معاملات پنهان، جنگهای بیپایان
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «معاملات پنهان، جنگهای بیپایان» نوشته برندن پی. باک (Brandan P. Buck)، منتشرشده در مؤسسه کاتو (Cato Institute)، به بررسی تناقض سیاست «اول آمریکا» در دولت ترامپ و دخالتهای نظامی آمریکا در غرب آسیا، بهویژه در رابطه با اسرائیل و ایران میپردازد. این یادداشت، انحراف از اصول اولیه این جنبش و گرایش به دیپلماسی مخفیانه و جنگطلبی را تحلیل میکند. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
سیاست «اول آمریکا» که ظاهراً بر اولویت منافع آمریکا تأکید دارد، در عمل به رویکردی جنگطلبانه تبدیل شده و از اصول اولیه جنبش «اول آمریکا» فاصله گرفته است. این جنبش در گذشته بر پرهیز از دخالت در جنگهای خارجی و حفظ آزادیهای داخلی تأکید داشت و از وابستگی به قدرتهای خارجی، دیپلماسی مخفیانه و تضعیف حاکمیت ملی انتقاد میکرد.
جنبش «اول آمریکا» در گذشته به تأثیر منفی دخالت در جنگهای خارجی بر آزادیهای داخلی آگاه بود. طرفداران رابطه نزدیک با اسرائیل، با متهمکردن مخالفان داخلی به خیانت و احیای انگاره «ستون پنجم»، سیاست خارجی مورد نظر خود را به صحنه داخلی منتقل کردهاند. این رفتار که زمانی علیه خود جنبش «اول آمریکا» به کار میرفت، اکنون توسط کسانی که مدعی این عنوان هستند، به سود یک قدرت خارجی تکرار میشود.
جنبش قدیمی «اول آمریکا» خطر دخالت تدریجی در جنگهای خارجی را درک میکرد. با نگاهی به جنگ جهانی اول، این جنبش معتقد بود که درگیریهای خارجی به خودی خود گسترش مییابند و سیاستگذاران را به دام تفکر هزینه غرقشده میکشانند. این دیدگاه که زمانی در سیاست خارجی محافظهکارانه آمریکا رایج بود، اکنون از سوی کسانی که خود را حامی «اول آمریکا» میدانند، نادیده گرفته شده و نگرانیها درباره دخالت بیشتر در بحران اخیر غرب آسیا مورد تمسخر قرار میگیرد.
جنبش بینالجنگها از قدرتگیری قوه مجریه و دیپلماسی مخفیانه انتقاد داشت. پیش از جنگ جهانی دوم، این جنبش از کنگرهای که اختیارات نظارتی خود را به قوه مجریه واگذار کرده بود، انتقاد میکرد و دیپلماسی پنهان و فریبکارانه دنیای قدیم را محکوم مینمود. هدف اصلی این جنبش، مخالفت با قدرت رئیسجمهور در انعقاد معاملات مخفی با اتحادهای مبهم بود. اما امروز، کسانی که مدعی سیاست «اول آمریکا» هستند، از اقدامات رئیسجمهور و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل در تظاهر به دیپلماسی در حالی که برای جنگ آماده میشدند، حمایت میکنند.
جنبش «اول آمریکا» آمریکا را کشوری متمایز با تاریخ، نهادها و سرنوشت خاص خود میدانست که نیازمند سیاستی خارجی مستقل از درگیریهای خارجی بود. اگرچه این دیدگاه گاهی به ناسیونالیسم افراطی منجر میشد، اما بهعنوان عاملی برای خویشتنداری عمل میکرد و بار امپراتوری را رد مینمود. اما امروز، کسانی که این عنوان را به خود اختصاص دادهاند، از ادامه حمایت و دخالت در سیاست خارجی اسرائیل دفاع میکنند و آن را با ادعای همسویی با «ارزشهای تمدنی» یا «منافع مشترک» توجیه میکنند.
ادامه صدور چکهای دیپلماتیک، اخلاقی و مالی برای یک دولت وابسته در آن سوی جهان، همراه با خطر جنگ، برای بنیانگذاران جنبش «اول آمریکا» غیرقابلقبول بود. اگر کسانی که مدعی خدمت به منافع آمریکا هستند، این کشور را در جنگ اسرائیل علیه ایران بیشتر درگیر کنند، باید دستکم از این عنوان دست بکشند، زیرا این اقدامات، برخلاف ادعاهایشان، آمریکا را در اولویت آخر قرار میدهد./ منبع



