اجماع افراطگرایی؛ چرا اپوزیسیون اسرائیل جایگزینی برای نتانیاهو نیست؟
دنیل لوی استدلال میکند که بحران سیاسی اسرائیل فراتر از شخص نتانیاهو است و احزاب اپوزیسیون نیز در چارچوب همان سیاستهای اشغالگری، جنگطلبی و نژادپرستی حرکت میکنند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «اجماع افراطگرایی؛ چرا اپوزیسیون اسرائیل جایگزینی برای نتانیاهو نیست؟» به قلم دنیل لوی (Daniel Levy) در خبرگزاری آناتولی (Anadolu Agency) منتشر شده است. این یادداشت با تحلیل آرایش نیروهای سیاسی در آستانه انتخابات اسرائیل، استدلال میکند که شکافهای داخلی صرفاً بر سر مدیریت جنگ و سیاستهای داخلی است و هیچیک از دو جناح اصلی، راهحل واقعی برای صلح یا تغییر سیاستهای اشغالگرانه ارائه نمیدهند. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
انتخابات پیشروی اسرائیل در ۲۷ اکتبر، با لفاظیهای تند و هراس از خشونتهای داخلی همراه شده است. با این حال، تفاوت میان بلوک حاکم و اپوزیسیون بسیار کمتر از آن چیزی است که در ظاهر به نظر میرسد. نقشه سیاسی اسرائیل دیگر با مفاهیم سنتی «چپ و راست» تعریف نمیشود، بلکه گسل اصلی، حمایت یا مخالفت با شخص بنیامین نتانیاهو و شرکای افراطی او مانند ایتامار بنگویر و بتسالل اسموتریچ است. نتانیاهو که همچنان با پروندههای فساد روبهروست، متهم است که منافع شخصی را بر امنیت ملی، از جمله در حوادث ۷ اکتبر و معافیت حریدیها از سربازی، ترجیح داده است.
در سوی دیگر، بلوک اپوزیسیون صهیونیست متشکل از گادی آیزنکوت (فرمانده پیشین ارتش)، یائیر لاپید، نفتالی بنت، یائیر گولان و آویگدور لیبرمن قرار دارد. نقطه اشتراک این احزاب، تمرکز بر لغو معافیتهای سربازی، توقف اصلاحات قضایی و تحقیق درباره شکستهای ۷ اکتبر است. اما هیچیک از آنها پایاندادن به شهرکسازیها، خروج از سرزمینهای اشغالی، پذیرش راهکار دو دولتی یا تغییر سیاستهای تهاجمی منطقهای را در دستور کار ندارند. در واقع، اپوزیسیون در بسیاری از زمینهها، از جمله حمایت از عملیاتهای نظامی در غزه، کرانه باختری، لبنان و سوریه، تفاوت معناداری با دولت افراطی کنونی ندارد و حتی در مواردی مانند تقابل با ترکیه یا قطر، مواضعی تندتر از ائتلاف حاکم اتخاذ کرده است.
با وجود این شباهتها، تفاوتهایی نیز وجود دارد. در حالی که بلوک نتانیاهو و احزاب جدید فاشیستی مانند «عمخا یسرائیل» بهدنبال پاکسازی قومی و توسعهطلبی حداکثری هستند، اپوزیسیون مدل «آپارتاید پایدارتر» را پیشنهاد میدهد که ممکن است شامل کاهش فشارهای بشردوستانه در غزه و کمک مالی به تشکیلات خودگردان باشد؛ رویکردی که اگرچه صلح به ارمغان نمیآورد، اما ممکن است از شدت تنشها بکاهد.
نظرسنجیها نشان میدهد که هیچیک از این دو بلوک قادر به کسب اکثریت ۶۱ کرسی در کنست نیستند. در این میان، احزاب غیرصهیونیست عربی که نماینده ۲۰ درصد از جمعیت هستند، میتوانند نقش تعیینکنندهای ایفا کنند. اما به جز حزب دموکراتها، سایر احزاب اپوزیسیون صهیونیست، ائتلاف با احزاب عربی را خط قرمز خود میدانند و حتی از طرحهای رد صلاحیت نمایندگان عرب حمایت میکنند؛ رویکردی که محدودیتهای دموکراسی در ساختار صهیونیسم را آشکار میسازد.
در نهایت، تغییر واقعی در سیاستهای اسرائیل از صندوقهای رأی حاصل نخواهد شد، بلکه نیازمند فشار معنادار و مستمر بینالمللی است. تحریمهای تسلیحاتی و اقدامات حقوقی اخیر برخی کشورها، گامهای اولیهای هستند که نشان میدهند برای تغییر محاسبات اسرائیل و پایاندادن به مصونیت این رژیم، باید ریشههای بحران را فراتر از شخص نتانیاهو و وزرای افراطی او جستوجو کرد./ منبع



