امنیت و دفاعخاورمیانه

آیا ترامپ ایران را فریب داد؟

تفاهم‌نامه ترامپ با ایران تله‌ای دیپلماتیک برای منوط کردن امتیازات به تغییر رفتار تهران است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «آیا ترامپ ایران را فریب داد؟» نوشته تیمرمن (Ken Timmerman) در آمریکن گریتنس (American Greatness) منتشر شده است. این یادداشت با رویکردی رسمی و بی‌طرفانه، ماهیت مشروط و عملکردمحور تفاهم‌نامه اخیر واشنگتن و تهران را بررسی کرده و آن را ابزاری هوشمندانه برای مهار ایران و کسب دستاوردهای داخلی برای دولت آمریکا ارزیابی می‌کند. در ادامه، چکیده این یادداشت را می‌خوانید.

ارزیابی دقیق تفاهم‌نامه اخیر میان ایالات متحده و ایران مستلزم تفکیک واقعیت‌های میدانی از جنجال‌های رسانه‌ای است. پیش از دست‌یابی به این توافق، ساختار نظامی ایران شامل نیروی هوایی، دریایی و پدافند هوایی به طور گسترده‌ای آسیب دیده و تاسیسات کلیدی غنی‌سازی اورانیوم، کارخانه‌های تبدیل هگزافلوراید و کارگاه‌های مخفی در پارچین نابود شده‌اند. علاوه بر این، بخش عمده‌ای از توانایی تولید پهپاد و موشک‌های بالستیک این کشور از بین رفته و اقتصاد آن دچار فروپاشی شده است. این دستاوردها حاصل یک کارزار نظامی بی‌سابقه و هماهنگی کامل اطلاعاتی و عملیاتی میان واشنگتن و تل‌آویو بود که در قالب هزاران ماموریت هوایی مشترک بدون هیچ حادثه‌ای اجرا شد. با این حال، به‌رغم این ضربات سنگین، ساختار حاکمیتی ایران به طور کامل شکست نخورده و همچنان به تهدید و خط‌ونشان کشیدن برای ایالات متحده ادامه می‌دهد.

تفاهم‌نامه ۱۴ ماده‌ای امضا شده در ظاهر شبیه به فهرست آرزوهای تهران به نظر می‌رسد. انتشار نسخه‌های مختلف این توافق نشان می‌دهد که تعهداتی جدی مانند تاسیس یک صندوق بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری برای توسعه اقتصادی ایران و خروج کامل نیروهای نظامی آمریکا از مجاورت مرزهای ایران ظرف ۳۰ روز پس از توافق نهایی، در متن گنجانده شده است. آزادسازی فوری دارایی‌های مسدود شده ایران و رفع تحریم‌ها در آینده نیز از دیگر امتیازات چشمگیری است که تیم مذاکره‌کننده به طرف مقابل واگذار کرده است. اما بررسی مواضع رسمی کاخ سفید در حاشیه نشست گروه هفت نشان می‌دهد که این تعهدات فراتر از یک مانور دیپلماتیک نیستند؛ چرا که هرگونه پایبندی آمریکا به این مفاد، مشروط به بازگشایی کامل تنگه هرمز و تحویل مواد هسته‌ای از سوی ایران است و در غیر این صورت، حملات نظامی بلافاصله و حتی برای چندین سال از سر گرفته خواهد شد. همچنین سهم آمریکا در صندوق بازسازی، از دارایی‌های توقیف‌شده خود ایران تامین می‌شود، نه بودجه عمومی واشنگتن.

این شواهد تقویت‌کننده این فرضیه است که واشنگتن تله‌ای زیرکانه برای طرف مقابل پهن کرده است. این سند یک معاهده نهایی نیست، بلکه صرفاً یک تفاهم‌نامه اولیه است که در حال حاضر تنها سه بخش فعال دارد: توقف موقت درگیری‌ها، بازگشایی تنگه هرمز و آزادسازی محدود و تعریف‌نشده دارایی‌ها. مابقی بندها به مذاکرات بعدی موکول شده‌اند که حتی در زمان مقرر آغاز نشدند. تاریخ روابط دو کشور نشان می‌دهد که رویکردهای پیشین برای تغییر رفتار ساختاری این نظام از طریق اعطای امتیازات نقد، همواره با شکست مواجه شده است، زیرا ارزش‌های بنیادین آن مانند برنامه‌های هسته‌ای و شبکه‌های نیابتی، غیرقابل تغییر هستند. اما تفاوت راهبرد کنونی در این است که تمامی امتیازات مندرج در تفاهم‌نامه، کاملاً «عملکردمحور» طراحی شده‌اند؛ یعنی تا زمانی که پایبندی کامل اثبات نشود، هیچ امتیازی واگذار نخواهد شد. این مدل، بر خلاف رویکردهای گذشته که امتیازات را به صورت قطعی پرداخت می‌کردند، اهرم فشار را در دست واشنگتن نگه می‌دارد. در نهایت، این تفاهم‌نامه موقت با آرام کردن بازار نفت و بورس، شانس موفقیت در انتخابات میان‌دوره‌ای را افزایش می‌دهد و در صورت نقض آن پس از انتخابات، امکان بازگشت به گزینه نظامی بدون محدودیت‌های سیاسی فراهم خواهد بود./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا