خوابگردی جهان بهسوی فاجعه هستهای
گسترش بیقانونی قدرتهای هستهای و خطر بازگشت به رقابت تسلیحاتی باعث بیثباتی عمیقتر جهان شده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «خوابگردی جهان بهسوی فاجعه هستهای» نوشته ایوانا نیکولیچ هیوز (Ivana Nikolić Hughes) و پیتر کازنیک (Peter Kuznick) در ریسپانسیبل استیتکرفت (Responsible Statecraft) منتشر شده و به تضعیف سیستم عدماشاعه، گسترش بیقانونی قدرتهای هستهای و خطر بازگشت به رقابت تسلیحاتی میپردازد و نشان میدهد که بدون تعهد واقعی به خلع سلاح و احترام به حقوق بینالملل، جهان بهسوی بیثباتی عمیقتر حرکت میکند. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
جهان در شرایطی قرار گرفته که خطر گسترش سلاحهای هستهای و فروپاشی نظم مبتنی بر عدماشاعه بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. در سالهای آغازین دهه ۱۹۶۰، دیدار جان اف. کندی با داوید بنگوریون درباره برنامه هستهای اسرائیل نشان داد که نگرانی از افزایش تعداد کشورهای دارای سلاح هستهای تا چه اندازه جدی بوده است. کندی معتقد بود اگر نتوان متحدان نزدیک را از دستیابی به این سلاحها بازداشت، مهار کشورهایی که روابط دوستانهای با آمریکا ندارند دشوارتر خواهد شد. بحران موشکی کوبا در سال ۱۹۶۲ این نگرانی را تشدید کرد و کندی را به این جمعبندی رساند که وجود «۱۵ یا ۲۰ یا ۲۵ کشور» دارای سلاح هستهای جهان را بهطور خطرناکی بیثبات میکند. همین نگاه زمینهساز شکلگیری معاهده عدماشاعه هستهای شد که پس از مرگ او مذاکره و در سال ۱۹۶۸ امضا شد و از ۱۹۷۰ به اجرا درآمد.
این معاهده بر پایه یک «معامله بزرگ» بنا شد؛ کشورهای فاقد سلاح هستهای از تلاش برای دستیابی به آن صرفنظر کنند و در مقابل، کشورهای دارای سلاح متعهد شوند در مسیر خلع سلاح گام بردارند و امکان بهرهگیری صلحآمیز از انرژی هستهای برای همه فراهم باشد. پنج کشور دارای سلاح هستهای تا آن زمان، یعنی آمریکا، شوروی، بریتانیا، فرانسه و چین، اجازه حفظ زرادخانههای خود را داشتند اما باید «با حسن نیت» برای خلع سلاح مذاکره میکردند. با گذشت بیش از ۵۵ سال، این معاهده ۱۹۱ عضو دارد، اما پنج کشور از آن خارج ماندهاند: هند، پاکستان، اسرائیل، کرهشمالی و سودان جنوبی. اسرائیل پس از مرگ کندی به سلاح هستهای دست یافت و هند و پاکستان نیز در سالهای ۱۹۷۴ و ۱۹۹۸ به قدرت هستهای تبدیل شدند. کرهشمالی تنها کشوری است که پس از اجرای معاهده به سلاح هستهای دست یافته و در سال ۲۰۰۴ از آن خارج شد؛ تجربه عراق و سقوط صدام حسین این برداشت را تقویت کرد که داشتن سلاح هستهای میتواند مانع مداخله خارجی شود.
تحولات بعدی در لیبی و سوریه نیز این پیام را تقویت کرد، اما حمله اخیر به ونزوئلا نشان داد که حتی قوانین بینالمللی نیز نادیده گرفته میشود و این تصور شکل گرفته که قدرتهای بزرگ بدون توجه به قواعد عمل میکنند. در چنین فضایی، کنفرانس بازنگری یازدهم معاهده که قرار است در نیویورک برگزار شود، با چالشهای جدی روبهرو است. دو کنفرانس پیشین در سالهای ۲۰۱۵ و ۲۰۲۲ بدون نتیجه مشترک پایان یافت و تکرار این ناکامی میتواند معاهده را با بحران عمیقتری مواجه کند و زمینهساز گسترش عمودی و افقی سلاحهای هستهای شود. حتی برخی تحلیلها در نشریات معتبر غربی پیشنهاد کردهاند که کشورهایی مانند ژاپن، آلمان، کانادا و کرهجنوبی به باشگاه هستهای بپیوندند.
تهدیدهای پیشروی معاهده متعدد است؛ از افزایش بدبینی نسبت به انرژی هستهای گرفته تا نبود پیشرفت در خلع سلاح از سوی پنج قدرت هستهای عضو معاهده. رقابت تسلیحاتی جدید نیز بر این نگرانیها افزوده است. پیام ضمنی به کشورهای فاقد سلاح هستهای این است که یا باید در کنار قدرتهای بزرگ قرار گیرند یا برای حفظ امنیت خود به سلاح هستهای مجهز شوند. چنین وضعیتی جهان را بهسوی بیثباتی بیشتر سوق میدهد و تضعیف منشور سازمان ملل، همانگونه که در ونزوئلا مشاهده شد، این روند را تشدید میکند. تجربه چند دهه گذشته نشان میدهد که عدماشاعه بدون خلع سلاح واقعی و پایبندی به حقوق بینالملل کارآمد نیست و تنها از طریق دیپلماسی، مذاکره و تمدید و بازنگری توافقهایی مانند استارت نو میتوان از تشدید بحران جلوگیری کرد./ منبع



