جنگ ایران و آشکار شدن محدودیتهای وابستگی دفاعی خلیج فارس
آمریکا در عرصه حمایت نظامی از کشورهای متحد، از چین عقب افتاده است، تجهیزات و حمایت چین بیشتر است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «جنگ ایران و آشکار شدن محدودیتهای وابستگی دفاعی خلیج فارس» نوشته اولیویا هیگینز (Olivia Higgins) در میدل ایست مانیتور (Middle East Monitor) به بررسی تأثیر جنگ ایران بر ساختار امنیتی کشورهای خلیج فارس میپردازد و استدلال میکند که بحران اخیر بیش از آنکه نشانه صعود چین باشد، ضعفهای وابستگی بلندمدت کشورهای عربی به سامانههای دفاعی و زیرساختهای نظامی آمریکا را آشکار کرده است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
با آغاز جنگ ایران، حضور سامانههای دفاعی ساخت چین در کشورهای خلیج فارس توجه زیادی جلب کرد. استقرار سامانههای ضدپهپادی چینی در امارات و افزایش استفاده از پهپادهای چینی در زرادخانههای منطقهای بهعنوان نشانهای از گسترش نفوذ پکن در بازاری تعبیر شد که دههها تحت سلطه آمریکا بوده است. با این حال، تمرکز صرف بر تجهیزات چینی، واقعیت اصلی را پنهان میسازد. جنگ اخیر بیش از هر چیز آسیبپذیریهای ساختار امنیتی متکی بر آمریکا را نمایان کرده است؛ ساختاری که کشورهای خلیج فارس را به فناوری نظامی، نرمافزار، پشتیبانی عملیاتی و شبکههای فرماندهی آمریکا وابسته کرده است.
کشورهای منطقه همچنان وابستگی عمیقی به تسلیحات آمریکایی دارند. عربستان یکی از بزرگترین ناوگانهای جنگنده آمریکایی خارج از آمریکا را در اختیار دارد و سامانههای پاتریوت و تاد ستون اصلی دفاع موشکی منطقه را تشکیل میدهند. با این حال، جنگ نشان داد دسترسی به فناوری پیشرفته لزوماً به معنای دسترسی به ظرفیت کافی در زمان بحران نیست. عربستان با کمبود حدود ۳۶۰ موشک رهگیر تاد روبهرو شده و از سال ۲۰۲۳ تحویل جدیدی دریافت نکرده است، زیرا زنجیره تولید آمریکا در اولویت بازسازی ذخایر داخلی قرار گرفته و انتظار نمیرود این شکاف پیش از ۲۰۲۷ برطرف شود.
تجربه عربستان نشان میدهد سیاست بومیسازی دفاعی در قالب چشمانداز ۲۰۳۰ هنوز به استقلال راهبردی منجر نشده است. همکاری با شرکتهای آمریکایی به ایجاد ظرفیتهای تولید، تعمیر و آموزش نیروی انسانی کمک کرده، اما بخشهای کلیدی سامانهها همچنان در کنترل خارجی باقی ماندهاند. کارخانه نرمافزار لاکهید مارتین در ریاض نمونهای از این وضعیت است؛ جایی که مهندسان سعودی میتوانند برای سامانههای فرماندهی و کنترل نرمافزار طراحی کنند، اما این برنامهها در چارچوب معماری اختصاصی شرکت آمریکایی عمل میکنند. در همکاری با بوئینگ نیز اگرچه بخشی از تعمیرات داخلیسازی شده، اما ارتقاهای نرمافزاری، طراحی رابطها و یکپارچهسازی سامانهها همچنان به پایگاه مهندسی آمریکا وابسته است و این موضوع باعث نارضایتی نیروهای نظامی سعودی شده است.
این وضعیت «وابستگی توانمندساز» توصیف میکنند؛ یعنی افزایش محدود توان داخلی در حوزههای کمپیچیدگی، در حالی که شرکت خارجی همچنان برای ارتقا، توسعه نرمافزار و یکپارچهسازی سامانهها ضروری باقی میماند. همزمان، نارضایتی کشورهای عربی از محدودیتهای فناوری آمریکا افزایش یافته است. برخی مقامهای سعودی معتقدند دسترسی کشورهای خلیج فارس به فناوری نظامی هرگز همسطح اسرائیل نبوده و سیاست حفظ برتری نظامی کیفی اسرائیل، انتقال فناوری به شرکای عرب را محدود کرده است.
این شرایط فرصت را برای عرضهکنندگان جایگزین فراهم کرده است. چین با ارائه ظرفیت تولید بیشتر، محدودیت سیاسی کمتر و آمادگی برای همکاری صنعتی از این وضعیت بهره برده است. قرارداد پنج میلیارد دلاری میان شرکت آویک چین و سازمان صنایع نظامی عربستان برای راهاندازی خط مونتاژ پهپاد وینگ لونگ-۳ در جده، نشانهای از حرکت همکاریها به سمت تولید و انتقال دانش فنی است. ترکیه نیز از همین روند سود برده و کویت و قطر به خرید پهپادهای بیرقدار روی آوردهاند. گزارشها حاکی است کشورهای خلیج فارس در پی کمبود مهمات و تداوم تهدید پهپادی، به سامانههای دفاع هوایی ترکیه توجه بیشتری نشان میدهند.
اوکراین نیز با وجود درگیری جنگی، توافقهای دفاعی دهسالهای با عربستان، امارات و قطر امضا کرده و کارشناسان اوکراینی در چند کشور عربی برای مقابله با پهپادهای ایرانی آموزش میدهند. روسیه نیز همچنان جایگاهی در معماری دفاعی منطقه دارد و سامانه پانتسیر در کنار پاتریوت، تاد و باراک-۸ به کار گرفته میشود.
این تحولات به معنای چرخش راهبردی از آمریکا نیست، زیرا هیچ کشوری هنوز توان جایگزینی تضمینهای امنیتی واشنگتن را ندارد. با این حال، جنگ ایران درک فزایندهای را در خلیج فارس تقویت کرده که بومیسازی واقعی تنها با مالکیت داده، نرمافزار، مهندسی و توان یکپارچهسازی سامانهها امکانپذیر است؛ قابلیتی که ایجاد آن به دههها زمان نیاز دارد./ منبع



