ضدونقیض ترامپ در باب ناآرامیهای ایران
آمریکا چگونه از ناآرامیهای داخلی ایران برای حفظ فشار راهبردی استفاده میکند؟
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «ضدونقیض ترامپ در باب ناآرامیهای ایران» و منتشرشده در اندیشکده تهران، به بررسی پیوند میان اعتراضات اقتصادی اخیر در ایران و مواضع متغیر دولت آمریکا پرداخته و استدلال میکند واشنگتن با بهرهگیری همزمان از روایتسازی سیاسی، تهدید نظامی و فشار اقتصادی، در پی حفظ وضعیت بیثبات و جلوگیری از انسجام داخلی ایران است تا زمینه مداخله احتمالی در آینده فراهم بماند. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
در بررسی ناآرامیهای اخیر، مجموعهای از عوامل اقتصادی، سیاسی و خارجی در کنار هم قرار گرفت و زمینه بروز اعتراضات را فراهم کرد. نبود چشمانداز مثبت نسبت به وضعیت اقتصادی کشور، فشارهای روانی ناشی از فعال شدن مکانیسم ماشه، نوسان شدید قیمتها بهدلیل مشکلات تأمین ارز و تجارت خارجی، و افزایش مداوم قیمت دلار و طلا بهعنوان شاخص حساسیت جامعه نسبت به تورم آینده، بستر اصلی نارضایتی عمومی را شکل داد. پس از جنگ دوازدهروزه نیز انتظار نقشآفرینی موثر سیاست خارجی در بهبود اقتصاد کاهش یافت و این موضوع بر نگرانیهای جامعه افزود. انباشت نارضایتیها ابتدا به اعتراضات محدود و پراکنده در بازار تهران منجر شد که پس از چند روز کاهش یافت، اما دامنه آن بعدها فراتر رفت و در برخی مناطق با هدایت بهسمت مراکز نظامی و انتظامی، به خشونت کشیده شد.
تغییر رئیس کل بانک مرکزی و اعلام حذف ارز ترجیحی در زمانی نامناسب و بدون گفتوگوی قبلی با مردم، عاملی مهم در گسترش اعتراضات و حضور معترضان نگران از افزایش قیمت کالاهای اساسی در خیابان بود. همزمان با بروز اعتراضات، مواضع مقامهای آمریکایی و بهویژه ترامپ به تشدید فضای ملتهب داخلی کمک کرد. آمریکا تلاش داشت از طریق هدایت و سازماندهی هستههای عملیاتی در کف خیابان و روایتسازی درباره حمایت از معترضان و احتمال مداخله نظامی، مسیر اعتراضات را بهسوی اهداف خود منحرف کند. گزارشهای رسانهای در اسرائیل از جمله در بررسی ناآرامیهای اخیر، مجموعهای از عوامل اقتصادی، سیاسی و خارجی در کنار هم قرار گرفت و زمینه بروز اعتراضات را فراهم کرد. نبود چشمانداز مثبت نسبت به وضعیت اقتصادی کشور، فشارهای روانی ناشی از فعال شدن مکانیسم ماشه، نوسان شدید قیمتها به دلیل مشکلات تأمین ارز و تجارت خارجی، و افزایش مداوم قیمت دلار و طلا بهعنوان شاخص حساسیت جامعه نسبت به تورم آینده، بستر اصلی نارضایتی عمومی را شکل داد.
پس از جنگ دوازدهروزه نیز انتظار نقشآفرینی موثر سیاست خارجی در بهبود اقتصاد کاهش یافت و این موضوع بر نگرانیهای جامعه افزود. انباشت نارضایتیها ابتدا به اعتراضات محدود و پراکنده در بازار تهران منجر شد که پس از چند روز کاهش یافت، اما دامنه آن بعدها فراتر رفت و در برخی مناطق با هدایت بهسمت مراکز نظامی و انتظامی، به خشونت کشیده شد. تغییر رئیس کل بانک مرکزی و اعلام حذف ارز ترجیحی در زمانی نامناسب و بدون گفتوگوی قبلی با مردم، عاملی مهم در گسترش اعتراضات و حضور معترضان نگران از افزایش قیمت کالاهای اساسی در خیابان بود. همزمان با بروز اعتراضات، مواضع مقامهای آمریکایی و بهویژه ترامپ به تشدید فضای ملتهب داخلی کمک کرد. آمریکا تلاش داشت از طریق هدایت و سازماندهی هستههای عملیاتی در کف خیابان و روایتسازی درباره حمایت از معترضان و احتمال مداخله نظامی، مسیر اعتراضات را به سوی اهداف خود منحرف کند. گزارشهای رسانهای در اسرائیل ازجمله روزنامه جروزالمپست، کانال چهارده و همچنین اظهارات مایک پمپئو، به حضور عوامل موساد در کنار معترضان و حتی تسلیح آنها اشاره کردند.
این ادعاها همراه با پیامهای متعدد ترامپ فضای داخلی را پیچیدهتر ساخت. ترامپ که پس از ماجرای مادورو با اعتمادبهنفس بیشتری ظاهر شده بود، در نخستین پیام خود بدون وجود خشونت گسترده، تهدید کرد که در صورت ادامه شلیک و کشتار معترضان، آمریکا برای نجات آنها وارد عمل خواهد شد. پیام او نشان میداد گسترش خشونت میتواند زمینهساز مداخله احتمالی باشد و این پیام بهسرعت از سوی عناصر میدانی دریافت شد. او در پیامهای بعدی معترضان را به ادامه اعتراض و اشغال مؤسسات دولتی دعوت کرد و مدعی شد «کمک در راه است». تشدید غیرعادی اعتراضات و تبدیل آن به ناآرامیهای وسیع، در چارچوب پروژهای تحت عنوان پهلویخواهی و با کارفرمایی اسرائیل تفسیر شد که هدف آن اقناع آمریکا برای حمله به ایران بود. سناریو بر این فرض بنا شده بود که در صورت تزلزل اقتدار مرکزی، آمریکا مشابه تجربه لیبی، با ادعای مداخله بشردوستانه وارد عمل شود.
کمتر از یک هفته پس از بازگشت آرامش، ترامپ ادعا کرد ایران پس از هشدارهای او از اعدام معترضان منصرف شده است؛ ادعایی که نوعی عقبنشینی از مواضع پیشین تلقی شد. با این حال، او در مصاحبهای با پولتیکو اعلام کرد زمان جستوجوی رهبران جدید برای ایران فرا رسیده است. با فروکشکردن آشوبها، فعالسازی دوباره آن دشوار به نظر میرسید، اما ترامپ برای حفظ اعتبار و امید روزنامه اورشلیمپست، کانال چهارده و همچنین اظهارات مایک پمپئو، به حضور عوامل موساد در کنار معترضان و حتی تسلیح آنها اشاره کردند. این ادعاها همراه با پیامهای متعدد ترامپ فضای داخلی را پیچیدهتر ساخت. ترامپ که پس از ماجرای مادورو با اعتمادبهنفس بیشتری ظاهر شده بود، در نخستین پیام خود بدون وجود خشونت گسترده، تهدید کرد که در صورت ادامه شلیک و کشتار معترضان، آمریکا برای نجات آنها وارد عمل خواهد شد. پیام او نشان میداد گسترش خشونت میتواند زمینهساز مداخله احتمالی باشد و این پیام بهسرعت از سوی عناصر میدانی دریافت شد. او در پیامهای بعدی معترضان را به ادامه اعتراض و اشغال مؤسسات دولتی دعوت کرد و مدعی شد «کمک در راه است».
تشدید غیرعادی اعتراضات و تبدیل آن به ناآرامیهای وسیع، در چارچوب پروژهای تحت عنوان پهلویخواهی و با کارفرمایی اسرائیل تفسیر شد که هدف آن اقناع آمریکا برای حمله به ایران بود. سناریو بر این فرض بنا شده بود که در صورت تزلزل اقتدار مرکزی، آمریکا مشابه تجربه لیبی، با ادعای مداخله بشردوستانه وارد عمل شود. کمتر از یک هفته پس از بازگشت آرامش، ترامپ ادعا کرد ایران پس از هشدارهای او از اعدام معترضان منصرف شده است؛ ادعایی که نوعی عقبنشینی از مواضع پیشین تلقی شد. با این حال، او در مصاحبهای با پولتیکو اعلام کرد زمان جستوجوی رهبران جدید برای ایران فرا رسیده است. با فروکشکردن آشوبها، فعالسازی دوباره آن دشوار بهنظر میرسید، اما ترامپ برای حفظ اعتبار و امیدبخشی به هستههای میدانی تلاش میکرد با اظهارات ضدونقیض و تحرکات نظامی، احتمال حمله را زنده نگه دارد. در عین حال حمله به ایران میتوانست واکنش گسترده منطقهای و حتی انسجام داخلی ایجاد کند که مطلوب آمریکا نبود. راهبرد محتمل واشنگتن حفظ سایه جنگ، تشدید فشارهای اقتصادی و محدودسازی کارکردهای اساسی حکومت برای نگهداشتن شرایط بحرانی و فراهمسازی زمینه مداخله مستقیم در آینده ارزیابی میشد./ منبع



