خاورمیانهنظام بین‌الملل و نهادها

دکترین پیرامونی جدید اسرائیل؛ اتحاد با اقلیت‌ها

اسرائیل چگونه با ائتلاف‌سازی قومی به‌دنبال مهار رقباست؟

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «دکترین پیرامونی جدید اسرائیل؛ اتحاد با اقلیت‌ها» به قلم مسعد سلیتی و منتشرشده در دیپلماسی ایرانی، به بررسی تحول راهبرد سنتی اسرائیل در اتکا به اقلیت‌های قومی و مذهبی پیرامون خود می‌پردازد و نشان می‌دهد این رژیم با بازتعریف دکترین پیرامونی، کوشش دارد از شکاف‌های قومی و ژئوپلیتیکی برای مهار رقبا، به‌ویژه ایران، و بازسازی عمق راهبردی خود بهره بگیرد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

در فضای پیچیده سیاست غرب آسیا، اسرائیل طی دهه‌ها راهبردی را دنبال کرده که بر ایجاد پیوند با اقلیت‌های قومی و مذهبی در پیرامون جهان عرب استوار بوده است. این رویکرد که به «دکترین پیرامونی» شهرت دارد، ریشه در سال‌های آغازین تأسیس اسرائیل و تلاش برای شکستن انزوای ژئوپلیتیکی در میان کشورهای عرب متخاصم دارد. در این چارچوب، اتحاد با بازیگران غیرعرب یا گروه‌های حاشیه‌نشین به‌عنوان ابزاری برای تأمین امنیت، نفوذ اطلاعاتی و موازنه منطقه‌ای در نظر گرفته شد.

در دهه‌های اولیه، این دکترین شامل همکاری با دولت‌هایی چون ایرانِ دوران پهلوی، ترکیه و اتیوپی و نیز ارتباط با اقلیت‌هایی مانند کردهای عراق و مسیحیان مارونی لبنان بود. با گذر زمان و تغییر شرایط منطقه‌ای، به‌ویژه پس از تحولات امنیتی اخیر از جمله جنگ هفتم اکتبر و درگیری دوازده‌روزه، این راهبرد دچار بازتعریف شد و شکل «دکترین پیرامونی جدید» به خود گرفت. در این نسخه جدید، تمرکز اصلی بر مهار نفوذ ایران و متحدانش از طریق همکاری با اقلیت‌های قومی و مذهبی و بازیگران غیردولتی است.

یکی از مصادیق برجسته این تحول، شناسایی رسمی سومالی‌لند از سوی اسرائیل است. سومالی‌لند که از سال ۱۹۹۱ اعلام استقلال کرده بود، برای نخستین بار از سوی اسرائیل به‌عنوان یک دولت مستقل به‌رسمیت شناخته شد. این اقدام با امضای بیانیه مشترکی میان بنیامین نتانیاهو، گیدئون سعار و رئیس‌جمهور سومالی‌لند انجام گرفت و بخشی از تلاش اسرائیل برای گسترش نفوذ در شاخ آفریقا و ایجاد مسیرهای جدید ژئوپلیتیکی ارزیابی می‌شود. این شناسایی با واکنش منفی کشورهایی چون سومالی، ترکیه و مصر همراه بود و اهمیت موقعیت سومالی‌لند در دریای سرخ را برجسته کرد.

در سوریه نیز اسرائیل پس از تضعیف ساختار حکومتی، حمایت خود از جامعه دروزها را افزایش داده است. ارسال کمک‌های غیرنظامی و نظامی، پرداخت حقوق به مبارزان دروز و پشتیبانی پزشکی، همگی در چارچوب ادعای جلوگیری از نفوذ گروه‌های افراطی در مناطق نزدیک به مرزهای اسرائیل صورت گرفته و هم‌زمان زمینه طرح مباحث مربوط به خودمختاری در مناطق دروزنشین را تقویت کرده است.

روابط اسرائیل با کردهای عراق نیز پیشینه‌ای طولانی دارد و به دهه ۱۹۶۰ بازمی‌گردد. این پیوند در همه‌پرسی استقلال اقلیم کردستان عراق در سال ۲۰۱۷ به اوج رسید، زمانی که اسرائیل تنها بازیگری بود که به‌طور علنی از این روند حمایت کرد. این ارتباط در چارچوب راهبرد اتحاد اقلیت‌ها و مقابله با تهدیدات مشترک ادامه یافته و با تحولات جدید منطقه‌ای اهمیت دوباره‌ای یافته است.

در یمن، شورای انتقالی جنوبی که از حمایت امارات برخوردار است، به‌عنوان یک شریک بالقوه جدید مطرح شده است. گزارش‌ها از تلاش این شورا برای جلب حمایت اسرائیل و پیوستن احتمالی به پیمان ابراهیم حکایت دارد؛ اقدامی که می‌تواند برای اسرائیل موقعیتی راهبردی در خلیج عدن فراهم کند. در نهایت، امکان گسترش این راهبرد به ایران نیز مطرح شده است. با توجه به تنوع قومی و مذهبی ایران، اسرائیل بهره‌گیری از شکاف‌های قومی را به‌عنوان یک گزینه نظری برای اعمال فشار در نظر گرفته است، هرچند پیچیدگی بافت قومی ایران، نبود تمایل گسترده به جدایی‌طلبی، هزینه‌های بالای دیپلماتیک و مخالفت نظم بین‌المللی با تغییر مرزها، اجرای عملی چنین سیاستی را با محدودیت‌های جدی روبه‌رو می‌کند. در مجموع، دکترین پیرامونی جدید اسرائیل راهبردی عمل‌گرایانه و متغیر است که از همکاری‌های عمیق تا مداخلات محدود را در بر می‌گیرد و بیش از هر چیز بر مهار تهدیدات منطقه‌ای متمرکز است./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا