فاجعه راهبردی و افول توان نظامی آمریکا؛ ارزیابی چارلز فریمن از پیامدهای جنگ با ایران
پیامدهای درگیری با ایران پایگاههای نظامی آمریکا را متزلزل کرده و نظم امنیتی منطقه را به سوی استقلال راهبردی سوق داده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، گفتوگویی با عنوان «فاجعه راهبردی و افول توان نظامی آمریکا؛ ارزیابی چارلز فریمن از پیامدهای جنگ با ایران» به قلم مایکل یانگ (Michael Young) در بنیاد کارنگی برای صلح بینالمللی (Carnegie Endowment for International Peace) منتشر شده است. این گفتوگو با چارلز فریمن (Charles Freeman)، دیپلمات ارشد و سفیر پیشین آمریکا، به بررسی ناکامی راهبردی واشنگتن در جنگ با ایران، افول هژمونی نظامی و شکلگیری معماری امنیتی جدید در منطقه پرداخته است. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
تهاجم مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران به یک فاجعه راهبردی کمسابقه برای هر دو طرف تبدیل شده است؛ وضعیتی که مستلزم پذیرش شکست، عقبنشینی و بازنگری بنیادین در سیاستهای خاورمیانهای واشنگتن است. این درگیری نشان داد که ارتش آمریکا در ایجاد یک سامانه دفاعی کارآمد در برابر موشکهای ایران و مهار یک قدرت باانگیزه منطقهای ناکام مانده است. از سوی دیگر، تخلیه انبارهای تسلیحات راهبردی آمریکا در این جنگ، توان این کشور را برای تأمین نیازهای دفاعی اوکراین و پاسخگویی به بحرانهای احتمالی در شرق آسیا بهشدت فرسوده کرده است.
یکی از پیامدهای بنیادین این رویارویی، فروپاشی شبکه پایگاههای نظامی آمریکا در حاشیه خلیج فارس و ناامیدی متحدان عرب از چتر امنیتی واشنگتن است. کشورهای عربی دریافتند که این پایگاهها بیش از آنکه ابزاری برای دفاع از آنها باشند، سکوهایی برای پیشبرد منافع نظامی آمریکا و اقدام علیه ایران بودهاند. این تحولات، دولتهای منطقه را که از پیامدهای اقتصادی و فیزیکی جنگ آسیب دیدهاند، به سمت گفتوگوهای پنهان با تهران و فاصلهگرفتن از تقابل نظامی با این کشور هدایت کرده است.
در چنین فضایی، امضای «توافقنامه دفاع مشترک مکه» میان عربستان، ترکیه و پاکستان نمادی از شکلگیری یک معماری امنیتی نوین و مبتنی بر استقلال راهبردی است. این ائتلاف برخلاف ناتو، فاقد ساختار فرماندهی متمرکز یا دشمن خارجی از پیشتعریفشده است و با هدف ایجاد موازنه در برابر هژمونیهای منطقهای و کاهش وابستگی نظامی به واشنگتن شکل گرفته است. اعضای این پیمان با توسعه صنایع دفاعی بومی و تنوعبخشی به شرکای خود در پی کاهش آسیبپذیری در برابر اختلالات سیاسی زنجیره تأمین هستند.
در عرصه میدانی، تسلط عملیاتی ایران بر تنگه هرمز و ناکامی تلاشهای نظامی برای رفع این محدودیت، واشنگتن را به سمت جنگ فرسایشی اقتصادی و تحریمهای ثانویه سوق داده است؛ رویکردی که نهتنها شانس چندانی برای موفقیت ندارد، بلکه میتواند هژمونی جهانی دلار را به خطر بیندازد. علاوه بر این، ترور رهبران ایران زمینهساز تقویت انگیزهها برای توسعه بازدارندگی هستهای شده است. در نهایت، با افول اعتبار دیپلماتیک آمریکا، کشورهای منطقه بهجای پیروی کورکورانه از سیاستهای بلوک غرب، به سمت همزیستی عملگرایانه و تشکیل ائتلافهای مستقل گام برمیدارند./ منبع



