«توافق» ایران؛ پس از ترامپ چه رخ خواهد داد؟
ایران با خرید زمان، خود را برای دوران پس از ترامپ آماده میکند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان ««توافق» ایران؛ پس از ترامپ چه رخ خواهد داد؟» به قلم مجید رفیعزاده (Majid Rafizadeh) در اندیشکده گیتاستون (Gatestone Institute) منتشر شده است، راهبرد جمهوری اسلامی مبتنی بر استفاده از مذاکرات برای عبور از دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ و بازیابی ظرفیتهای منطقهای، نظامی و هستهای در بلندمدت ارزیابی میشود. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
راهبرد جمهوری اسلامی بر این فرض استوار شده که فشارهای دولت دوم دونالد ترامپ موقتی است و با عبور از این دوره، فرصت مناسبی برای بازیابی قدرت و پیشبرد اهداف منطقهای و هستهای فراهم خواهد شد. از این منظر، مذاکرات نه ابزاری برای حل اختلافات، بلکه وسیلهای برای خرید زمان، کاهش فشارهای اقتصادی و ایجاد فضای تنفس برای نظام تلقی میشود. بر همین اساس، تهران تلاش میکند ضمن حفظ ساختار قدرت، امتیازهای اقتصادی و سیاسی بیشتری از غرب دریافت کند، بیآنکه تغییرات بنیادینی در سیاستهای راهبردی خود ایجاد کند.
در همین چارچوب، امضای تفاهمنامه اولیه میان ایران و آمریکا با هدف کاهش تنشها، تسهیل برخی تحریمها، تأمین منابع مالی بازسازی و بازگشایی تنگه هرمز، اگرچه بهعنوان پیشرفتی دیپلماتیک معرفی شد، اما همزمان با تداوم بیاعتمادی همراه بود. موضوع دسترسی بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز بهعنوان یکی از محورهای توافق مطرح شد، اما با توجه به سابقه اختلافات بر سر نحوه بازرسیها، این اقدام تضمینکننده تغییر رفتار تهران تلقی نمیشود. در فاصله کوتاهی نیز اختلافات تازهای بر سر اجرای تفاهم و تهدیدهای مرتبط با تنگه هرمز بروز کرد.
در سطح داخلی و منطقهای، مقامات ایرانی همچنان بر حمایت از محور مقاومت، مخالفت با اسرائیل و تداوم نفوذ منطقهای تأکید کردهاند. از این منظر، حزبالله و سایر گروههای همسو بخشی جداییناپذیر از راهبرد منطقهای ایران محسوب میشوند و امکان تفکیک این بازیگران از سیاستهای تهران وجود ندارد. همزمان، برخی مقامهای ایرانی تأکید کردهاند که دستاوردهای حاصل از مذاکرات بیش از نتایج اقدامات نظامی بوده و این امر نشاندهنده اولویت بهرهگیری از ابزار دیپلماسی برای کاهش فشارها است.
از نگاه این تحلیل، مشکلات اقتصادی، تورم، کاهش ذخایر ارزی و هزینههای بالای حفظ ساختار امنیتی و شبکههای متحد منطقهای، تهران را به ادامه مذاکرات سوق داده است. با این حال، هدف اصلی، رفع تحریمها و دستیابی به منابع مالی بدون پذیرش محدودیتهای دائمی در حوزه هستهای ارزیابی میشود. در این چارچوب، سابقه توافق هستهای سال ۲۰۱۵ نیز نمونهای از بهرهگیری ایران از دیپلماسی برای خرید زمان و حفظ ظرفیتهای راهبردی قلمداد میشود.
برآورد میشود که حتی در صورت دستیابی به توافقی جامع شامل محدودیتهای غنیسازی، بازرسیهای گسترده و مهار فعالیت گروههای نیابتی، تهران این محدودیتها را موقتی تلقی کرده و در انتظار تغییر شرایط سیاسی آمریکا باقی بماند. از این منظر، دریافت منابع مالی گسترده پیش از ارائه امتیازهای اساسی میتواند زمینه احیای توان اقتصادی، نظامی و منطقهای ایران را فراهم کند.
در سناریوی پس از پایان دولت ترامپ، احتمال داده میشود که ایران تلاش کند نفوذ خود را بر تنگه هرمز افزایش دهد، فشار بیشتری بر کشورهای منطقه وارد کند، شبکه نیروهای نیابتی را بازسازی کند و برنامه هستهای خود را با سرعت بیشتری دنبال کند. همچنین تداوم برخوردهای سختگیرانه با مخالفان داخلی و افزایش فعالیتهای منطقهای از دیگر پیامدهای احتمالی این وضعیت ارزیابی میشود. در مجموع، این تحلیل نتیجه میگیرد که اگر تهران بتواند دوره فشارهای کنونی را پشت سر بگذارد، با منابع مالی بیشتر و آزادی عمل گستردهتر، موقعیت خود را در منطقه تقویت خواهد کرد و چالشهای امنیتی جدیدی برای غربآسیا و فراتر از آن پدید خواهد آمد./منبع



