امنیت و دفاعخارجیخاورمیانه

قدرت‌های اروپایی می‌توانند آتش جنگی تازه با ایران را شعله‌ور کنند

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشت «قدرت‌های اروپایی می‌توانند آتش جنگی تازه با ایران را شعله‌ور کنند» نوشته مارکو کارنلوس (Marco Carnelos) و منتشرشده در میدل‌ایست آی (Middle East Eye)، به بررسی سیاست‌های سه کشور اروپایی فرانسه، آلمان و انگلیس در قبال برجام و ایران می‌پردازد. نویسنده استدلال می‌کند که تصمیم‌های اخیر این قدرت‌ها، به‌ویژه فعال‌سازی سازوکار ماشه، می‌تواند بحران غرب آسیا را تشدید کرده و حتی آتش یک جنگ جدید را برافروزد. در ادامه، چکیده این یادداشت را می‌خوانید.


تقریباً همه با «قانون مورفی» آشنا هستند؛ اصلی که پس از حادثه‌ای مهندسی در دهه ۱۹۴۰ شکل گرفت و امروز به‌عنوان توضیحی طنزآمیز برای بدشانسی به‌کار می‌رود: «هرآنچه ممکن است خراب شود، حتماً خراب خواهد شد». متأسفانه گونه‌ای از این قانون در تصمیم‌های سه قدرت اصلی اروپایی یعنی فرانسه، انگلیس و آلمان، در قبال غرب آسیا و به‌ویژه ایران صدق می‌کند. نسخه اروپایی این قانون چنین است: «اگر سه قدرت اصلی اروپایی یعنی فرانسه، انگلیس و آلمان بتوانند عمداً اقدامی غیرواقع‌بینانه، احمقانه، نابهنگام، نسنجیده، خطرناک و تشدیدکننده بحرانی بین‌المللی انجام دهند، حتماً انجام خواهند داد».

نمونه بارز این رفتار، تصمیم اخیر این سه کشور برای فعال‌کردن سازوکار «ماشه» در برجام است؛ سازوکاری که امکان بازگرداندن تحریم‌های سازمان ملل را در صورت نقض تعهدات از سوی ایران فراهم می‌کند. این توافق میان ایران، اتحادیه اروپا و پنج عضو دائم شورای امنیت به‌علاوه آلمان امضا شد، هرچند ایالات متحده در سال ۲۰۱۸ یک‌جانبه از آن خارج شد. تصمیم فعال‌کردن سازوکار ماشه بر استدلالی اشتباه یا حتی تحریف عمدی استوار است: اینکه نقض تعهدات صرفاً به ایران نسبت داده می‌شود.

در سال ۲۰۱۸، دولت ترامپ تنها سه سال پس از امضای برجام در دوران اوباما، از این توافق خارج شد. در آن زمان، سه قدرت اصلی اروپایی یعنی فرانسه، انگلیس و آلمان هیچ انتقاد جدی به این اقدام وارد نکردند و عملاً با رژیم تحریم‌های جدید آمریکا همراه شدند؛ تحریم‌هایی که شامل تحریم‌های ثانویه علیه کشورهایی بود که به تجارت با ایران ادامه می‌دادند. به بیان دیگر، نخست آمریکا تعهداتش را نقض کرد و اروپا نیز مانعی بر سر راه آن قرار نداد. از آن پس، ایران طبق ماده ۳۶ برجام واکنش نشان داد؛ ماده‌ای که تصریح می‌کند هر طرف می‌تواند نقض تعهد طرف مقابل را دلیلی برای کاهش یا توقف اجرای تعهدات خود بداند و حتی موضوع را به شورای امنیت ارجاع دهد. روسیه نیز موضع ایران را تأیید کرده و رفتار فرانسه، انگلیس و آلمان را همسو با سیاست «فشار حداکثری» آمریکا دانسته است.

علاوه بر این، اقدام سه قدرت اصلی اروپایی برای فعال‌سازی سازوکار ماشه پس از حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران صورت گرفت؛ حملاتی که این قدرت‌های اروپایی با صدور بیانیه‌هایی آن را توجیه کرده و مسئولیت را متوجه تهران کردند. آن‌ها هرگز به این پرسش توجه نکردند که چه انگیزه‌ای برای ایران باقی می‌ماند تا دوباره با غرب مذاکره کند، در حالی که آمریکا توافق اولیه را ترک کرده و متحدان اروپایی‌اش نیز عملاً آن تحریک را پذیرفتند. حتی در ماه ژوئن، زمانی که حملات رخ داد، تأسیسات ایران همچنان تحت نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی قرار داشت و هیچ بعد نظامی در برنامه هسته‌ای دیده نمی‌شد. گزارش‌های پیشین همین آژانس و جامعه اطلاعاتی آمریکا نیز تأیید کرده بودند که شواهدی دال بر ساخت بمب اتمی توسط ایران وجود ندارد. بنابراین، چگونه می‌توان ایران را برای کاهش تعهدات خود در توافق مقصر دانست؟

در حالی ‌که اسرائیل آشکارا دست به جنایت علیه مردم فلسطین می‌زند و تقریباً هر کشور منطقه را هدف قرار می‌دهد، اتحادیه اروپا حتی توانایی اتخاذ حداقل اقدام بازدارنده را ندارد. در عوض، مهم‌ترین اقدام سه قدرت اصلی اروپایی یعنی فرانسه، انگلیس و آلمان تحریک بیشتر ایران است؛ اقدامی که می‌تواند منطقه را بار دیگر شعله‌ور کند. در پایان، می‌توان نتیجه گرفت که یا این قدرت‌ها عمداً در پی آغاز دوباره جنگ با ایران هستند، یا از خطر آنچه در حال وقوع است آگاهی ندارند. در هر دو حالت، شرایط کنونی بسیار خطرناک و شکننده است./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا