین، درباره «خطرناکشدن دوباره آلمان» را یادآوری میکنم و معتقدم که هدف غرب دیگر مهار نیست، بلکه «حل مسئله روسیه» است. اوکراین تنها ابزاری در دست بروکسل است و رهبران اروپایی فاقد توان قضاوت راهبردی هستند.
در اینجا پیشنهادهایی برای واکنش روسیه ارائه میدهم:
تقویت جبهه داخلی: بسیج هوشمند در بخشهای اقتصادی، فناوری و جمعیتی، همراه با ترویج وحدت، عدالت اجتماعی و میهنپرستی. سیاستهای مالی، صنعتی و جمعیتی باید با واقعیتهای جنگ طولانیمدت هماهنگ شود.
تقویت اتحادهای خارجی: بلاروس و کرهشمالی متحدان قابل اعتمادی هستند، اما نیاز به شریکی در جنوب وجود دارد. جنگ اسرائیل-ایران درسهایی درباره هماهنگی دشمنان ارائه میدهد که روسیه باید از آن الگوبرداری کند.
تعامل تاکتیکی با دولت ترامپ: کاهش دخالت آمریکا در اوکراین فرصتی تاکتیکی است، اما سیاست خارجی آمریکا همچنان خصمانه باقی میماند.
هشدار به اروپا: انگلیس، فرانسه، آلمان، فنلاند، لهستان و کشورهای حوزه بالتیک باید آسیبپذیری خود را درک کنند. در صورت تشدید، اقدامات پیشدستانه (ابتدا با تسلیحات متعارف و در صورت لزوم «ابزارهای ویژه» مانند سلاحهای هستهای) ضروری است.
نفوذ در سپر اطلاعاتی غرب: روسیه باید با تأثیرگذاری بر افکار عمومی و سیاست داخلی غرب، روایتهای خود را پیش ببرد.
این جنگ طولانی خواهد بود و مانند سال ۱۹۴۵ پایان نمییابد یا به همزیستی جنگ سرد منجر نمیشود. روسیه باید برای جایگاه خود در نظم جهانی جدید مبارزه کند، و تأخیر در اوکراین نباید تکرار شود. پیروزی بهمعنای خنثیکردن برنامههای دشمن است، نه اشغال سرزمین./ منبع



