آمریکا باید جنگافزارهای ذهنی برای درگیری احتمالی اسرائیل و ترکیه طراحی کند
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشت «آمریکا باید جنگافزارهای ذهنی برای درگیری احتمالی اسرائیل و ترکیه طراحی کند» نوشته مایکل روبین (Michael Rubin)، و منتشرشده در نشریه واشنگتن اگزمینر (Washington Examiner)، بر لزوم آمادگی ایالات متحده برای سناریوی درگیری نظامی میان اسرائیل و ترکیه تأکید دارد. با توجه به رفتارهای تهاجمی آنکارا و همپیمانیاش با گروههای تروریستی، این درگیری دیگر صرفاً یک فرضیه دور از ذهن نیست. در ادامه، خلاصه این مطلب آمده است.
بازیهای سیاسی که توسط اندیشکدهها یا نهادهای دولتی آمریکا برگزار میشوند، گروههایی از تحلیلگران را وادار میکنند تا در قالب بازی نقش، تصمیمات نظامی و سیاسی کشورهای مختلف را شبیه سازی و پیامدهای آنها را بررسی کنند. هدف این بازیها نه پیروزی یک طرف بلکه آشکارسازی ضعفهای تحلیلی، چالشهای نادیده گرفته شده و عبور از تفکر قالبی است.
برخی از این بازیهای جنگی، توجه رسانهها را به خود جلب کردهاند؛ از جمله بررسی احتمال حمله ایران به پایگاه ناوگان پنجم آمریکا در بحرین در واکنش به حمله اسرائیل به تأسیسات هستهای ایران، حتی بدون دخالت مستقیم پنتاگون. همچنین، در یک بازی جنگی اخیر به میزبانی اندیشکده «Middle East Forum» مطرح شد که ممکن است ایران برای پیشگیری از واکنش آمریکا به صادرات نفت خود، از چین دعوت کند تا نیروی دریاییاش را در پایانه نفتی خارک مستقر کند. از دیگر سناریوهای بررسیشده، میتوان به احتمال حمله چین به تاسیسات آمریکایی در گوام یا سنگاپور پیش از حمله به تایوان، یا بررسی آستانه واکنش هستهای روسیه به حجم ارسال تسلیحات ناتو به اوکراین اشاره کرد.
بازیهای جنگی کاربرد دیگری نیز دارند: مجبور کردن سیاستگذاران برای کنار گذاشتن خوشبینی غیر واقعگرایانه و روبهرو شدن با واقعیات تلخ. او انتقاد میکند که دولت دونالد ترامپ بر اساس وعدههای اغواگرانه و منافع اقتصادی احتمالی که رجب طیب اردوغان مطرح کرده، بیش از حد روی ترکیه سرمایهگذاری کرده است. این سیاست منجر به تناقضهایی شده که در آن نمیتوان هم زمان حامی ترکیه و مخالف حماس بود؛ چرا که امروزه بسیاری از فعالیتهای تروریستی حماس نه در تهران بلکه در استانبول طراحی و هدایت میشوند، جایی که ترکیه به رهبران و منابع مالی این گروه پناه داده است.
با توجه به لحن خصمانه روز افزون اردوغان علیه اسرائیل و حمایتهای آشکار ترکیه از گروههای تروریستی، امکان وقوع درگیری نظامی میان این دو کشور وجود دارد. جرقه چنین درگیریای میتواند در سوریه زده شود، جایی که ترکیه عملاً مرز مشترک با اسرائیل پیدا کرده و از گروه «هیئت تحریر الشام» برای تبدیل سوریه به یک نیابتی تمام عیار استفاده میکند، مشابه با الگوی حزبالله در لبنان که به دست ایران به یک پایگاه وابسته بدل شد. احتمال دیگر، کشمکشی بر سر برنامه هستهای ترکیه است؛ برنامهای که اردوغان آن را همانند آیتالله خامنهای به ظاهر غیرنظامی اما در عمل ابزاری برای رسیدن به آرزوی دیرین تسلیحات اتمی پیش میبرد.
واشنگتن باید اکنون بپذیرد چیزی که زمانی غیر قابل تصور بود، یعنی جنگ میان یک عضو ناتو و اسرائیل، امروز به یک احتمال قابل پیشبینی تبدیل شده است. از دولت آمریکا باید پرسید که اگر چنین جنگی رخ دهد، چه شکلی خواهد داشت؟ آیا شامل حملات موشکی و پهپادی خواهد شد؟ درگیری دریایی در مدیترانه شرقی؟ نبرد هوایی میان دو کشوری که هر دو از تسلیحات آمریکایی استفاده میکنند؟ آیا ممکن است ترکیه تلاش کند با یک عملیات زمینی، اسرائیل را در باریکترین نقطهاش، یعنی حد فاصل هشت مایلی بین مدیترانه و کرانه باختری، به دو نیم تقسیم کند؟
پادشاه اردن، عبدالله دوم، که در داخل کشور خود از محبوبیت چندانی برخوردار نیست، در برابر فشارهای داخلی که به شدت ضد اسرائیل هستند، چه خواهد کرد؟ آیا ترکیه همانگونه که در حمایت از جمهوری آذربایجان در جنگ قره باغ از جهادیهای سوری و نیروهای سابق داعش استفاده کرد، این بار نیز از این مزدوران در جنگ علیه اسرائیل بهره خواهد گرفت؟
تصمیم دولت ترامپ برای ازسرگیری احتمال فروش جنگندههای اف-۳۵ به ترکیه که وزارت دفاع و کنگره آمریکا باید به طور جدی بررسی کنند که در صورت وقوع جنگ، این جنگندهها چه نقشی در درگیری با اسرائیل خواهند داشت، به ویژه اگر علیه خود منافع غربی به کار گرفته شوند.
که وقوع جنگ میان اسرائیل و ترکیه دیگر یک سناریوی دور از ذهن نیست و میتواند در بازه زمانی ده سال آینده محقق شود. پرسش اصلی این است که آیا آمریکا میتواند مانع از این درگیری شود؟ در صورت وقوع، فروشهای نظامی چه تأثیری بر آن خواهد داشت؟ و نهایتاً، ایالات متحده ترجیح میدهد کدام طرف در این جنگ پیروز شود؟/ منبع



