انتظار بیهوده غرب برای اسرائیلی که وجود خارجی ندارد
در حالی که شهرکسازی در کرانه باختری به شکلی سیستماتیک گسترش مییابد، غرب همچنان با تفکیک دولت نتانیاهو از ساختار سیاسی اسرائیل به افسانه راهحل دو دولتی دلبسته است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «انتظار بیهوده غرب برای اسرائیلی که وجود خارجی ندارد» به قلم عزالدین عرج (Izzeddin Araj) در نیو عرب (The New Arab) منتشر شده است. این یادداشت با بررسی مواضع طیفهای مختلف سیاسی در آستانه انتخابات ۲۷ اکتبر اسرائیل نشان میدهد که شهرکسازی و رد کشور مستقل فلسطینی سیاست یک کابینه خاص نیست، بلکه ماهیت کل نظام سیاسی اسرائیل است. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
در سیاست و رسانههای جریان اصلی غرب، انتقاد از «شهرکنشینان افراطی» و مقصر دانستن چهرههایی مانند ایتامار بنگویر، بزالل اسموتریچ و بنیامین نتانیاهو در نابودی چشمانداز صلح، سادهترین و کمهزینهترین شکل واکنش است. این رویکرد بر فرضی دلگرمکننده استوار است: اینکه مشکل اصلی صرفاً کابینه کنونی است و با کناررفتن آن در انتخابات ۲۷ اکتبر، شریکی میانهرو و آماده صلح در اسرائیل ظهور خواهد کرد؛ در حالی که بازیگران سیاسی، تشکیلات خودگردان و نهادهای بینالمللی سالهاست از وعده تحققنیافته «راهحل دو دولتی» بهرهبرداری میکنند.
نگاهی به گزینههای جایگزین نتانیاهو نشان میدهد که میان آنها هیچ اختلاف بنیادینی بر سر شهرکسازی یا کنترل کرانه باختری وجود ندارد. گادی آیزنکوت، رئیس پیشین ستاد کل ارتش که به عنوان رقیب اصلی نتانیاهو مطرح است، صراحتاً وعده داده که در هیچ دولتی به رهبری او کشور فلسطینی تشکیل نخواهد شد و هنگامی که وزارت مسکن در ماه اوت مناقصه ساخت حدود هزار و ۲۰۰ واحد مسکونی در گذرگاه «E1» در شرق قدس را گشود، آیزنکوت تشکیل کشور فلسطین را «خطایی بزرگ» خواند و تنها به زمانبندی طرح ایراد گرفت.
سایر رقبا نیز دیدگاهی مشابه دارند. نفتالی بنت که اکنون ائتلاف مشترکی با یائیر لاپید رهبری میکند، پیشتر مدیرکل شورای شهرکنشینان «یشع» بوده و خواهان الحاق منطقه «C» یعنی بیش از ۶۰ درصد کرانه باختری است. حتی یائیر گولان، رهبر حزب دموکراتها که در معیارهای اسرائیل چهرهای میانهرو محسوب میشود، سخنگفتن از کشور فلسطین را مخرب توصیف کرده است. از زمان امضای توافق اسلو در سال ۱۹۹۳، جمعیت شهرکنشینان از حدود ۲۵۰ هزار نفر به بیش از ۷۵۰ هزار نفر رسیده و بخش عمده این رشد در دوره دولتهای به اصطلاح میانهرو مانند ایهود باراک در سال ۲۰۰۰ و ایهود اولمرت در سال ۲۰۰۸ رخ داده است.
تجربه به فلسطینیان ثابت کرده است که شهرکسازی صرفاً سیاست یک دولت در اسرائیل نیست، بلکه خودِ ساختار این رژیم است و اختلاف سیاستمداران اسرائیلی تنها بر سر نحوه مدیریت، نهادینهسازی و تنظیم سطح خشونت پیش از افزایش هزینههای دیپلماتیک است. هنگامی که خشونت شهرکنشینان به عنوان یک استثنا و انحراف افراطی معرفی میشود، غرب میتواند تصویر خیالی یک «اسرائیل میانهرو» را حفظ کند.
این خیالپردازی سیاسی از طریق تجزیه واقعیت دوام میآورد: نسلکشی در غزه به عنوان استفاده بیش از حد از زور مشروع، خشونت در کرانه باختری به عنوان انحرافی موقتی و سرکوب شهروندان فلسطینی داخل اسرائیل به عنوان تهدیدی علیه دموکراسی بازنمایی میشود. غرب پس از انتخابات ۲۷ اکتبر نیز به انتظار خود برای اسرائیلی که وجود خارجی ندارد ادامه خواهد داد؛ زیرا هرچه این انتظار طولانیتر شود، کمتر مجبور به رویارویی با واقعیت موجود اسرائیل خواهد بود./ منبع