وحشت در میان یهودیان
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «وحشت در میان یهودیان» نوشتهی شیلا کاتز (Sheila Katz) و منتشرشده در نیویورک تایمز (The New York Times)، به بررسی افزایش خشونت و نفرتورزی ضدیهودی در ایالات متحده پس از حملات حماس میپردازد. این مقاله ضمن اشاره به سکوت نگرانکننده برخی گروههای عدالتخواه نسبت به یهودستیزی، ضرورت مقابله مستمر و همهجانبه با این پدیده را تحلیل میکند. در ادامه، چکیده مطلب را میخوانید.
در کمتر از دو هفته، دو حمله تروریستی مرگبار علیه جامعه یهودی در ایالات متحده رخ داده است؛ در یکی از شهرها دو نفر کشته و در دیگری دوازده نفر زخمی شدند. از زمان حملات حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، شرایط برای وقوع اعمال خشونتآمیز ضدیهودی در آمریکا به شدت تشدید شده است. در تجمعات، دانشگاهها، اتاقهای ائتلاف و فضای آنلاین، شعارهایی که مستقیماً از منشور تروریستی حماس برگرفته شدهاند، به صورت گسترده شنیده و دیده میشوند. این شعارها که شامل عباراتی چون «جهانی کردن انتفاضه»، «به هر وسیله لازم»، «از رودخانه تا دریا» و «صهیونیستها بیرون» است، فراتر از واژگان ساده بوده و میتوان آنها را فراخوان به خشونت تلقی کرد.
این فراخوانها بهطور مستقیم باعث بروز دو حادثه خشونتآمیز شدهاند؛ در ۲۱ می، یک تیرانداز در واشنگتن دو نفر را در بیرون یک رویداد یهودی به قتل رساند و در شب عید شاووت، در کلرادو، فردی به یک راهپیمایی صلحآمیز یهودیان حمله آتشزا کرد که چندین نفر، از جمله یک بازمانده هولوکاست، به شدت مجروح شدند. این قربانیان صرفاً به این دلیل هدف گرفته شدند که در رویدادهای یهودی حضور داشتند.
این حملات برای بسیاری از یهودیان ترسناک اما غافلگیرکننده نیستند؛ موج ضدیهودیت در حال افزایش است و زمانی که سخنان ضدیهودی بدون مقابله باقی بماند، به جان افراد منجر میشود و دیگران را در تلاش برای حفظ زندگیشان قرار میدهد. جامعه آمریکا عادت دارد که ضدیهودیت را زمانی که به صورت حملات مسلحانه علیه کنیسهها یا شعارهای نئونازیها ظاهر میشود، محکوم کند، اما مقابله با نفرت واقعی زمانی اتفاق میافتد که ضدیهودیت از همان ابتدا، پیش از تبدیل شدن به خشونت، در همه اشکال آن محکوم شود، حتی زمانی که از سوی فعالانی بیان میشود که ظاهراً ارزشهای مشابهی دارند. هنگامی که ضدیهودیت در فضاهای پیشرو و عدالتخواهانه با زبان عدالت پنهان میشود، اغلب با سکوت یا ناراحتی مواجه میگردد و این سکوت موجب تقویت و گسترش ایدههای خطرناک به جای مقابله با آنها میشود.
پس از آغاز این جنگ و حملات وحشیانه حماس علیه اسرائیل، سکوت و بیتفاوتی جنبشهای پیشرو در مواجهه با درد و رنج یهودیان دیده شده است. برای مثال، هنگامی که گزارشهایی درباره استفاده حماس از خشونت جنسی به عنوان سلاح جنگی منتشر شد، گروههای فمنیستی و جنبشهای حقوق بشر و جامعه LGBTQ تقریباً سکوت کردند و بارها از پذیرش این واقعیت که هر دو طرف فلسطینی و اسرائیلی حق دارند در امنیت و کرامت زندگی کنند خودداری نمودند. در ماه افتخار (Pride Month)، یهودیان شاهد فراخوانهای گستردهای برای ممنوعیت کامل صهیونیستها از رویدادها بودند. واژه «صهیونیست» که در اصل به معنای باور به خودتعیینی یهودی است، به تدریج به عنوان یک ناسزا به کار گرفته شده است.
سازمانهای یهودی مانند شورای ملی زنان یهودی از مدتها پیش درباره افزایش ضدیهودیت هشدار دادهاند، اما با واکنشهای منفی و حتی نادیده گرفته شدن مواجه شدهاند. ترسها و نگرانیهای آنها به عنوان اغراقآمیز یا ناعادلانه رد شده است. در حالی که بسیاری از گروههایی که برای حقوق مدنی، حق رای و حقوق باروری مبارزه کردهاند، ضدیهودیت را کم اهمیت جلوه دادهاند، غم و اندوه جامعه یهودی را با بدبینی پاسخ داده و ایمنی آنها را امری اختیاری تلقی کردهاند. از یهودیان خواسته شده است که برای پذیرفته شدن توسط متحدان ادعایی، رابطه روحی و احساسی خود با اسرائیل را کاملاً انکار کنند.
فشارهایی وجود داشته که یهودیان موضع خود نسبت به دولت خارجیای که در آن رای نمیدهند را محکوم کنند، گویی مشارکت آنها در مباحث داخلی عدالت و برابری منوط به این اقدام است. حتی پیش از حملات اخیر، هنگامی که یهودیان سخن میگفتند، بارها گفته میشد که آنها واکنش بیش از حد نشان میدهند، به جمعیتهای آسیبپذیرتر توجه نمیکنند، یا به دلیل حمایت از حق موجودیت اسرائیل مستحق سرزنش و حملات لفظی هستند؛ اما موضع یهودیان درباره این جنگ یا اسرائیل تاثیری بر نحوه درک افراطیون از آنها ندارد؛ برای آنها همه یهودیان هدف نفرت و خشونت هستند.
ماهیت ضدیهودیت چنین است که یهودیان را به عنوان قربانیان و در عین حال عاملان همه چیز به تصویر میکشد؛ این نوع نفرت باعث انزوای یهودیان میشود و زمین را برای رشد و گسترش نفرت علیه آنها فراهم میکند. فرد مظنون حمله کلرادو گفته است که میخواسته «همه صهیونیستها را بکشد و آرزو داشته که همه آنها مرده باشند». در هر دو حمله اخیر، مظنونان اعلام کردهاند که اقداماتشان را برای «آزادسازی فلسطین» انجام دادهاند. خشونت ضدیهودی نه فلسطینیان را آزاد میکند و نه دیگران را؛ بنابراین باید همچنان خواهان صلح و عدم خشونت در هر دو سوی درگیری بود.
هر یهودی در آمریکا میداند که هنگام ورود به فضاهای یهودی، مسیرهای خروج اضطراری را میشناسد و مانند امنیت فرودگاهها، بازرسی کیف و اقدامات امنیتی جزئی از زندگی روزمره آنها است. همچنین همه میدانند که هویت یهودیشان در هر لحظه میتواند آنها را هدف خشونت و طرد قرار دهد، فارغ از اینکه چه کسانی برای صلح تلاش میکنند.
نیاز به متحدانی است که تنها وقتی یهودیان مورد حمله قرار میگیرند حاضر نشوند، بلکه در برابر هرگونه توهین و تخریب یهودیان نیز بایستند. اتحادهایی لازم است که فضای پذیرش همه وجوه هویت یهودی را فراهم کنند. باید درک شود که مبارزه با نفرت یعنی ایستادن در کنار یهودیان؛ نه فقط برخی از آنها، نه فقط در زمان آسان و نه فقط زمانی که در حال سوگواری هستند. اگر تنها پس از وقوع خشونت به حمایت از یهودیان بپردازید و در هر موقعیت دیگر سکوت کنید، در واقع در برابر نفرت سکوت کرده و آن را تأیید مینمایید./ منبع



