فراتر از میانجی: منافع مصر در پایان جنگ با ایران
مصر بهدنبال ایجاد ائتلافی قدرتمند است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «فراتر از میانجی: منافع مصر در پایان جنگ با ایران» اثر اوفیر وینتر(Ofir Winter) و یهودا دیسکین (Yehuda Diskin) در موسسه مطالعات امنیت ملی (Institute for National Security Studies) منتشر شده است. نقش ثانویه اما تأثیرگذار مصر در آتشبس اخیر آمریکا و ایران، نشان میدهد که قاهره از طریق «چهارگانه عربی-اسلامی» با پاکستان، ترکیه و عربستان بهدنبال احراز هویت بهعنوان یک بازیگر محوری منطقهای است که میتواند با ایجاد تعادل قدرت و کاهش وابستگی به قدرتهای جهانی، نظم جدیدی در غربآسیا ایجاد کند و منافع اقتصادی و امنیتی خود را در برابر نفوذ فزاینده اسرائیل و ایران تضمین نماید. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
مصر در تلاشهای میانجیگری برای پایان دادن به جنگ منطقهای میان آمریکا و ایران، اگرچه نقشی ثانویه نسبت به پیشقدمی دیپلماتیک پاکستان ایفا کرد، اما از طریق چارچوب هماهنگی گستردهتری که شامل عربستان و ترکیه نیز میشد، حضور یافت. این «چهارگانه عربی-اسلامی» جدید با هدف ترکیب نفوذ سیاسی، اقتصادی و جمعیتی اعضای خود، به عنوان ترمز مقابل ایران و اسرائیل و همچنین برای تقویت خودمختاری منطقهای در مدیریت بحرانها بدون تکیه بیش از حد بر قدرتهای جهانی شکل گرفت. از آغاز درگیری، مصر بر کاهش تنش و راهحل دیپلماتیک تأکید داشت و از طریق کانالهای متعدد ارتباطی با واشنگتن و تهران، گفتوگوهای سطح بالا را با رئیسجمهور و وزیر خارجه این کشورها و همچنین کانالهای غیرمستقیم با سپاه پاسداران انجام داد.
پس از آتشبس، مصر با هماهنگی با پاکستان، ترکیه و عربستان برای جلوگیری از تداوم میزبانیهای مجدد به کار ادامه داد. این کشور موازنه ظریفی را در موقعیت دیپلماتیک خود حفظ کرد؛ از محکوم کردن مستقیم اقدامات آمریکا و اسرائیل علیه ایران برای حفظ روابط با واشنگتن و اورشلیم پرهیز کرد، اما با افزایش فشار از سوی متحدان خلیج فارس، انتقادات خود از ضربات ایران به کشورهای عربی را تشدید نمود. انگیزههای مصر ترکیبی از منافع اقتصادی، سیاسی و امنیتی بود. از نظر اقتصادی، جنگ تأثیر شدیدی بر اقتصاد شکننده مصر گذاشت. اختلال در مسیرهای تجاری و امنیت دریایی منجر به کاهش درآمد کانال سوئز به حدود ۱۰ میلیارد دلار از اواخر ۲۰۲۳ شد. کاهش ترافیک کشتیرانی و ناآرامیهای دریای سرخ، شرکتهای بینالمللی را مجبور به تغییر مسیر کرد که منبع مهم ارز خارجی مصر را تهدید میکرد.
از منظر سیاسی و راهبردی، مصر نگران تغییرات در موازنه قدرت منطقهای است. بسیاری در قاهره، نفوذ نظامی و سیاسی فزاینده اسرائیل را بخشی از تلاش برای بازآرایی غربآسیا میبینند. نگرانیها درباره سناریوهای جابجایی فلسطینیان و امنیت سینا، این ترس را تقویت کرده است که کمپین آمریکا-اسرائیل علیه ایران، تلاشی برای تثبیت سلطه اسرائیل تحت حمایت آمریکا باشد.
برخلاف کشورهای حوزه خلیج فارس، مصر و ایران را تهدید نظامی فوری نمیدانند و با حفظ کانالهای ارتباطی، رویکردی منعطفتر دارد. این انعطاف به مصر اجازه میدهد تا روابط خود را با بلوکهای رقابتی متعادل نگه دارد و نقش ایران را به عنوان ترمز متقابل در برابر اسرائیل بپذیرد. چهارگانه عربی-اسلامی اکنون به عنصری مرکزی در راهبرد منطقهای مصر تبدیل شده است. این مکانیسم که از میانجیگری اضطراری به بحث درباره نظم پس از جنگ گسترش یافته، هدف کاهش وابستگی به قدرتهای خارجی و ایجاد چارچوبهای امنیت جمعی دارد.
تحلیلگران مصری بر مکمل بودن قدرتهای چهار کشور تأکید دارند: ظرفیت نظامی مصر و کنترل سوئز، قدرت اقتصادی و اهمیت مذهبی عربستان، صنعت دفاعی و عضویت ناتوی ترکیه، و توان هستهای پاکستان. این ترکیب میتواند بلوک منطقهای قدرتمندی ایجاد کند. اگرچه ایده نیروی نظامی مشترک عربی به دلیل اختلافات داخلی با چالش روبرو است، اما قالب کوچکتر و انعطافپذیرتر چهارگانه شانس بقای بیشتری دارد. پیامدهای این نقش نوظهور مصر میتواند به تنش دیپلماتیک بیشتر با اسرائیل منجر شود، مگر اینکه اورشلیم از طریق ارتباط مستقیم و کاهش تنشها، منافع متقابل را تقویت کند. در نهایت، درگیری مصر در میانجیگری جنگ آمریکا و ایران، بازتابی از دغدغههای عملیگرایانه اقتصادی و جاهطلبیهای بلندمدت راهبردی برای شکلدهی به نظم متعادلتر منطقهای از طریق همکاری چندجانبه است./ منبع



