نبرد ایران برای بقا، نبرد جهان عرب نیز هست
تلاشهای اسرائیل و همپیمانانش برای تضعیف ایران و به ویژه طرحهایی برای حمله به این کشور، در نهایت به بیثباتی در کل منطقه منجر خواهد شد.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «نبرد ایران برای بقا، نبرد جهان عرب نیز هست» نوشته دیوید هرست (David Hearst) در میدل ایست آی (Middle East Eye) منتشر شده است. این یادداشت به بررسی تحولات منطقهای و نقش ایران در آنها میپردازد و تأکید دارد که نبرد برای بقا در ایران، نه تنها مسألهای داخلی، بلکه مسئلهای مهم برای کل جهان عرب است. نویسنده بر این نکته تأکید دارد که تلاشهای اسرائیل و همپیمانانش برای تضعیف ایران و به ویژه طرحهایی برای حمله به این کشور، در نهایت به بیثباتی در کل منطقه منجر خواهد شد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
در هفته گذشته، رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، در داووس طرحی به نام «هیئت صلح» را معرفی کرد که بهطور مستقیم به تنشهای موجود در غرب آسیا دامن زده است. در همین زمان، گروه ضربت ناو آبراهام لینکلن به نزدیکی ایران رسید و اسکادرانهای هوایی از سوی ایالات متحده به کشورهای منطقه ارسال شد. این تحرکات، همراه با اقدامات اسرائیل در راستای تقویت سیستم دفاعی در برابر ایران، هشدارهایی را برای احتمال شروع یک جنگ سوم در خلیج فارس بهوجود آورده است.
ایران در پاسخ به این تحرکات، بهویژه از سوی امارات، تهدید کرده است که در صورت وقوع حمله به این کشور، پاسخ آن محدود به اسرائیل و پایگاههای نظامی ایالات متحده نخواهد بود. ایران اعلام کرده که این بار قصد ندارد تنها تدافعی عمل کند و در صورت حمله، بهطور تهاجمی وارد عمل خواهد شد. علاوه بر این، اسرائیل بهویژه در ماه ژوئن گذشته در حملاتی به ایران، مقامات ارشد نظامی و دانشمندان هستهای ایران را هدف قرار داد، اقدامی که نتانیاهو هدف آن را تغییر حکومت در ایران میدانست.
همزمان با این تحرکات نظامی، ایران با سرکوب شدید اعتراضات مردمی مواجه شد که پس از بحران اقتصادی ناشی از تحریمها و سیاستهای داخلی دولت، در شهرهای مختلف ایران شروع به اعتراض کردند. این اعتراضات که ابتدا از تجار تهران آغاز شد، بهسرعت در دیگر مناطق گسترش یافت و باعث کشته شدن هزاران نفر شد. ایران، در واکنش به این اعتراضات، ضمن مسدود کردن اینترنت و بازداشتهای گسترده، بهسرکوب این اعتراضات ادامه داد.
سیاستهای تحریمی ایالات متحده علیه ایران، بهویژه سیاست «فشار حداکثری» که در دوران ترامپ آغاز شد و توسط دولت بایدن نیز ادامه یافت، وضعیت اقتصادی ایران را بهشدت تحت فشار قرار داده است. این تحریمها همراه با فساد داخلی، وضعیت اقتصادی ایران را به بحرانی جدی تبدیل کرده است که آسیبهای جدی به مردم این کشور وارد کرده است.
در کنار این بحران اقتصادی، ایران متهم به نقش داشتن در دامن زدن به ناآرامیها و حمایت از گروههای مسلح مانند حماس در غزه و حزبالله در لبنان است. در حالی که ایالات متحده تلاش میکند از طریق تحریمها و مداخلات نظامی، ایران را به تغییر رفتار مجبور کند، بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که این رویکرد نه تنها به برقراری صلح و ثبات در منطقه کمکی نمیکند، بلکه باعث تشدید بحرانها و ایجاد تنشهای جدید خواهد شد.
این وضعیت در حالی ادامه دارد که برخی از کشورهای عربی، که سابقاً در مخالفت با ایران قرار داشتند، بهویژه عربستان و امارات، بهتدریج به سمت نزدیکی با ایران حرکت کردهاند. این تغییر رویکرد بهویژه در پسزمینه تهدیدات اسرائیل برای تفرقهافکنی در منطقه و تغییر ساختار کشورها مشاهده میشود. حالا کشورهای عربی نیز به این نتیجه رسیدهاند که تنها با حمایت از ایران میتوانند از تهدیدات اسرائیل و نفوذ قدرتهای خارجی در منطقه جلوگیری کنند.
در نهایت، بر اساس تحولات اخیر، ایران در حال تبدیل شدن به یک بازیگر کلیدی در حفظ ثبات و استقلال در غرب آسیا است. این نبرد برای بقا نه تنها برای ایران بلکه برای کل منطقه اهمیت زیادی دارد. رهبری ایران، در کنار حمایت کشورهای عربی، باید برای مقابله با تهدیدات خارجی و داخلی اقدامات لازم را انجام دهد تا از امنیت و سرنوشت ملتهای منطقه دفاع کند./ منبع



