اتحادیههای کارگری اروپا چگونه میتوانند به پایان دادن به درگیریها در غزه کمک کنند
اتحادیههای کارگری اروپا میتوانند با هدف قرار دادن زنجیره تأمین، حمایت دولتهای خود از اسرائیل را تضعیف کرده و به توقف درگیریها کمک کنند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «اتحادیههای کارگری اروپا چگونه میتوانند به پایان دادن به درگیریها در غزه کمک کنند» به قلم سامر جابر (Samer Jaber) در الجزیره (Al Jazeera) منتشر شده است. این مقاله استدلال میکند که اعتصابها و اقدامات صنعتی اتحادیههای کارگری اروپا، بهویژه در بنادر و زنجیرههای تأمین، موثرترین ابزار برای تحت فشار قرار دادن دولتهای غربی جهت قطع حمایت سیاسی، نظامی و لجستیکی از اسرائیل و پایان دادن به درگیریها هستند. نویسنده تأکید میکند که برخلاف اعتراضات خیابانی که شکست خوردهاند، اقدامات مستقیم کارگری میتوانند هزینههای اقتصادی لازم برای تغییر سیاستها را ایجاد کنند. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
در شرایطی که آتشبس در غزه از دهم اکتبر به اجرا درآمده، اما خشونتهای اسرائیل متوقف نشده و در طول سه هفته بیش از ۲۲۰ فلسطینی کشته شدهاند و میزان کمکهای توافقشده به غزه همچنان محدود است، میتوان امید داشت که بسیج گسترده کارگری پاسخگو باشد. دو سال اعتراض خیابانی نتوانسته است دولتهای غربی را وادار به تغییر موضع در قبال اسرائیل کند، اما اتحادیههای کارگری، بهویژه در اروپا، موقعیت منحصر به فردی برای تضعیف حمایت دولتهایشان از اسرائیل دارند.
اقدام صنعتی بر خلاف راهپیماییهای اعتراضی که فشار را کاهش میدهند، میتواند زنجیرههای تأمین را فلج کند، هزینههای تولید را افزایش دهد و دولتها را مجبور به امتیازدهی کند. اتحادیهها دارای تجربه سازمانی لازم برای تشدید اقدامات از کندیهای محلی تا اعتصابات در مقیاس ملی هستند. در دموکراسیهای لیبرال، اتحادیهها همچنان مؤثرترین ابزاری هستند که مردم میتوانند از طریق آن دولتها را به عمل وادار کنند. سوابق تاریخی از جمله اعتصاب ضد آپارتاید در فروشگاههای Dunnes Stores ایرلند در سال ۱۹۸۴ و اقدام کارگران اسکله سان فرانسیسکو در ماه نوامبر ۱۹۸۴، نقش فعال اتحادیهها در اعمال تحریمها و تغییر سیاستهای دولتی را اثبات میکند.
اتحادیه اروپا بزرگترین شریک تجاری اسرائیل است و ۳۲ درصد از کل تجارت کالایی اسرائیل در سال ۲۰۲۴ را تشکیل میدهد. بخش عمدهای از تدارکات نظامی و لجستیکی اسرائیل از کشورهای اتحادیه اروپا میآید؛ بنابراین، ایجاد اختلال در این زنجیره تأمین میتواند ماشین جنگی اسرائیل را مستقیماً تضعیف کند. بنادر نقاط حساس کلیدی در این زنجیره هستند. اقدام صنعتی هدفمند در بنادر برای توقف محمولههای ورودی یا خروجی به مقصد یا از مبدأ اسرائیل تأثیر قابل توجهی خواهد داشت. کالاهای اسرائیلی تنها ۰.۸ درصد از کل تجارت اتحادیه اروپا را تشکیل میدهند، بنابراین چنین اقداماتی ضربهای سخت به اسرائیل میزند در حالی که کمترین تأثیر را بر اقتصاد اتحادیه اروپا دارد. همچنین، مختل کردن بنادر اتحادیه اروپا میتواند بر تجارت اسرائیل با ایالات متحده (بزرگترین شریک تجاری آن) که از طریق اروپا ترانزیت میشود، تأثیر گذاشته و هزینههای لجستیکی اسرائیل را بهشدت افزایش دهد. اتحادیهها میتوانند با امتناع از جابجایی کالاهای تولیدشده در شهرکهای اسرائیلی یا حتی هر محصولی که به مقصد یا از مبدأ اسرائیل است، تجارت را پرهزینه سازند و به این ترتیب از حقوق بینالملل و اصول حقوق بشر حمایت کنند.
جنگ و استعمار اسرائیل در فلسطین متکی به روابط نزدیک با شرکتهایی است که بسیاری از آنها کارفرمایان اصلی در اروپا و آمریکای شمالی هستند. این شرکتها اغلب همزمان از اشغال و جنگ سود میبرند و در داخل، کارگران را استثمار میکنند. این موضوع زمینه مشترکی برای اتحاد جنبشهای همبستگی و اتحادیههای کارگری ایجاد میکند. با مختل کردن زنجیره تأمین اسرائیل، اتحادیهها نهتنها تلاشهای جنگی اسرائیل را تضعیف میکنند، بلکه شرکتها را نیز در قبال اولویت دادن سود بر جان انسانها پاسخگو میسازند. حرکات نمادین و وعدههای دیپلماتیک برای توقف جنگ کافی نیستند و تنها اقدام هماهنگ و ملموس (مانند اعتصابات در سایتهای تولید و بنادر) میتواند ماشین جنگی اسرائیل را در هم بشکند و دولتها را مجبور به ترک لفاظیهای توخالی کند./ منبع



