شکست نظامی آمریکا در دریای سرخ
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «شکست نظامی آمریکا در دریای سرخ» نوشتهی پیتر راجرز (Peter Rodgers)، و منتشرشده در میدل ایست مانیتور (Middle East Monitor)، به بررسی شکست عملیات نظامی آمریکا علیه نیروهای حوثی یمن در سال ۲۰۲۵ میپردازد. نویسنده با مرور ابعاد نظامی، سیاسی و اقتصادی این کارزار، نشان میدهد که تکیه صرف بر راهحلهای نظامی، ضعف در هماهنگی منطقهای و نادیدهگرفتن پویاییهای ژئوپلیتیکی، موجب تضعیف موقعیت آمریکا و تقویت موقعیت حوثیها در معادلات دریای سرخ شده است. در ادامه، چکیده مطلب را میخوانید.
در بهار ۲۰۲۵، دریای سرخ به عرصهای پرتنش میان ایالات متحده آمریکا و نیروهای حوثی یمن تبدیل شد. حوثیها که بخشی از محور مقاومت تلقی میشوند، حملات خود به مسیرهای کشتیرانی بینالمللی را افزایش دادند. در واکنش، دونالد ترامپ، رئیسجمهور وقت آمریکا، با وعده بازگرداندن بازدارندگی و تضمین آزادی ناوبری، عملیاتی گسترده به نام «سوارکار خشن» را آغاز کرد. این عملیات که بیش از یک میلیارد دلار هزینه در بر داشت و شامل ناوهای هواپیمابر، بمبافکنهای B-2 و موشکهای پیشرفته بود، با هدف نابودی تواناییهای نظامی حوثیها طراحی شد. با این حال، تنها دو ماه پس از آغاز عملیات، در تاریخ ۶ می ۲۰۲۵، آمریکا به طور غیرمنتظرهای با حوثیها به توافق آتشبس رسید. این توافق که با میانجیگری عمان و بدون هماهنگی با اسرائیل انجام شد، به درگیری پایان داد.
هدف اصلی عملیات نظامی آمریکا، نابودی زرادخانه موشکی، پهپادها و زیرساختهای نظامی حوثیها بود؛ اما بهرغم هزینههای بالا و استفاده از تسلیحات مدرن، این عملیات به اهداف استراتژیک خود دست نیافت. بیش از ۸۰۰ هدف بمباران شد، اما تأثیر آن بر توان عملیاتی حوثیها محدود بود. حوثیها با بهرهگیری از پناهگاههای زیرزمینی و حمایتهای ایران، نهتنها حملات را تاب آوردند، بلکه حملات خود به کشتیهای تجاری و حتی ناوهای آمریکایی را افزایش دادند. این وضعیت تهدیدی بیسابقه برای سلطه دریایی آمریکا از زمان جنگ جهانی دوم ایجاد کرد. در این روند، حوثیها جسورتر شدند و بارها حتی به کشتیهای نظامی آمریکا نیز حمله کردند.
یکی از دلایل اصلی ناکامی این عملیات، تکیه بیش از حد بر رویکرد نظامی بود. بحران دریای سرخ ریشه در تنشهای منطقهای و مسائل داخلی یمن دارد و پاسخ صرفاً نظامی برای آن ناکافی است. عدم هماهنگی با بازیگران منطقهای مانند عربستان و امارات که پیشتر در ائتلاف ضد حوثی فعال بودند، نیز در این ناکامی نقش داشت. این روند مشابه تجربهی عملیات «نگهبان کامیابی» در دوران جو بایدن بود که آن نیز نتوانست اعتماد تجاری به مسیرهای دریایی دریای سرخ را بازگرداند. در نتیجه، حتی با وجود شدت بیشتر عملیات در دوران ترامپ، تلاشها در مهار حوثیها به نتیجه نرسید.
در ۶ می ۲۰۲۵، آمریکا بمبارانها را متوقف کرد و در برابر توقف حملات حوثیها به کشتیهای آمریکایی، با آنان به توافق رسید. این آتشبس که با میانجیگری عمان حاصل شد، به عنوان گامی در جهت کاهش تنش معرفی شد، اما به سرعت به عنوان شکستی راهبردی برای آمریکا تعبیر شد. اگرچه حوثیها حملات به کشتیهای آمریکایی را متوقف کردند، اما حملات علیه اسرائیل را ادامه دادند. این مسئله نشان داد که توافق آتشبس فاقد هماهنگی لازم با اسرائیل، متحد کلیدی آمریکا، بوده است.
