پیمان مکه؛ گامی برای شکلگیری همکاری امنیتی میان کشورهای سنی
پیمان دفاعی مکه نشاندهنده تلاش قدرتهای منطقهای برای پر کردن خلأ امنیتی آمریکا است، اما تحقق آن با موانع جدی روبهروست.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «پیمان مکه؛ گامی برای شکلگیری همکاری امنیتی میان کشورهای سنی» نوشته میهیر شارما (Mihir Sharma) در بلومبرگ (Bloomberg) منتشر شده است. این یادداشت بررسی میکند که چگونه امضای توافقنامه دفاع متقابل میان عربستان، ترکیه و پاکستان نشاندهنده تلاش قدرتهای منطقهای برای یافتن شرکای جدید در پی افول نقش امنیتی ایالات متحده است، هرچند چالشهایی نظیر رقابت بر سر رهبری جهان اسلام و کمبود انسجام عملی، آینده این ائتلاف نوپا را مبهم میسازد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
امضای توافقنامه دفاعی موسوم به «پیمان مکه» میان عربستان، ترکیه و پاکستان نشاندهنده چرخشی راهبردی در خاورمیانه است؛ جایی که قدرتهای منطقهای به این نتیجه رسیدهاند که دیگر نمیتوانند برای تأمین امنیت خود به ایالات متحده تکیه کنند. واشنگتن با سیاستهای اخیر خود ثابت کرده است که بیشتر به دنبال بیثباتسازی منطقه است تا ایجاد ثبات. این پیمان که بند دفاع متقابل را یادآور ماده ۵ ناتو میداند، تلاش میکند توانمندیهای منحصربهفرد این سه کشور شامل منابع مالی سرشار عربستان، صنایع دفاعی پیشرفته ترکیه و نیروی انسانی آموزشدیده به همراه بازدارندگی هستهای پاکستان را به یکدیگر پیوند دهد.
با این حال، توصیف این توافق به عنوان یک «ناتوی سنی» از واقعیت دور است. معاهدات روی کاغذ به تنهایی نمیتوانند جایگزین اتحادهای واقعی شوند و مشخص نیست در صورت بروز بحرانهای واقعی، این کشورها تا چه اندازه حاضر به هزینهکرد نظامی برای یکدیگر خواهند بود. هر سه کشور دارای پیشینهای از سیاستهای تجدیدنظرطلبانه یا انتخابهای چالشبرانگیز بودهاند و هدف اصلی آنها از این اتحاد، مهار آشوبهای منطقهای و حفظ ثبات اقتصادی و تجاری است، نه دامن زدن به بحران. با این وجود، خروج تدریجی آمریکا از نقش سنتی خود به عنوان تضمینکننده امنیت منطقه، رهبران این کشورها را به سمت الگوهای همکاری محلی و توزیع بار امنیتی سوق داده است.
چالش اصلی در مسیر کارآمدی این توافق، رقابتهای پنهان میان خود این قدرتهاست. هر یک از این کشورها داعیهدار رهبری جهان اسلام یا تلاش برای دستیابی به جایگاه قدرت بزرگ هستند و سابقه تاریخی و خودپنداره آنها مانع از پذیرش دیگری به عنوان شریک برابر میشود. بدون وجود فرماندهی واحد، دبیرخانه مشخص و اعتماد متقابل عمیق، این توافقنامه ممکن است تنها در سطح یک پلتفرم مشورتی باقی بماند. با این حال، حتی ایجاد سازوکاری برای رایزنی در بحرانها نیز میتواند گامی رو به جلو در جهت ایجاد یک هندسه جدید از خویشتنداری و مدیریت بحران در منطقهای پرآشوب باشد./منبع



