آسیاآمریکاامنیت و دفاعخارجیخاورمیانه

نابودی متقابل تضمین‌شده

به گزارش اطلس دیپلماسی یادداشتی با ‌عنوان «نابودی متقابل تضمین‌شده» نوشته پیتر هوسی (Peter Huessy)  در گلوبال سکیوریتی ریویو (Global Security Review) منتشر شده است. این یادداشت استدلال می‌کند که نابودی متقابل تضمین‌شده هرگز راهبرد رسمی آمریکا نبوده و واشنگتن از دهه ۱۹۶۰ به‌جای آن راهبرد «پاسخ انعطاف‌پذیر» را برگزیده است. متن توضیح می‌دهد که روسیه و چین همچنان از تهدید به استفاده محدود از سلاح‌های هسته‌ای برای تغییر موازنه استفاده می‌کنند و آمریکا باید برای حفظ بازدارندگی واقعی، دکترین و توانمندی‌های هسته‌ای خود را به‌روز کند. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.


نابودی متقابل تضمین‌شده، نه دکترین رسمی آمریکا بوده و نه بخشی از راهبرد نظامی آن. این تصور که بازدارندگی هسته‌ای آمریکا تنها بر تهدید به نابودی کامل متکی است، بر فرضی نادرست استوار است. در واقع، آمریکا بیش از ۶۰ سال پیش نابودی متقابل تضمین‌شده را کنار گذاشت و به‌جای آن راهبرد «پاسخ انعطاف‌پذیر» را اتخاذ کرد. جان. اف. کندی تأکید داشت که نباید دشمن را میان عقب‌نشینی تحقیرآمیز یا جنگ هسته‌ای مخیّر ساخت، بلکه باید راهبردی یافت که مانع از نابودی کامل شود. این رویکرد در دهه ۱۹۷۰ به‌دست جیمز شلِسینجر تکامل یافت و در دستورالعمل دفاعی ریاست‌جمهوری ۵۹ تثبیت شد.

راهبرد بازدارندگی آمریکا مبتنی بر توانایی پاسخ‌گویی در هر سطحی از درگیری بود تا جنگ در کوتاه‌ترین زمان و با کمترین تخریب پایان یابد. هدف واشنگتن نابودی شهرها نبود بلکه در معرض خطر قراردادن دارایی‌های ارزشمند دشمن بود. با این حال، برخی منتقدان می‌خواهند آمریکا به نابودی متقابل تضمین‌شده بازگردد یا تنها به سلاح‌های هسته‌ای برای بازدارندگی بسنده کند، در حالی‌که این دیدگاه موجب تقویت موقعیت روسیه و چین می‌شود که از تهدید به استفاده محدود برای وادارکردن آمریکا به عقب‌نشینی بهره می‌برند.

با وجود تغییرات تاریخی، بسیاری هنوز می‌پندارند نابودی متقابل تضمین‌شده، بهترین شیوه جلوگیری از جنگ هسته‌ای است. آنی جیکوبسون در کتاب «درباره جنگ هسته‌ای» این رویکرد را همچنان حاکم می‌داند و آن را «دیوانگی» توصیف می‌کند، زیرا معتقد است هر استفاده اولیه از سلاح هسته‌ای به سرعت به تبادل سراسری و زمستان هسته‌ای خواهد انجامید. چنین تصوری اشتباه است و موجب تضعیف بازدارندگی واقعی می‌شود.

مروری بر تاریخ نشان می‌دهد که شوروی بارها کوشید از برتری هسته‌ای برای تغییر موازنه استفاده کند؛ از تلاش برای استقرار سلاح در فضا تا ساخت نیروی عظیم موشک‌های بالستیک و استقرار هزاران موشک SS-20 برای تهدید ناتو. در آغاز جنگ سرد، برتری متعارف شوروی در اروپا باعث شد آمریکا چتر هسته‌ای بر فراز اروپا برقرار کند. اما با پیشرفت فناوری، خطر حمله پیش‌دستانه شوروی و از میان رفتن بازدارندگی گسترش یافت. در دهه ۱۹۶۰ آمریکا ۶۰۰۰ کلاهک در برابر شش‌صد کلاهک شوروی داشت و کندی این برتری را عامل پایان مسالمت‌آمیز بحران کوبا دانست. اما تا دهه ۱۹۷۰ شوروی فاصله را کم کرد و با استقرار هزاران موشک دقیق  SS-18توان ضربه نخست پیدا کرد و آمریکا را وارد «پنجره آسیب‌پذیری» ساخت.

سرانجام با فروپاشی شوروی، استقرار سامانه‌های جدید آمریکایی، حذف موشک‌های SS-20 و پیمان استارت، توازن به نفع آمریکا تغییر یافت. با این حال، در سال ۱۹۹۹ یلتسین، فرمان ساخت تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی کم‌بازده را صادر کرد و پوتین این مسیر را توسعه داد. هدف این بود که با تهدید به استفاده محدود، آمریکا را از پاسخ بازدارد. این الگو امروز نیز در تهدیدات روسیه علیه ناتو در جنگ اوکراین دیده می‌شود.

چین نیز به‌همراه روسیه به دنبال بهره‌گیری از ضعف نسبی آمریکا در حوزه تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی است. گزارش کمیسیون راهبردی سال ۲۰۲۳ هشدار داد که بار دیگر «پنجره آسیب‌پذیری» گشوده شده است. آمریکا در حال توسعه بازدارندگی تئاتری هسته‌ای است، اما تنها افزایش توان متعارف کافی نیست، زیرا ورود سلاح‌های هسته‌ای به هر درگیری عملاً مزیت متعارف آمریکا را از میان می‌برد.

اصول ویرانی متقابل تضمین‌شده دیگر کارایی ندارند و با توجه به فناوری‌های نو و گسترش زرادخانه‌های رقیب، آمریکا باید توان بازدارندگی خود را بازتعریف و تقویت کند تا در برابر انتخاب میان تسلیم یا نابودی کامل قرار نگیرد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا