نگاهی به شبکه نظارت بر اداره مهاجرت در مینیاپولیس
یک گروه با اخلال در عملیات مهاجرتی، غیرنظامیان را به مواجهههای پرخطر و مرگبار کشانده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «نگاهی به شبکه نظارت بر اداره مهاجرت در مینیاپولیس» نوشته کریستینا باتنز (Christina Buttons) و منتشرشده در سیتی ژورنال (City Journal)، وضعیت شبکهای از گروههای مدنی را بررسی میکند که با نظارت بر مأموران مهاجرتی و هماهنگی اعتراضها در مینیاپولیس، غیرنظامیان را در مواجهه با اجرای قانون فدرال قرار دادهاند و این رویکرد منجر به درگیریهای پرخطر و تلفات شده است. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
در کمتر از یک ماه، دو نفر از مشارکتکنندگان در فعالیت موسوم به نظارت بر اداره مهاجرت در شهر مینیاپولیس به دست مأموران اجرای قوانین مهاجرتی آمریکا کشته شدند. در ۲۴ ژانویه، یک مأمور فدرال الکس پرتی، پرستار ۳۷ ساله بخش مراقبتهای ویژه کهنهسربازان را به ضرب گلوله کشت؛ مرگی که پس از کشتهشدن رنی گود، مادر ۳۷ ساله سه فرزند، در ۷ ژانویه رخ داد. هر دو در شبکههای موسوم به نظارت بر اداره مهاجرت فعال بودند، شبکههایی که با ردیابی مأموران، فیلمبرداری از بازداشتها و هشدار به فعالان دیگر فعالیت میکنند و این اقدامات را بهعنوان امنیت اجتماعی معرفی میکنند، اما عملاً غیرنظامیان آموزشندیده را در مواجهه مستقیم با مأموران مسلح قرار میدهند.
در مینیاپولیس، گروه «دفاع از ۶۱۲» نقش محوری در سازماندهی این فعالیتها دارد. این گروه شبکهای گسترده از گفتوگوهای رمزگذاریشده در سیگنال ایجاد کرده و به مرکز مقاومت علیه اجرای قوانین مهاجرتی فدرال بدل شده است. بررسیها نشان میدهد اعضا و برخی مسئولان مرتبط، معترضان را به ممانعت از اجرای قانون، ورود به تقابلهای پرخطر و مشارکت در اعتراضات خشونتآمیز سوق دادهاند. این گروه دورههای آموزشی متعددی برای شناسایی و گزارش فعالیتهای مهاجرتی برگزار میکند و از همکاری گروههایی مانند STAC بهره میبرد.
گروه STAC که در سال ۲۰۲۴ تأسیس شد، آموزش میدهد چگونه منازعات محلی به روایتهای ملی تبدیل شوند و از حمایت شبکههای مالی بزرگ جریانهای پیشرو برخوردار است. این الگو از اواخر سال ۲۰۲۵ وارد مینیاپولیس شد و آموزشهایی با حضور سازماندهندگان محلی برگزار شد که آشکارا بر اخلال در عملیات تأکید داشتند.
گروه دفاع از ۶۱۲ از سیگنال برای انتقال این تاکتیکها به خیابان استفاده میکند. اعضا در شبکههای محلهای، مأموران مشکوک را تعقیب میکنند، تصاویر، موقعیتها و شماره پلاکها را به اشتراک میگذارند و حتی از تماسهای زنده با اصطلاحات شبهنظامی برای هماهنگی استفاده میکنند. پایگاههای دادهای شامل هزاران پلاک خودرو، فهرست سفرهای اخراج و هتلهای مورد استفاده مأموران نیز در دسترس است. در کنار آن، گروههای گزینششده برای کمکهای معیشتی و گروههای رسانهای برای شکلدهی روایت عمومی فعالاند و کنترل روایت را ضروری میدانند.
در گفتوگوهای دیگر، اعضا راههای اخلال، از سر و صدا تا رفتارهای تهاجمی را بررسی میکنند و حتی به راهنماهای خرابکاری استناد میشود. این شبکهها همچنین بستری برای سازماندهی اعتراضات تند بودهاند که به درگیری خشونتآمیز انجامیده است. مرگ رنی گود، که در جریان «گشت رانندگی» و بیتوجهی به دستورات مأموران رخ داد، به فرصت جذب نیرو بدل شد و پس از آن آموزشها و ثبتنامها افزایش یافت. در این آموزشها، اجرای قانون با واژگانی چون ربایش و اشغال توصیف شد و خطرات شخصی کماهمیت جلوه داده شد.
مرگ الکس پرتی نیز نشان داد ورود غیرنظامیان آموزشندیده به حریم عملیات فدرال خطر مرگبار دارد. با وجود این، شبکه دفاع از ۶۱۲ فعالیت خود را متوقف نکرد و با استفاده از این تلفات، آموزشها و فراخوانها را تشدید کرد. این چرخه، راهبرد اصلی رهبری گروه را نشان میدهد: استفاده از تلفات برای تشدید رویاروییها، در حالی که سازماندهندگان حرفهای از پیامدهای مستقیم مصون میمانند./ منبع



