آیا اسرائیل در حال تبدیل شدن به یک کشور مطرود است؟
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «آیا اسرائیل در حال تبدیل شدن به یک کشور مطرود است؟» نوشته دیوید ای. روزنبرگ (David E. Rosenberg)، و منتشر شده در نشریه فارن پالیسی (Foreign Policy)، به تحلیل روندهای سیاسی و اجتماعی داخلی و خارجی میپردازد که ممکن است موجب انزوای بینالمللی اسرائیل شود. این یادداشت با نگاهی واقعبینانه به تغییر مواضع اروپا، آمریکا و تغییر افکار عمومی درباره اسرائیل، پیامدهای بلند مدت جنگ اخیر غزه و سیاستهای دولت راستگرای کنونی میپردازد. در ادامه، خلاصه این مطلب آمده است.
اسرائیل همواره از احتمال انزوای جهانی به شدت بیمناک بوده است؛ کشوری کوچک که اقتصاد و امنیت خود را تا حد زیادی به روابط بینالمللی و حمایت غرب وابسته میداند. این ترسها تا کنون به واقعیت تبدیل نشدهاند، اما در هفتههای اخیر، تهدیدهای ملموستری علیه اسرائیل شکل گرفته است. نقطه عطف این وضعیت، تصمیم اسرائیل برای از سرگیری حملات نظامی به نوار غزه و مسدود کردن کمکهای بشردوستانه به این منطقه بوده است. در پشت این بحران کوتاه مدت، روندهای بلند مدتی قرار دارند که نشاندهنده چالشهای اساسی برای موقعیت بینالمللی اسرائیل است.
اروپا از جمله جدیترین منابع تهدید برای اسرائیل به شمار میرود. اتحادیه اروپا اعلام کرده که پیمان همکاری و تجارت آزاد خود با اسرائیل را باز بینی خواهد کرد و برخی کشورهای اروپایی از جمله بریتانیا مذاکرات تجارت آزاد دوجانبه با اسرائیل را به حالت تعلیق درآوردهاند. علاوه بر این، برخی دولتها ارسال تسلیحات به اسرائیل را متوقف یا محدود کردهاند و اسپانیا حتی خواستار تحریم سراسری تسلیحاتی علیه اسرائیل شده است. انتقادات شدیدی از جنگ غزه توسط کشورهایی که پیشتر متحدان قابل اتکایی برای اسرائیل محسوب میشدند، از جمله آلمان، صادر شده است.
در عین حال، آمریکا بهرغم حفظ تعهدات تسلیحاتی خود، در عمل کمتر از اولویتهای اسرائیل در منطقه حمایت کرده است. رئیسجمهور ترامپ در مواردی مانند ایران، سوریه و بحران حوثیها، راهبردهایی را در پیش گرفته که برخلاف خواستههای اسرائیل است. سفر ترامپ به خلیج فارس و تأکید او بر منافع اقتصادی منطقهای بیش از ملاحظات امنیتی اسرائیل، این تفاوت را برجسته کرده است.
اگر چه هیچ یک از این عوامل به منزله انزوای کامل اسرائیل نیست، اما تغییرات گستردهای را نوید میدهند. به عنوان مثال، نظر سنجیهای اخیر نشان میدهند که حمایت آمریکاییها از اسرائیل کاهش یافته و در اروپا، خصوصاً در میان نسل جوان، نگاه منفی به اسرائیل در حال افزایش است. نسلهای جوانتر، مسئله فلسطین را در چارچوب سیاستهای نژادی و میراث استعمار میبینند که به طور ذاتی اسرائیل را در موضع ضعف اخلاقی قرار میدهد.
این تغییر نگرشها بر سیاستمداران و نخبگان تأثیر میگذارد، بخصوص در دانشگاهها، رسانهها و سازمانهای غیر دولتی که در حال تغییر جهتگیری خود به نفع فلسطینیها هستند. همزمان، تحولات منطقهای نیز به ضرر اسرائیل رقم میخورد. رویکرد جدید آمریکا در خاورمیانه، که بر تجارت و همکاریهای اقتصادی به جای درگیریهای نظامی تأکید دارد، با سیاستهای تهاجمی اسرائیل ناسازگار است.
دولت اسرائیل که توسط جناح راستگرای مذهبی اداره میشود، نسبت به این تغییرات واکنشی خصمانه نشان داده و اروپا را متهم به ضدیت با اسرائیل و حمایت از تروریسم کرده است. رهبران اسرائیل به ویژه متحدان افراطی نتانیاهو، حاضرند منافع اقتصادی و روابط دیپلماتیک را قربانی اهداف ایدئولوژیک و نظامی کنند، حتی اگر به بهای تشدید بحران انسانی در غزه تمام شود.
از سوی دیگر، اکثریت مردم اسرائیل خود را عضوی از غرب لیبرال میدانند و خواهان پایان جنگ و آزادی گروگانها هستند، اما دولت بیاعتنا به درخواستهای عمومی، به حمایت پایگاه رأی خود اصرار دارد. ترس از انتقاد در شرایط جنگی نیز اعتراضات ضد جنگ را محدود کرده است.
تنها تغییری که میتواند مسیر اسرائیل را اصلاح کند، سقوط دولت نتانیاهو و جایگزینی آن با ائتلافی میانهرو است، اما وی و متحدانش برای حفظ قدرت تا آخرین لحظه میجنگند. در صورت ادامه این روند، احتمال دارد انزوای اسرائیل در عرصه بینالمللی تشدید و تا حدی برگشت ناپذیر شود، حتی اگر پس از آن دولت جدیدی شکل گیرد./ منبع



