آمریکااروپاامنیت و دفاعخارجیخاورمیانه

اوکراین در تنگنای تسلیحات: آمریکا در بوته آزمایش

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «اوکراین در تنگنای تسلیحات: آمریکا در بوته آزمایش» به قلم مایکل برندن داگرتی (Michael Brendan Dougherty)، در نشریه آن‌هرد  (UnHerd)، منتشر شده است. این یادداشت نشان می‌دهد که چگونه وعده‌های گسترده واشنگتن برای حمایت از اوکراین در میدان نبرد، با واقعیت محدودیت‌های صنعتی، تسلیحاتی و ظرفیت راهبردی آمریکا در تناقض قرار گرفته و موجب فشار فزاینده بر سیاست خارجی آمریکا شده است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.


با گذشت بیش از دو سال از جنگ اوکراین، توان آمریکا برای تأمین تسلیحات مورد نیاز این کشور و هم‌زمان حفظ آمادگی نظامی خود، زیر فشار قرار گرفته است. به‌رغم وعده‌های اولیه دولت ایالات متحده برای حمایت «تا هر زمان که لازم باشد»، کمبود سامانه‌های دفاعی از جمله سکو‌های پاتریوت و موشک‌های رهگیر، نشان‌دهنده تنگنای صنعتی و راهبردی آمریکا در ادامه این حمایت‌هاست. اکنون دولت باید بین نیازهای فوری اوکراین و حفظ سطح آمادگی نظامی خود در برابر تهدیدات دیگر، انتخاب کند.

در سال‌های اخیر، سیاست خارجی آمریکا بر تعهداتی استوار شده که از ظرفیت واقعی این کشور فراتر رفته است. سیاست‌گذاران آمریکایی، با اتکا به ابزارهایی چون حملات هوایی، عملیات مخفی، پهپادها و نیروهای نیابتی، تلاش کرده‌اند این کمبود را پنهان کنند. اما این روند به شکل‌گیری سیاست‌هایی منجر شده که بیشتر بر مبنای آرمان‌گرایی طراحی شده‌اند تا واقع‌بینی، و در نتیجه، آمریکا را درگیر تعهداتی کرده‌اند که تحقق آن‌ها به‌سختی ممکن است.

در نمونه‌ای دیگر، آمریکا برای مقابله با حملات انصارالله در دریای سرخ، صدها میلیون دلار صرف حملات نظامی کرد؛ اما با وجود شلیک ده‌ها بمب سنگین و موشک‌های کروز، انصارالله همچنان به حملات خود ادامه داد. در نهایت، واشنگتن ناچار شد برای کاهش هزینه‌ها، با این گروه متحد ایران به توافق برسد. چنین تحولات، تصویری از محدودیت‌های فعلی توان نظامی آمریکا ارائه می‌دهد.

هم‌زمان با ادامه جنگ در اوکراین، آمریکا در حال انتقال بخشی از ذخایر نظامی خود به مناطق دیگر است. در اواخر سال ۲۰۲۳، ده‌ها هزار گلوله توپخانه‌ای که برای اوکراین در نظر گرفته شده بود، به اسرائیل فرستاده شد. در ماه ژوئن گذشته نیز بیست هزار موشک ضدهوایی به غرب آسیا منتقل شد تا از نیروهای آمریکایی در برابر تهدیدات احتمالی ایران محافظت شود. این جابه‌جایی‌ها نشانه‌ای از تنگنای منابع دفاعی آمریکاست.

در حمله اخیر به تأسیسات هسته‌ای ایران، آمریکا از بخش بزرگی از بمب‌های سنگرشکن خود استفاده کرد. این حملات، بنا به ارزیابی رسمی، تنها یک یا دو سال برنامه هسته‌ای ایران را عقب انداخته‌اند. اما بازسازی ذخایر این بمب‌ها سال‌ها زمان خواهد برد. پروژه ساخت بمب‌های پیشرفته‌تر نیز در مراحل ابتدایی قرار دارد و نمونه‌های اولیه آن تا دست‌کم یک سال و نیم دیگر آماده نخواهند شد.

زیرساخت‌های صنعتی نظامی آمریکا نیز با چالش‌های جدی مواجه است. ارسال سامانه‌های دوش‌پرتاب «استینگر» به اوکراین موجب کاهش شدید ذخایر این موشک‌ها شده، در حالی که تایوان نیز خواهان دریافت این سلاح‌هاست. توافق دریایی آکوس میان آمریکا، انگلیس و استرالیا نیز با تأخیر در تولید زیردریایی‌های کلاس ویرجینیا مواجه شده و ممکن است تا سال‌ها دیگر اجرایی نشود. این مشکلات نشان می‌دهد که فشار هم‌زمان برای حمایت از چندین متحد نظامی، آمریکا را در موقعیت دشواری قرار داده است.

برخی محافل تندرو در واشنگتن معتقدند که برای جلوگیری از اقدام چین علیه تایوان، باید به‌طور کامل از اوکراین و اسرائیل حمایت شود. آن‌ها این حمایت را نوعی بازدارندگی در برابر پکن تلقی می‌کنند. اما تحلیل‌گران در چین این وضعیت را متفاوت می‌بینند. پکن، با رصد کاهش ذخایر تسلیحاتی آمریکا، به این نتیجه رسیده که درگیری طولانی در اوکراین، منابع و توجه واشنگتن را در اروپا درگیر کرده و در نتیجه، فرصت راهبردی برای آسیا فراهم شده است.

اعتبار بین‌المللی آمریکا، به میزان انطباق وعده‌ها با توان واقعی این کشور وابسته است. اما در حال حاضر، سیاست خارجی این کشور بیشتر در حلقه‌ای بسته از مشاوران کاخ سفید متمرکز شده که از دغدغه‌های عمومی مردم فاصله دارند. در حالی که اکثریت مردم آمریکا تجاوز روسیه به اوکراین را محکوم کرده‌اند، نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که تمایلی برای ایفای نقش فعال در جنگ ندارند. حتی در آغاز جنگ، تنها حدود یک‌چهارم آمریکایی‌ها از نقش عمده کشورشان در این درگیری حمایت می‌کردند.

این فاصله میان باور به عدالت جنگ اوکراین و تمایل واقعی مردم آمریکا به هزینه‌کردن برای آن، خطرات زیادی برای ادامه جنگ دارد. چنین شکافی باعث شده تا رهبران اوکراین، با تصور حمایت بی‌پایان یک ابرقدرت، راهبردهایی در پیش بگیرند که با واقعیت محدودیت‌های واشنگتن هم‌خوان نیست. در مقابل، رویکرد دولت پیشین آمریکا مبتنی بر مذاکره و تمرکز بر چین، با ملاحظات ظرفیت واقعی تسلیحاتی و تمایلات افکار عمومی هم‌راستاتر است. زیرا در سیاست خارجی، چک سفید امضایی وجود ندارد و تلاش برای تحقق وعده‌های غیرواقع‌بینانه، می‌تواند به فرسایش راهبردی و فروپاشی اخلاقی منجر شود./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا