مسیرهای متضاد پس از ۷ اکتبر: بیشینهگرایی نظامی اسرائیل و راهبرد کاهش تنش عربستان
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «مسیرهای متضاد پس از ۷ اکتبر: بیشینهگرایی نظامی اسرائیل و راهبرد کاهش تنش عربستان» به قلم جان کالابریز (John Calabrese) در موسسه خاورمیانه (Middle East Institute) منتشر شده است. این مقاله به تحلیل دو رویکرد متضاد امنیتی اسرائیل و عربستان پس از حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ میپردازد؛ نویسنده معتقد است که اسرائیل با اتخاذ سیاست بیشینهگرایی نظامی بهدنبال سرکوب حماس و مقابله با نفوذ ایران است؛ در حالی که عربستان بر ثبات منطقه و کاهش تنشها تأکید دارد. این تضاد راهبردی موجب توقف مذاکرات عادیسازی روابط و پیچیدگی دیپلماسی آمریکا شده است. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، پارادایم امنیتی پیشین اسرائیل را که بر «چمنزنی» یا حملات دورهای برای تضعیف توان حماس استوار بود، فروریخت. اسرائیل پس از این واقعه، راهبرد مهار را کنار گذاشته و کارزار باز، بلندمدت و چندجبههای را برای نابودی حماس، تضعیف شبکه منطقهای ایران و حتی هدفگیری مستقیم برنامه هستهای ایران آغاز کرده است. این تغییر، دامنه جغرافیایی عملیات اسرائیل را گسترش داده و دربرگیرنده حملات علیه حزبالله در لبنان، مواضع ایرانمحور در سوریه، اهداف حوثیها در یمن و حتی زیرساختهای هستهای ایران شده است؛ روندی که با حمایت مستقیم آمریکا، از جمله در حملات ژوئن ۲۰۲۵ به اهداف ایرانی، همراه بوده است. این رویکرد چندلایه، همزمان ریسک درگیریهای ناخواسته و تشدید تنش را افزایش داده و محیط امنیتی منطقه را بیثباتتر و غیرقابل پیشبینیتر کرده است.
در مقابل، عربستان راهبرد خود را بر حفظ ثبات منطقهای و پرهیز از درگیری مستقیم بنا نهاده است. در حالی که ریاض از منظر عمومی، عملیات اسرائیل در غزه را محکوم کرده و بر حمایت از فلسطین و راهحل دوکشوری تأکید دارد، در سطح پشتپرده، نسبت به حماس و حزبالله همدل نیست و آنها را ابزارهای ایران میداند. با این حال، عربستان بهدلیل وابستگی برنامه «چشمانداز تا سال ۲۰۳۰» به ثبات و سرمایهگذاری خارجی، از تشدید تنش منطقهای هراس دارند. احیای روابط با ایران در مارس ۲۰۲۳ و مخالفت با برخی اقدامات نظامی آمریکا و اسرائیل در یمن و سوریه نیز در راستای این سیاست تنشزدایی است.
عربستان در مواردی مانند مخالفت با انتقال سامانههای رهگیر موشکی به اسرائیل یا محکومیت حملات هوایی اسرائیل به سوریه، نشان داده که تمایلی به همراهی با رویکرد تقابلی تلآویو ندارد. در سطح نمادین و داخلی، جایگاه عربستان بهعنوان متولی اماکن مقدس اسلامی و حساسیت جامعه نسبت به مسئله فلسطین، فضای سیاسی را برای هرگونه عادیسازی با اسرائیل، بدون پیشرفت ملموس در حلوفصل مناقشه فلسطین، مسدود کرده است. این حساسیت در شرایطی تشدید میشود که اصلاحات اجتماعی «چشمانداز تا سال ۲۰۳۰» نیز مخالفتهایی در میان محافظهکاران برانگیخته و حمایت از فلسطین به بستری برای بیان هویت اسلامی و نارضایتی داخلی تبدیل شده است.
این شرایط در تضاد با تجربه امارات است که در سال ۲۰۲۰ روابط خود را با اسرائیل عادی کرد و به همکاریهای اقتصادی، امنیتی و فناورانه پرداخت. در حالی که امارات با جمعیت کمتر و ساختار سیاسی بستهتر، ملاحظات مذهبی محدودتری دارد، عربستان باید میان الزامات امنیتی، اقتصادی و مشروعیت دینی تعادل برقرار کند.
از منظر آمریکا، اختلاف رویکرد اسرائیل و عربستان معادلات منطقهای را پیچیده کرده است. طرح واشنگتن برای ایجاد بلوک منطقهای متحد علیه ایران و چین که بر قدرت نظامی اسرائیل و رهبری اقتصادی عربستان متکی است، با موانع جدی روبهرو شده است. نظامیگری فزاینده اسرائیل باعث نگرانی ریاض شده و تمایل آن به عادیسازی را کاهش داده است. این مسئله، ابتکارهای آمریکا در حوزه دفاع موشکی یکپارچه، اشتراک اطلاعات و دیپلماسی انرژی را نیز محدود کرده است.
در مجموع، شکاف میان «امنیت از طریق برتری نظامی» اسرائیل و «امنیت از طریق ثبات» عربستان یک گسست راهبردی عمیق ایجاد کرده که بدون پیشرفت در مسئله فلسطین و تضمینهای امنیتی معتبر، پرشدنی نیست و خطر بیثباتی پایدار در منطقه را بههمراه دارد./ منبع



