تکذیبیه ارتش اسرائیل و حقیقت تلخ سقف تلفات غیرنظامیان در غزه
تکذیب آستانه ۲۰۰ قربانی در هر حمله، روند فزاینده کشتار غیرنظامیان و کاربرد الگوریتمهای هوش مصنوعی را در جنگ توجیه نمیکند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «تکذیبیه ارتش اسرائیل و حقیقت تلخ سقف تلفات غیرنظامیان در غزه» به قلم آونر گواریاهو (Avner Gvaryahu) در هاآرتص (Haaretz) منتشر شده است. این یادداشت استدلال میکند که تکذیب رسمی ارتش درباره تعیین سقف ۲۰۰ کشته برای هر حمله، نهتنها توجیهکننده تلفات گسترده شهروندان نیست، بلکه عادیسازی کشتار غیرنظامیان و تکیه بر الگوریتمهای هوش مصنوعی برای تولید نامحدود اهداف را آشکار میسازد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
تکذیبیه ارتش اسرائیل در پاسخ به مستند «نازا» ــ عنوان اختصاری آسیبهای جانبی در زبان عبری ــ مبنی بر اینکه هیچ حملهای با سقف ۲۰۰ کشته غیرنظامی تأیید یا اجرا نشده، بیش از آنکه شفافساز باشد، انحراف از واقعیت است. در این موضعگیری، تأیید حملاتی با ۱۰۰ یا ۱۵۰ قربانی تکذیب نشده، بلکه صرفاً عدد ۲۰۰ هدف انکار قرار گرفته است. در حالی که دو دهه پیش کشتهشدن ۱۴ غیرنظامی در جریان ترور صلاح شحاده جامعه اسرائیل را با شوک روبهرو کرد، اکنون سقف پذیرش تلفات بیگناهان بهطور بیسابقهای جابهجا شده و کشتار صدها انسان به امری روزمره و پذیرفتهشده بدل گشته است.
شواهد میدانی بر این واقعیت تلخ صحه میگذارند. در جریان ترور ابراهیم بیاری در جبالیا طی اکتبر ۲۰۲۳، بر اساس گزارش سازمان «ایروارز»، دستکم ۱۲۶ غیرنظامی از جمله ۶۸ کودک کشته و ۲۸۰ نفر زخمی شدند؛ حملهای که طبق مستندات سازمان «شکستن سکوت»، سقف خسارت جانبی مصوب برای آن ۳۰۰ نفر تعیین شده بود. یک ماه بعد، ترور وسام فرحات به نابودی یک مجتمع مسکونی و جانباختن دستکم ۳۰۰ غیرنظامی انجامید. حمله به برج التاج با ۱۱۸ قربانی و بمباران مارس ۲۰۲۵ با حدود ۴۰۰ کشته فلسطینی، نمونههای دیگری هستند که نشان میدهند سقفهای تعیینشده بر روی کاغذ با فاجعه عینی فاصلهای ندارند.
ادعای ارتش مبنی بر ناآگاهی سربازان مصاحبهشونده از کلیت فرایند طراحی حملات، با یافتههای تحقیقی همخوانی ندارد. گزارشهای روزنامه گاردین بر اساس گفتوگو با ۲۴ نظامی در سطوح اطلاعاتی و عملیاتی و تطبیق آنها با اسناد محرمانه افشاشده شکل گرفته است. در همین حال، گزارشها حاکی از آن است که ارتش در عمل هیچ تلاش واقعی برای شمارش دقیق تلفات غیرنظامی پس از عملیات انجام نداده و نیروهای اطلاعاتی مستقیماً در هستههای اجرایی آتش ادغام شدهاند.
محور اصلی این دگرگونی، کاربرد گسترده سامانههای هوش مصنوعی است. اگرچه ارتش ادعا میکند الگوریتمها تصمیمگیرنده نهایی نیستند، اما در عمل انتقال خودکار اهدافِ دارای کد «سبز» بدون بازنگری انسانی، مرز میان توصیه و تصمیم را محو کرده است. این سامانهها گلوگاه سنتی نیروی انسانی را از میان برده و حجم نامحدودی از اهداف تولید میکنند؛ روندی که با کاهش معیارهای تأیید اطلاعات به تنها یک منبع و مجاز دانستن کشتهشدن تا ۲۰ غیرنظامی برای هدفگیری نیروهای ردهپایین حماس همراه بوده است.
ترکیب انتقامجویی افسارگسیخته پس از ۷ اکتبر با سرعت هولناک ماشینهای الگوریتمی، جنگی را رقم زده که در آن صدای غیرنظامیان مدفون در زیر آوار در هیچ محاسبهای از «آسیبهای جانبی» گنجانده نمیشود./ منبع