خاورمیانهداخلیسیاست داخلی و جامعه

تجلی ادبیات مقاومت در روزهای حمله اسرائیل به ایران

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «تجلی ادبیات مقاومت در روزهای حمله اسرائیل به ایران» به قلم فاطمه خادم شیرازی و منتشر شده در اندیشکده دیپلماسی ایرانی، ضمن مرور جنگ روایت‌ها در جریان حملات اخیر اسرائیل به ایران، نقش ویژه زبان مردمی، بازآفرینی واژگان مقاومت و پیوند تاریخ و اسطوره‌های ملی در مقابله با جنگ روانی را تحلیل می‌کند و این روند را به عنوان ابزاری برای تقویت انسجام و مشروعیت ملی ارزیابی می‌کند. در ادامه، خلاصه این یادداشت را می‌خوانید.


با آغاز حملات نظامی اسرائیل به ایران در جریان یک درگیری دوازده روزه، زبان و ادبیات جامعه ایرانی وارد مرحله‌ای تازه شد که ویژگی آن کنش زبانی در بستر تهدید و مقاومت بود. مردم ایران در شرایط حمله و اضطراب، به بازآفرینی واژگان و ساخت صور خیال تازه پرداختند، به‌گونه‌ای که اصطلاحات نظامی و شعارهای بومی را با معانی جدید اجتماعی و روان‌شناختی درهم آمیختند.

این زبان تازه، کارکردی دوگانه پیدا کرد؛ از سویی ابزار کاهش اضطراب و تخلیه هیجانات جمعی بود و از سوی دیگر به ابزاری نرم برای مقابله با جنگ روایت‌ها و عملیات روانی دشمن تبدیل شد.

عبارات و اصطلاحاتی مانند «سیلی سهمگین»، «باران شهاب‌ها»، «دژ هوشمند» و «آرش موشکی» که ریشه در خاطره ملی و تخیل جمعی ایرانی‌ها داشتند، این بار وارد میدان گفت‌وگوهای روزمره و فضای رسانه‌ای شدند و با رنگ‌وبوی نسل جدید و مناسبات روز همراه شدند. این روند باعث شد معنای این واژه‌ها و ترکیب‌ها از حالی صرفاً نظامی به حوزه روان و جامعه نقل مکان کند؛ بنابراین ادبیات مقاومت در فضاهای رسانه‌ای و غیررسمی نقشی فراتر از زبان رسمی و ابزار تبلیغی ایفا کرد.

در این میان، استفاده از طنز و شوخی در میان حملات و اخبار ضد و نقیض، سبب شد مردم راهی برای تخلیه فشارها و ابراز امیدواری پیدا کنند. با کنار هم قرارگرفتن طنز، کنایه، شوخی و روایت‌های بومی، نوعی سبک زیستن در شرایط بحران شکل گرفت که مانع سرریزشدن هراس و اضطراب به سطح جامعه شد. این سرمایه اجتماعی به‌دست‌آمده، با عبور از مرزبندی‌های سیاسی و جناحی، جامعه را حول محور روایت ملی و مقاومت جمعی منسجم کرد.

همزمان، تاریخ و اسطوره‌های ایرانی در قالب ترکیبات جدیدی همچون «رستم پدافند» و «ققنوس ایرانی» به ادبیات روزمره بازگشتند و پیوندی میان گذشته و اکنون برقرار ساختند. این فرایند سبب تقویت حس اعتماد به نفس، ایستادگی و تداوم میراث مقاومت در ضمیر جمعی شد. حتی شعارها و واژه‌هایی چون «فرزندان ایران» و «نگین امنیت» نیز با بار معنایی ملی‌گرایانه، کارکرد مضاعفی برای تثبیت هویت جمعی و مشروعیت‌بخشی به حکمرانی ایفا کردند.

شبکه‌های اجتماعی نقش مؤثری در نشر و تعمیق این زبان جدید بر عهده گرفتند. هشتگ‌ها، میم‌ها و یادداشت‌های مردمی صحنه رقابت برای جنگ شناختی را میان ملت و دشمن رقم زدند و گفتمان مقاومت مردمی گاه پیشروتر از روایت‌های رسمی عمل کرد. هرچند این سرعت بالای تولید واژه و شعار گاهی به کلیشه‌‌سازی یا اشباع معنا منجر شد، خلاقیت مستمر مردم این روند را هر بار بهینه ساخت و از تکرار بی‌ثمر جلوگیری کرد. اهمیت شبکه‌های اجتماعی در این فضا به حدی بود که مرز میان زبان رسمی و غیردولتی تا حد چشم‌گیری کمرنگ شد.

بازتولید روایت‌ها و نمادهای تاریخی و اسطوره‌ای، ضمن ایجاد پیوستگی میان نسل‌ها، توانست مفهوم مقاومت و ایستادگی را تقویت کند و اعتماد جمعی را بالا ببرد. کارکرد روانی چنین زبان و ادبیاتی در وضعیت بحران، نه‌تنها آرامش موقتی ایجاد کرد بلکه زمینه‌ساز همبستگی اجتماعی شد که در مواجهه با تهدیدهای بیرونی بسیار حیاتی بود.

در مجموع، زبان و ادبیات مردم ایران در روزهای بحران‌زده اخیر، نقشی فراتر از صرف ابزار تخلیه یا تبلیغ ایفا کرد و به عنصر تأثیرگذار قدرت نرم ملی تبدیل شد. این زبان تازه، بستری را فراهم آورد تا روایت ملی مقاومت و امید به سرانجام رسد و سرمایه نمادین جدید برای جامعه ایرانی خلق شود؛ سرمایه‌ای که در مواجهه با بحران‌های آینده نیز می‌تواند به عنوان دانش ضمنی و عامل همبستگی و نشاط جمعی به کار آید. این فرایند در تثبیت مشروعیت تصمیمات راهبردی و پوشش خلأهای روانی جامعه نیز مؤثر بوده و به بخشی ماندگار از حافظه جمعی و قدرت نرم ایران تبدیل می‌شود./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا