رفح و بنبست عدالت؛ چرا حقوق بینالملل از فلسطینیان حمایت نکرد؟
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «رفح و بنبست عدالت؛ چرا حقوق بینالملل از فلسطینیان حمایت نکرد؟» نوشته رجا شهده (Raja Shehadeh) و منتشرشده در گاردین (Guardian)، به بررسی بیتأثیری نهادهای حقوقی بینالمللی در مهار اقدامات اسرائیل در غزه میپردازد و با تحلیل تاریخی و حقوقی، ناکارآمدی ساختار عدالت بینالملل در حمایت از فلسطینیان را برجسته میسازد. در ادامه، چکیده مطلب را میخوانید.
در جریان جنگ جاری علیه غزه، با گذشت بیش از بیست ماه، قوانین بینالمللی و نظم مبتنی بر قواعد حقوقی عملاً بیاثر و بیاعتبار جلوه کردهاند. طرح اعلامشده برای انتقال اجباری فلسطینیها به اردوگاهی در ویرانههای رفح، جایی که امکان خروج از آن وجود ندارد، مصداق بارز اردوگاه متمرکز است؛ جایی که اعضای یک گروه ملی بر پایه مجازات یا ملاحظات امنیتی، توسط فرمان نظامی حبس میشوند. این اقدام از سوی برخی حقوقدانان، جنایت علیه بشریت توصیفشده است. در این شرایط، افراد بسیاری در تلاش برای دستیابی به غذا کشته یا زخمی شدهاند.
درک عمق رنج و ستمی که فلسطینیان در غزه متحمل میشوند دشوار است، بهویژه زمانی که بیتفاوتی عمیق در میان بیشتر شهروندان اسرائیلی نسبت به رنج انسانی طرف مقابل مشاهده میشود. این بیاعتنایی ریشه در شکلگیری دولت اسرائیل دارد؛ از زمان جنگ سال ۱۹۴۸ که در آن فلسطینیان به زور از زمین و داراییهایشان محروم شدند. این رویداد که بعدها به نام «نکبت» شناخته شد، آغاز روندی بود که در آن استفاده از خانهها، زمینها و اموال فلسطینیان توسط اسرائیلیها بدون احساس گناه یا مسئولیتپذیری ادامه یافت. اگرچه حملات ۷ اکتبر بهعنوان نقطه شروع جنگ اخیر در نظر گرفته میشود، اما محرومسازی، سلب مالکیت و سرکوب فلسطینیان سابقهای چندین دههای دارد.
ناتوانی نهادهای حقوقی و بینالمللی در مهار و مجازات این اقدامات، موجب نومیدی عمیق و احساس بیپناهی در میان فلسطینیان شده است. با وجود صدور حکم بازداشت از سوی دادگاه کیفری بینالمللی علیه نخستوزیر اسرائیل و وزیر دفاع پیشین به اتهام ارتکاب جنایتهای جنگی از جمله استفاده از گرسنگی بهعنوان ابزار جنگ، هیچگونه اقدام عملی در جهت اجرای این احکام صورت نگرفته است. حمایت نظامی و سیاسی غرب از اسرائیل همچنان ادامه دارد.
واقعیت تاریخی این است که حقوق بینالملل هرگز پشتوانهای مؤثر برای فلسطینیان نبوده است. از زمان عدم اجرای قطعنامه ۱۹۴ سازمان ملل در سال ۱۹۴۸ که حق بازگشت آوارگان فلسطینی را بهرسمیت میشناخت، روند بیتوجهی به اجرای عدالت ادامه داشته است. با اینکه فلسطینیان از طرق مختلف حقوقی، اعم از دادگاههای داخلی اسرائیل، مراجع بینالمللی و سازوکارهای ثالث، در پی احقاق حق خود برآمدهاند، اما ساختار حقوق بینالملل فاقد ابزار اجرایی کارآمد است و بیشتر در معرض تأثیر منافع قدرتهای جهانی قرار دارد.
با وجود این بیعدالتیها، امید به بقا و بازپسگیری حق در میان فلسطینیان زنده مانده است. برخلاف انتظار بسیاری از ناظران که تصور میکردند نسلهای بعدی فلسطینیان از آرمان بازگشت به سرزمین مادری صرفنظر خواهند کرد، دلبستگی به سرزمین پس از گذشت ۷۷ سال همچنان پابرجاست. در کرانه باختری نیز بهرغم تغییرات گسترده در ساختار زمین و افزایش شهرکسازیها، فلسطینیان به روش زندگیای که با عنوان «صمود» شناخته میشود پایبند ماندهاند؛ ایستادگی، ماندن و ترکنکردن سرزمین.
شهر الخلیل نمونهای روشن از وضعیت تبعیضآمیز فعلی است. این شهر با جمعیتی بالغ بر ۲۳۲ هزار نفر، عملاً تحت کنترل نهصد شهرکنشین یهودی قرار دارد که حضورشان با حمایت شبانهروزی بیش از هزار سرباز اسرائیلی همراه است. برای تضمین امنیت این اقلیت، فلسطینیان با دهها ایست بازرسی، انسداد جادهها و حضور مداوم نظامی مواجهاند. با این وجود، جمعیت بومی به زندگی در این شرایط دشوار ادامه میدهد.
در مورد آینده غزه، پرسش حیاتی این است که آیا پس از ویرانیهای گسترده و نابودی زیرساختهای حیاتی مانند منابع آب، زمینهای کشاورزی، بیمارستانها و مدارس، امکان تداوم زندگی در این منطقه وجود دارد یا نه. مسئولیت جامعه جهانی در این مقطع تاریخی آن است که اسرائیل را به بازگشایی مرزهای غزه و فراهمسازی شرایط برای ورود کمکهای بشردوستانه ملزم کند تا بازسازی و ادامه زندگی در این سرزمین ممکن شود.
غزه تاریخی چند هزار ساله از حیات انسانی دارد. تلاشی که برای نابودسازی این تاریخ و حیات انسانی در جریان است، محکوم به شکست است. با وجود تمامی سختیها، فلسطینیان با یا بدون کمک دیگران، راهی برای ادامه زندگی خواهند یافت و بقای خود را بر پایهی همبستگی، مقاومت و پیوند عمیق با سرزمینشان حفظ خواهند کرد./ منبع