اتخاذ این تصمیم بدون هماهنگی با اسرائیل، در حالی که بنیامین نتانیاهو کاملاً از آن بیخبر بود، حاکی از شکاف در روابط دو کشور بود. در همان روز اعلام توافق، حمله موشکی حوثیها به فرودگاه بنگوریون در تلآویو منجر به پاسخ نظامی اسرائیل علیه بندر حدیده و فرودگاه صنعا شد. این واکنشها نشان دادند که توافق آتشبس با حوثیها نهتنها بحران را حل نکرد، بلکه تنشها را به اشکال دیگر تشدید کرد. در حالی که برخی در واشنگتن این توافق را گامی برای خروج از بحران یمن تلقی کردند، حوثیها آن را «شکست بزرگ آمریکا» خواندند و از آن به عنوان پیروزی خود یاد کردند. رسانههایی چون اکونومیست نیز این توافق را نوعی «پیمان فاوستی» دانستند که به تقویت کنترل حوثیها بر یمن انجامید.
عوامل مختلفی در شکست آمریکا در این جنگ نقش داشتند. نخست، اتکای افراطی به راهحل نظامی، بدون در نظر گرفتن پیچیدگیهای ژئوپلیتیکی منطقه، ناکارآمد بود. کمپین هوایی آمریکا زمینه را برای کشورهای اروپایی و خلیجی فراهم کرد تا از مشارکت مستقیم خودداری کنند و بار مالی و نظامی را بر دوش آمریکا بگذارند. دوم، ضعف در هماهنگی داخلی و مدیریت عملیات نیز عامل مهمی بود. افشای ناخواسته برنامههای نظامی از طریق پیامرسان Signal، نشان از ضعف امنیتی در سطح فرماندهی داشت. همچنین انتصاب شخصیتهایی مانند پیت هگست که دیدگاههای تند نظامیگرایانه داشت، به عنوان وزیر دفاع، موجب تشدید رویکرد نظامی و تضعیف دیپلماسی شد.
عامل سوم، بیتوجهی به ابعاد اقتصادی و تجاری بحران بود. تصمیم شرکتهای کشتیرانی برای اجتناب از مسیر دریای سرخ، صرفاً به دلایل امنیتی نبود، بلکه سیاستهای تجاری ترامپ و کاهش تقاضای جهانی نیز در آن نقش داشتند. این امر فوریت برقراری امنیت در مسیرهای دریایی را کاهش داد و موجب شد که اهداف اعلامشده عملیات با چالش مواجه شود.
پیامدهای این شکست برای آمریکا قابل توجه بود. از یکسو، جایگاه بینالمللی و منطقهای آمریکا تضعیف شد. حوثیها با تاب آوردن بیش از هزار حمله هوایی، اعتبار نظامی آمریکا را زیر سؤال بردند. از سوی دیگر، استفاده گسترده از مهمات هدایتشونده دقیق که برای درگیریهای احتمالی با چین ضروری هستند، موجب نگرانی در فرماندهی هند-آرام آمریکا شد. تصمیم برای دور زدن اسرائیل در این توافق نیز تنشهایی با این متحد کلیدی ایجاد کرد. حملات تلافیجویانه اسرائیل بدون هماهنگی با آمریکا، شکافهای موجود در ائتلافهای منطقهای را نمایان ساخت. عدم مشارکت اروپا در این بحران نیز نشاندهندهی انزوای نسبی آمریکا در مدیریت تحولات دریای سرخ بود.
در مقابل، حوثیها از این تحولات بهره بردند. توافق آتشبس موقعیت آنان را در یمن و در سطح منطقهای تقویت کرد. آنها این توافق را به عنوان پیروزی به نمایش گذاشتند و کنترل خود بر بخشهای بزرگی از یمن را تثبیت کردند. ادامهی حملات به اسرائیل در حالی که با آمریکا به توافق رسیده بودند، نشان از اراده و جاهطلبی آنها برای ایفای نقش کلیدی در تحولات غربآسیا و حتی تأثیرگذاری بر اقتصاد جهانی از طریق تهدید کشتیرانی در دریای سرخ دارد.
عملیات ۲۰۲۵ آمریکا علیه حوثیها، نمونهای از شکست راهبردی در سیاست خارجی ایالات متحده بود. این جنگ پرهزینه نهتنها بازدارندگی را بازنگرداند، بلکه منجر به آتشبسی شد که محدودیتهای نظامی و دیپلماتیک آمریکا را آشکار ساخت. توافقی که بدون هماهنگی با اسرائیل حاصل شد، به توقف حملات به کشتیهای آمریکایی انجامید، اما نه حملات به اسرائیل را متوقف کرد و نه موقعیت حوثیها را تضعیف نمود. این تحولات نشان داد که رویکرد صرفاً نظامی، بدون در نظر گرفتن مؤلفههای دیپلماتیک، اقتصادی و منطقهای، راهکاری ناکارآمد در مواجهه با بحرانهای پیچیده غربآسیا است. آیندهی امنیت دریای سرخ و ثبات یمن به توانایی جامعه جهانی در تدوین راهبردهایی چندجانبه، مبتنی بر دیپلماسی، همکاری منطقهای و شناخت واقعیتهای اقتصادی بستگی دارد. در غیاب چنین تحولی، دریای سرخ کانون بحرانی پایدار باقی خواهد ماند./منبع



