ترامپ ایران را هدف گرفت و روی تسلیمشدن آن قمار میکند
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «ترامپ ایران را هدف گرفت و روی تسلیمشدن آن قمار میکند» از نشریه اکونومیست (Economist) به بررسی حمله هوایی آمریکا به تأسیسات هستهای ایران در بامداد ۲۲ ژوئن و پیامدهای آن میپردازد. این یادداشت تحلیل میکند که این حمله، با هدف عقبراندن برنامه هستهای ایران، بسته به واکنش ایران ممکن است به کاهش تنشها یا تشدید درگیریها منجر شود. متن، گزینههای پیش روی ایران و تبعات منطقهای را ارزیابی میکند. در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید.
در سحرگاه ۲۲ ژوئن، بمبافکنهای بی-۲ آمریکایی با پرتاب چندین بمب عظیم سنگرشکن، تأسیسات هستهای فردو، یکی از مهمترین مراکز هستهای ایران را هدف قرار دادند. این حمله که ماهها پیش، از سوی دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا تهدید شده بود، با تشویق اسرائیل، که از روز ۱۳ ژوئن با ایران وارد جنگ شده بود، انجام گرفت. منطقه غرب آسیا روزها در انتظار این لحظه بود. اکنون دو پرسش اساسی مطرح است: میزان آسیب به برنامه هستهای ایران و نحوه واکنش احتمالی ایران به آمریکا. پاسخ به این پرسشها مشخص خواهد کرد که آیا این حملهای یکباره است و شاید آغازی برای پایان جنگ اسرائیل باشد، یا آمریکا را بهسوی درگیری گستردهتری سوق خواهد داد.
جزئیات عملیات محدود است و پنتاگون قرار است صبح یکشنبه در واشنگتن اطلاعاتی ارائه دهد. عملیات شامل ۶ بمبافکن بی-۲ بود که بین ۶ تا دوازده بمب سنگرشکن بر فردو پرتاب کردند. آمریکا همچنین با موشکهای کروز شلیکشده از زیردریاییها، دو تأسیسات هستهای دیگر در نطنز و اصفهان را هدف قرار داد. آژانس بینالمللی انرژی اتمی و مقامات عربستان اعلام کردند که هیچ نشانهای از آلودگی هستهای در منطقه وجود ندارد، که با توجه به نوع این حملات، چنین انتظاری هم نمیرفت.
ترامپ در سخنرانی خود در کاخ سفید اعلام کرد که برنامه هستهای ایران «کاملاً نابود شده است». این ادعا اغراقآمیز است، زیرا ایران دههها تخصص انباشته دارد که حذف آن دشوار است. با این حال، اگر فردو تخریب شده باشد، برنامه هستهای ایران بهطور قابلتوجهی عقب افتاده است. فردو یکی از دو تأسیسات اصلی غنیسازی اورانیوم ایران تا سطح نزدیک به تسلیحاتی بود. تأسیسات دیگر در نطنز پیشتر توسط حملات اسرائیل آسیب دیده بود. در صورت تخریب هر دو، ایران ممکن است ظرفیت غنیسازی در مقیاس بزرگ خود را از دست بدهد.
فردو در عمق پانصد متری زیر کوه ساخته شده و برخی مقامات نظامی تردید داشتند که حتی بمب سیزده تنی GBU-57، بزرگترین بمب در زرادخانه آمریکا، بتواند آن را تخریب کند. به همین دلیل تعداد زیادی از این بمبها استفاده شد. تحلیلگران باید منتظر تصاویر ماهوارهای باشند تا میزان خسارت را ارزیابی کنند، اما حتی اگر سالن غنیسازی تخریب نشده باشد، امواج ناشی از انفجار ممکن است تجهیزات حساس داخل آن را نابود کرده باشد. وضعیت ذخیره اورانیوم غنیشده ایران نیز نامشخص است. بخش زیادی از این مواد در تونلهای اصفهان نگهداری میشد و حمله موشکی آمریکا احتمالاً برای فروریختن ورودیهای این تونلها طراحی شده بود. با این حال، مقامات ایرانی پیش از حمله اشاره کرده بودند که بخشی از اورانیوم به مکان دیگری منتقل شده است.
حکومت ایران چگونه پاسخ خواهد داد؟ ساعاتی پس از حمله آمریکا، ایران با شلیک موشکهای بالستیک بهسوی اسرائیل، که اغلب رهگیری شدند، واکنش نشان داد. اما ممکن است این پایان ماجرا نباشد. پیش از حمله، مقامات ایرانی هشدار داده بودند که به آمریکا مستقیماً پاسخ خواهند داد. پس از حمله، یکی از مفسران تلویزیون دولتی اعلام کرد که آمریکاییها در منطقه، چه غیرنظامی و چه نظامی، اکنون اهداف مشروعی هستند. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، حملات آمریکا را «جنایتکارانه» خواند و گفت ایران «همه گزینهها را برای دفاع از خود محفوظ میدارد».
ایران گزینههای متعددی برای واکنش دارد، که همگی خطرناکند. میتواند پایگاههای آمریکایی در غرب آسیا را با پهپاد و موشک هدف قرار دهد، به متحدان آمریکا مانند میادین نفتی عربستان یا آسمانخراشهای دبی حمله کند، یا تنگه هرمز، مسیری که یکسوم نفت خام دریایی از آن عبور میکند را مسدود کند، که این امر باعث افزایش قیمت جهانی نفت خواهد شد. اما چنین اقداماتی ممکن است خودکشی باشد، زیرا میتواند واکنش شدیدتری از آمریکا را به دنبال داشته باشد. [آیتالله]علی خامنهای، رهبر انقلاب، باید بین انتقام و بقای حکومت تعادل برقرار کند. در این میان، گروههای نیابتی ایران ممکن است دست به کار شوند. حوثیهای یمن، مورد حمایت ایران، تهدید کردهاند که در صورت حمله آمریکا به ایران، حملات به کشتیهای تجاری در دریای سرخ را از سر میگیرند. شبهنظامیان عراقی نیز ممکن است به اهداف آمریکایی در عراق حمله کنند. اسرائیل هم برای حملات احتمالی حزبالله لبنان آماده میشود.
بهترین سناریو این است که ایران به واکنشی نمادین بسنده کند، مشابه آنچه در سال ۲۰۲۰ پس از ترور قاسم سلیمانی انجام داد. ترامپ ممکن است سپس اسرائیل را به کاهش تنش در جنگ و ایران را به مذاکره برای توافق هستهای جدید ترغیب کند. او در سخنرانی خود گفت: «قلدر غرب آسیا حالا باید صلح کند»، و هشدار داد که در غیر این صورت، حملات بعدی شدیدتر خواهد بود. برخی مقامات ایرانی سعی کردهاند خسارات وارده به تأسیسات هستهای را کماهمیت جلوه دهند، که شاید نشانهای از تمایل به اجتناب از پاسخ بزرگ باشد. اما دیگران ممکن است خواستار واکنش قویتری باشند، که میتواند آمریکا را وارد چرخهای از انتقامجویی کند.
صداهای انزواطلب در ائتلاف ترامپ، مانند استیو بنن، علیه دخالت مستقیم آمریکا هشدار دادهاند. اما اغلب جمهوریخواهان یا از حمله حمایت کردند یا محتاطانه سکوت اختیار کردند. رهبری کنگره حزب جمهوریخواه از رئیسجمهور حمایت کرد، هرچند با احتیاط. دموکراتها عمدتاً به دلیل انجام حمله بدون مجوز کنگره به ترامپ انتقاد کردند.
سناریوی دیگر این است که جنگ نه گسترش یابد و نه با توافق پایان یابد. آمریکا خواستار توافقی است که ایران حق غنیسازی اورانیوم را کنار بگذارد، درخواستی که ایران در مذاکرات دو ماه پیش از جنگ و در دیدار با دیپلماتهای اروپایی در ژنو در روز ۲۰ ژوئن رد کرده بود. ایران ممکن است بهجای پاسخ نظامی بزرگ، برنامه هستهای خود را تقویت کند، از معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای خارج شود، بازرسان سازمان ملل را اخراج کند و برنامه را مخفیانه بازسازی کند. مقامات ایرانی بهتازگی از ایجاد سومین تأسیسات غنیسازی اورانیوم صحبت کردهاند. اگر ذخیره مخفی مواد هستهای و سانتریفیوژ داشته باشند، ممکن است برای ساخت سلاح هستهای خام تلاش کنند.
حمله کنونی، برنامه هستهای ایران را عقب انداخته، اما پیامدهای حمله مستقیم آمریکا به ایران عظیم و غیرقابل پیشبینی است. حکومت ایران ممکن است به تشدید تنش روی بیاورد و ترامپ را به واکنش وادارد، یا متزلزل شود و منطقه را به هرجومرج بکشاند. این حملات میتواند مذاکراتی را تسریع کند که تهدید بمباران و انزوای طولانیمدت ایران را پایان دهد، یا حکومت را بهعنوان یک دولت منزوی با عزمی قویتر برای ساخت سلاح هستهای مخفیانه باقی بگذارد و آمریکا را به یک کارزار نظامی بلندمدت برای مهار این تهدید بکشاند./ منبع



