آیا اروپا بهدنبال تشکیل دولت فلسطینی است؟
به گزارش اطلس دیپلماسی یادداشتی با عنوان «آیا اروپا بهدنبال تشکیل دولت فلسطینی است؟» نوشته مالک الخوری (Malek al-Khoury) در وبگاه کریدل (Cradle) منتشر شده است. حرکت اخیر کشورهای اروپایی برای شناسایی دولت فلسطین نه از موضع اصولی بلکه بهمثابه ابزاری ژئوپولیتیک برای معاملات منطقهای و نزدیکی با عربستان، ترکیه و اسرائیل صورت میگیرد. این روند نوعی بازتعریف تسلیم فلسطینیان در قالب موفقیت دیپلماتیک است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
از زمان تأسیس اسرائیل در سال ۱۹۴۸ میلادی، این دولت هرگز در مرزهای ثابت عمل نکرده و همواره بر مبنای توسعهطلبی و حمایت غرب پیش رفته است. از جنگهای اشغالی و الحاق بیتالمقدس، جولان و کرانه باختری، مرزهای اسرائیل همواره با اعمال زور تغییر کرده است. امروز، با قدرتگیری جریان ملیگرای مسیحی-مسیانی در داخل اسرائیل، پروژه «اسرائیل بزرگ» بهعنوان حق تاریخی دنبال میشود و سیاستهای تخریب روستاها، گسترش شهرکها و اعمال آپارتاید شدت یافته است. در همین شرایط، اروپا در پی شناسایی دولت فلسطین است؛ اقدامی متناقض با واقعیت میدانی که فلسطین را در بیشترین سطح پراکندگی قرار داده است.
پروژه صهیونیسم از اعلامیه بالفور در سال ۱۹۱۷ تا ۱۹۴۸ میلادی همواره بر «جایگزینی قومی» استوار بوده است. طرح تقسیم ۱۹۴۷ سازمان ملل، با واگذاری ۵۵ درصد فلسطین تاریخی به جنبش صهیونیستی در حالیکه یهودیان تنها ۶ درصد زمینها را داشتند، نقطه عطفی بود که اسرائیل بلافاصله آن را نقض کرد و ۷۸ درصد سرزمین را تصرف نمود. امتناع اسرائیل از تدوین قانون اساسی نیز در راستای پرهیز از محدودشدن به مرزهای مشخص است. این سیاست توسعهطلبانه حتی شامل بخشهایی از اردن، سوریه، لبنان و مصر میشود. در این چارچوب، مفهوم «دولت یهود» تلاشی برای نهادینهسازی تبعیض نژادی و انکار فلسطینیان بهعنوان مردم بومی است.
تحول دیگری پس از عملیات «توفان الاقصی» در ۷ اکتبر رخ داد؛ گروههای فلسطینی، حتی حماس، برای نخستینبار از آمادگی جهت پذیرش راهحل دو دولتی سخن گفتند. خلیل الحیه اعلام کرد حماس با تشکیل دولت فلسطین در مرزهای تعیین شده سال ۱۹۶۷ و پایتختی قدس و بدون شهرکها موافق است. این تغییر موضع، عقبنشینی از خواست آزادی کامل فلسطین تاریخی و نتیجه فشارهای منطقهای و بینالمللی تلقی میشود.
در این میان، فرانسه اعلام کرده که در ماه سپتامبر در مجمع عمومی سازمان ملل دولت فلسطین را بهرسمیت خواهد شناخت. اما مکرون این موضع را مشروط به آتشبس، آزادی گروگانها، غیرنظامیسازی حماس و بازسازی غزه کرده و هدف اصلی را تأمین امنیت اسرائیل دانسته است. این اقدام ابزاری برای نزدیکشدن به عربستان است؛ کشوری که عادیسازی روابط با اسرائیل را به پیشرفت در پرونده فلسطین گره زده است.
همزمان، انگلیس نیز تحت فشار داخلی برای بهرسمیتشناختن فلسطین قرار دارد. کییر استارمر، نخستوزیر انگلیس این اقدام را بخشی از «مسیر صلح» معرفی کرده است. لندن از این طریق، بهدنبال تحکیم محور راهبردی پسابرگزیت با ترکیه است؛ کشوری که هم با اسرائیل تجارت میکند و هم از حماس حمایت سیاسی دارد. بنابراین، دو محور غیررسمی پدید آمده است: پاریس–ریاض و آنکارا–لندن که هدف مشترکشان استفاده ابزاری از موضوع فلسطین است.
با این حال، حتی اگر همه اروپا فلسطین را بهرسمیت بشناسند، بدون مرز مشخص، حاکمیت واقعی و توقف شهرکسازی معنای عملی ندارد. نتانیاهو آشکارا هر دولت فلسطینی را خطری برای اسرائیل دانسته و بر تداوم کنترل امنیتی تأکید کرده است. در شرایطی که ۶۸ درصد کرانه باختری در اختیار اسرائیل و بیش از ۷۵۰ هزار شهرکنشین در آن مستقرند، تشکیل دولت مستقل عملاً ناممکن به نظر میرسد. در حالیکه تصویر جهانی اسرائیل تضعیف شده، دولت راستگرای آن بهدنبال الحاق کامل کرانه باختری و حتی توسعه نفوذ به سینا، جنوب سوریه و اردن است. آنچه بهعنوان «شناسایی دولت فلسطین» مطرح میشود، نه آزادی بلکه دفن رؤیای فلسطینیان زیر نقاب دیپلماسی است./ منبع



