درهمریختگی مرزبندیهای اروپا در سایه رأیگیریهای ایران و اسرائیل
شکافهای سنتی ایدئولوژیک در اروپا جای خود را به عدم مداخله و همسویی با سیاستهای اسرائیل و ایالات متحده دادهاند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «درهمریختگی مرزبندیهای اروپا در سایه رأیگیریهای ایران و اسرائیل» نوشته الدار مامدوف (Eldar Mamedov) و منتشرشده در ریسپانسیبل استیتکرفت (Responsible Statecraft)، به بررسی دگرگونی الگوهای ائتلاف سیاسی در پارلمان اروپا میپردازد و نشان میدهد که شکافهای سنتی ایدئولوژیک جای خود را به صفبندیهایی بر محور حاکمیت ملی، عدم مداخله و نسبت با سیاستهای اسرائیل و ایالات متحده دادهاند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
پارلمان اروپا قطعنامهای را با اکثریت قاطع در محکومیت «سرکوب معترضان در ایران» تصویب کرد که در نگاه نخست نشاندهنده اجماعی گسترده بود، اما بررسی الگوی رأیدهی به اصلاحیهها تصویری پیچیدهتر از تحولات سیاسی در این نهاد ارائه داد. در یکی از اصلاحیهها که خواستار تنشزدایی و محکومیت تهدیدهای نظامی علیه ایران بود، ترکیبی غیرمنتظره از بلوکهای راست افراطی و چپ افراطی رأی موافق دادند، در حالی که تمامی جریانهای میانه با آن مخالفت کردند. این الگو نشانه شکلگیری نوعی بازآرایی سیاسی بود که بیش از آنکه بر تقسیمبندی سنتی چپ و راست متکی باشد، بر محورهایی مانند حاکمیت ملی، عدم مداخله و نگاه انتقادی یا حمایتی نسبت به اسرائیل و ایالات متحده شکل میگرفت.
در کنار محکومیت سرکوب اعتراضات و درخواست برای توقف خشونت و گفتوگوی واقعی با تهران، اصلاحیهای دیگر بر احترام کامل نهادهای اتحادیه اروپا به حاکمیت و تمامیت ارضی ایران، محکومیت هرگونه تهدید یا استفاده از نیروی نظامی و مخالفت با تلاشهای خارجی برای بیثباتسازی داخلی تأکید داشت. این اصلاحیه علاوه بر جناح چپ، از سوی بلوک راستگرای «میهنپرستان برای اروپا» و همچنین گروهی راستگراتر به رهبری حزب آلترناتیو برای آلمان حمایت شد، اما جریانهای اصلی میانه با پیوستن به محافظهکاران اصلاحطلب، مانع تصویب آن شدند. این شکاف نشان داد که نوعی همگرایی موقت میان نیروهای ایدئولوژیک متضاد در مخالفت با مداخلهگری خارجی در حال شکلگیری است.
این همگرایی، پایدار و منسجم نبود و در اصلاحیههای دیگر دچار شکست شد. در اصلاحیهای که خواستار اعمال فشار دیپلماتیک اتحادیه اروپا بر آمریکا و اسرائیل برای پرهیز از تهدید نظامی و حرکت بهسوی تنشزدایی بود، آرایش رأیدهی تغییر کرد. در این مورد، بخشی از جریان چپ میانه به دلیل همسویی با مواضع دولت اسپانیا از این اصلاحیه حمایت کرد، اما جریانهای میانه و لیبرال به دلیل جهتگیری آتلانتیکگرا و روابط نزدیک با اسرائیل مخالفت کردند. در مقابل، برخی نیروهای راستگرا که پیشتر از عدم مداخله حمایت کرده بودند، به دلیل رویکردهای هویتی و ضداسلامی، جانب اسرائیل را گرفتند و از این موضع عقبنشینی کردند.
ائتلافهای شکلگرفته بیش از آنکه نتیجه مذاکرات رسمی باشند، بازتاب ملاحظات مقطعی و رقابتهای ملی بودند. نمونه فرانسه نشان داد که رأیگیریهای پارلمان اروپا میتواند بازتابی از صفبندیهای آتی انتخابات ریاستجمهوری باشد. برخی سیاستمداران با تأکید بر حاکمیت ملی و فاصله گرفتن از مداخلهگری آمریکا، تلاش کردند پایگاه رأی خاصی را هدف قرار دهند، در حالی که برخی دیگر با مواضع مداخلهگرایانهتر، به دنبال تمایز از هر دو سوی افراطی بودند. در مجموع، این رأیگیری نه به تغییر فوری سیاست خارجی اتحادیه اروپا انجامید و نه شکافی یکپارچه ایجاد کرد، اما نشان داد که اجماع سنتی مرکز سیاسی شکننده شده و جبههای مبتنی بر حاکمیت و عدم مداخله میتواند در موضوعات خاص، شکافهایی معنادار در ساختار قدرت ایجاد کند./ منبع



