امنیت و دفاعخاورمیانه

فراتر از توافق مکه؛ بازتعریف نظم امنیتی در خاورمیانه چندقطبی

توافق دفاعی مکه بیش از تشکیل بلوکی نظامی، سرآغاز الگویی نوین برای بازدارندگی منطقه‌ای با اتکا به خوداتکایی راهبردی است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «فراتر از توافق مکه؛ بازتعریف نظم امنیتی در خاورمیانه چندقطبی» به قلم خالد محمد باطرفی (Khaled Mohammed Batarfi) در خبرگزاری آناتولی (Anadolu Agency) منتشر شده است. نویسنده با بررسی ابعاد توافق دفاع مشترک میان عربستان، ترکیه و پاکستان، ظرفیت‌های این پیمان را برای پی‌ریزی یک معماری امنیتی چندلایه و غیرتقابلی در منطقه ارزیابی می‌کند. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.

امضای «توافق دفاع مشترک مکه» میان عربستان، ترکیه و پاکستان در اوت ۲۰۲۶، پایه‌های نظم امنیتی نوینی را بنیان نهاده است. گرچه ماده محوری این پیمان مبنی بر تلقی حمله به یکی از اعضا به‌منزله تهاجم به همگان، در ظاهر بند پنجم پیمان ناتو را تداعی می‌کند، اما تقلیل آن به یک «ناتوی اسلامی» گمراه‌کننده است. این ساختار برخلاف ناتو که در بستر تقابل دو قطب سنتی جنگ سرد شکل گرفت، از دل منطقه‌ای چندقطبی برآمده است که در آن دولت‌ها خواهان ارتقای خوداتکایی راهبردی هم‌زمان با حفظ شراکت‌های بین‌المللی متکثر خود هستند.

سه بازیگر بنیان‌گذار این پیمان مجموعه‌ای از ظرفیت‌های مکمل ژئوپلیتیکی، نظامی و صنعتی را گرد هم آورده‌اند؛ عربستان نفوذ مالی و موقعیت ژئوپلیتیکی، ترکیه ارتشی باسابقه در ناتو همراه با صنایع نظامی پیشرفته، و پاکستان نیروی نظامی گسترده و تسلیحات اتمی را به میدان آورده است. با این حال، دستیابی به بازدارندگی پایدار مستلزم نهادسازی در سطوح فرماندهی، سامانه‌های پدافندی، تبادل اطلاعاتی و تعیین سازوکارهای اقدام جمعی هنگام بحران است؛ به‌ویژه آنکه کانون‌های تنش برای هر سه کشور در شبه‌قاره، دریای مدیترانه یا خلیج فارس یکسان نیست و پیمان باید بر نقاط همگرایی متمرکز بماند.

گسترش این سازوکار امنیتی احتمالاً بر الگوی «دوایر متمرکز» متکی خواهد بود؛ مدلی که در هسته آن تعهد دفاع متقابل و در لایه‌های بیرونی آن شراکت‌های انعطاف‌پذیر در حوزه رزمایش‌ها، پدافند موشکی و صنایع دفاعی قرار دارد. پیوستن بالقوه مصر به این حلقه می‌تواند این توافق را از ترتیبی سه‌جانبه به ستون فقرات امنیت جهان عرب تبدیل کند. از سوی دیگر، ماهیت غیرتهاجمی این توافق موجب شده است تا بازیگرانی مانند ایران، هند و اسرائیل به‌جای حرکت به‌سوی تشکیل بلوک‌های متقابل، به راهبردهای موازنه‌سازی منعطف و حفظ کانال‌های دیپلماتیک روی آورند.

این همگرایی نشانه‌ای از گسست میان پایتخت‌های منطقه با واشنگتن نیست، بلکه از تنوع‌بخشی به ابزارهای امنیتی حکایت دارد؛ چنان‌که استقبال دونالد ترامپ از این توافق نشان داد که پذیرش مسئولیت دفاعی بیشتر از سوی شرکای منطقه‌ای، در تضاد با روابط راهبردی با آمریکا دیده نمی‌شود. خاورمیانه در حال عبور از وابستگی مطلق به چتر امنیتی قدرت‌های غربی به‌سوی ساختاری چندلایه است که در آن، نیروهای خارجی همچنان نقشی مهم ایفا می‌کنند اما دیگر یگانه ضامن ثبات منطقه‌ای به شمار نمی‌روند./ منبع

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا