آمریکاخارجیسیاست داخلی و جامعه

کهنه‌سربازان ضد جنگ در عصر ترامپ

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «کهنه‌سربازان ضد جنگ در عصر ترامپ» نوشته ویلیام دی. هارتانگ (William D. Hartung) در فارن پالیسی این فوکِس (Foreign Policy in Focus) منتشر شده است. این یادداشت با بررسی شکاف میان گفتمان نظامی‌گرای دولت ترامپ و تجربه کهنه‌سربازان جنگ‌های پس از ۱۱ سپتامبر، به بازنمایی موج جدیدی از سربازان ضدجنگ در آمریکا می‌پردازد که در برابر تداوم هزینه‌های نظامی، سیاست‌های تبعیض‌آمیز پنتاگون و وابستگی ساختاری ارتش به صنایع تسلیحاتی، خواستار بازتعریف نقش آمریکا در جهان هستند. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.


پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، با شعار تمرکز بر «رزمندگان» در پی کاستن از سیاست‌های تنوع و شمول در نیروهای مسلح است. باید این سیاست‌ها را «حواس‌پرتی» ‌خواند، در حالی که هدف اصلی آن‌ها مقابله با نژادپرستی، زن‌ستیزی و تبعیض جنسی در ارتش است. حذف این سیاست‌ها موجب تضعیف انسجام ارتش و تبدیل آن به نیرویی سفیدتر و وابسته‌تر به قدرت سیاسی می‌شود.

در مقابل، بسیاری از کهنه‌سربازان جنگ‌های پس از ۱۱ سپتامبر از افغانستان تا عراق دیدگاهی انتقادی نسبت به مأموریت‌های خود یافته‌اند. در مستند آنچه باید بدانی، این سربازان اذعان می‌کنند که از هدف جنگ‌ها بی‌اطلاع بودند، به پیروزی ایمان نداشتند، از سوی دولت خود فریب خوردند و اعمالی انجام دادند که همواره آنان را آزار خواهد داد. هرچند بسیاری از آنان از ترس واکنش سیاسی یا بی‌درکی جامعه سکوت کرده‌اند، اما شمار فزاینده‌ای اکنون خود را ضدجنگ یا دست‌کم نسبت به مداخلات نظامی آمریکا بدبین می‌دانند.

برخی از این سربازان دیدگاه‌هایشان را در کتاب راه‌های نافرمانی به‌ویراستاری اندرو بیسیویچ و دنیل سورسن بیان کرده‌اند که در آن از انگیزه‌های خدمت و سرخوردگی‌شان سخن می‌گویند. سازمان‌هایی مانند «کهنه‌سربازان برای صلح»، «دفاع مشترک» و «چهره‌ای نو» نیز برای ترویج سیاست خارجی مبتنی بر دیپلماسی و پایان دادن به جنگ‌های بی‌پایان فعالیت دارند. این گروه‌ها نژادپرستی، نفرت‌پراکنی و خشونت را از عوامل زمینه‌ساز جنگ می‌دانند و در برابر بهره‌کشی اقتصادی از جنگ‌ها ایستاده‌اند. اعضای آن‌ها مانند کریس اورفلت در شهادت‌های خود از ویرانی‌های جبران‌ناپذیر عراق و افغانستان سخن گفته‌اند.

کارزار «دور نگه‌داشتن ارتش از خیابان‌ها» نیز به اعزام گسترده گارد ملی توسط ترامپ اعتراض دارد و سربازان را به بازاندیشی اخلاقی در مأموریت‌های داخلی فرا می‌خواند. درعین‌حال، مخالفت با جنگ محدود به جریان‌های ترقی‌خواه نیست. خود ترامپ در کارزار ۲۰۱۶ از جنگ عراق انتقاد و وعده پاکسازی «مجتمع نظامی ـ صنعتی» را مطرح کرد، هرچند آن وعده عملی نشد و صرفاً برای جلب رأی نیروهای ضدجنگ به‌کار رفت. همکاری کم‌سابقه دو گروه «کهنه‌سربازان نگران آمریکا» از جناح محافظه‌کار و «رأی به سربازان» از جناح ترقی‌خواه برای لغو مجوز استفاده از نیروی نظامی پس از ۱۱ سپتامبر، نمونه‌ای از همگرایی دو سوی طیف سیاسی در مخالفت با مداخلات بی‌پایان بود.

پل ایتن، ژنرال بازنشسته، نیز اعزام نیروهای نظامی به شهرهای آمریکا را «سیاسی‌سازی ارتش» خوانده است. در مقابل، سیاستمدارانی مانند سناتور تام کاتن و فرماندهانی چون ژنرال مایک مینیهان با تکیه بر تهدید چین و ایران، خواستار افزایش هزینه‌های نظامی‌اند. بااین‌حال، اکثریت ژنرال‌های بازنشسته به صنعت تسلیحات پیوسته‌اند و منتقدان در سطوح بالا رو به کاهش‌اند.

در شرایط تهدید حقوق مدنی و گسترش نابرابری‌ها، صدای کهنه‌سربازان ضدجنگ نقشی حیاتی در جنبش صلح دارد. کتاب ترس و ایمان نوشته گریگوری دادیس، با تحلیل پیوند تاریخی میان ایمان و ترس از جنگ در فرهنگ آمریکایی، نشان می‌دهد چگونه جامعه آمریکا همچنان درگیر تمایل ذاتی به جنگ است. با توجه به خسارات هشت‌تریلیون‌دلاری و تلفات انسانی گسترده جنگ‌های پس از ۱۱ سپتامبر، گفت‌وگویی ملی درباره تعریف دفاع کافی و بازنگری در اولویت‌های ملی لازم است تا از تکرار جنگ‌های ویرانگر آینده جلوگیری شود./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا