آمریکاسیاست داخلی و جامعه

اسلام‌هراسی، برگ برنده نهایی ترامپ در کارزار انتخابات میان‌دوره‌ای

ترامپ با دامن‌زدن به اسلام‌هراسی، امنیت ملی را به ابزاری برای حمله انتخاباتی تبدیل کرده است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «اسلام‌هراسی؛ برگ آخر ترامپ در انتخابات میان‌دوره‌ای» به قلم دیوید ای. گراهام (David A. Graham) در آتلانتیک (Atlantic) منتشر شده است که به بررسی بهره‌گیری دونالد ترامپ و متحدانش از اتهام‌زنی‌های ضد مسلمانان در رقابت‌های انتخاباتی و پیوند دادن هویت دینی یک نامزد دموکرات با تهدیدهای امنیتی می‌پردازد. در ادامه، چکیده این یادداشت را می‌خوانید.

در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، مهاجرت، امنیت ملی و تهدید تروریسم بار دیگر به محورهای مناقشه سیاسی تبدیل شده‌اند. در این فضای انتخاباتی، دونالد ترامپ و متحدان جمهوری‌خواهش با طرح اتهام‌هایی علیه عبدال السید، نامزد دموکرات انتخابات سنا در ایالت میشیگان، تلاش کرده‌اند رقابت سیاسی را به مسئله‌ای درباره اسلام، افراط‌گرایی و امنیت عمومی پیوند بزنند. این رویکرد، به‌ویژه به دلیل اتکا به هویت دینی نامزد و نه شواهد مشخص درباره اقدامات او، بحث‌هایی درباره اسلام‌هراسی و استفاده انتخاباتی از ترس‌های اجتماعی برانگیخته است.

ترامپ در گردهمایی انتخاباتی خود در پورت هورون میشیگان، از مایک راجرز، نامزد جمهوری‌خواه سنا، حمایت کرد و رقیب دموکرات او را به ارتباط با اخوان‌المسلمین و جهادگرایان متهم ساخت. او مدعی شد پیروزی عبدال السید و دموکرات‌ها می‌تواند به ورود گسترده افراط‌گرایان به آمریکا و افزایش خشونت و تروریسم منجر شود. همچنین، با طرح ادعاهایی درباره محدودیت‌های امنیتی احتمالی برای این نامزد، کوشید تصویری از او به‌عنوان تهدیدی برای امنیت کشور ارائه کند.

بخش مهمی از این حملات بر ایجاد ارتباط مستقیم میان مسلمان بودن و گرایش به تروریسم استوار است. چنین رویکردی، تفاوت میان هویت دینی، عقاید سیاسی و مشارکت واقعی در فعالیت‌های خشونت‌آمیز را نادیده می‌گیرد. انتساب اتهام‌های امنیتی به یک نامزد انتخاباتی، بدون ارائه شواهد روشن و قابل ارزیابی، می‌تواند به جای تمرکز بر سوابق، برنامه‌ها و مواضع عمومی او، داوری درباره صلاحیت سیاسی‌اش را به پیش‌داوری مذهبی وابسته کند.

اشاره ترامپ به ضرورت عبور عبدال السید از دستگاه فلزیاب برای ورود به سنا نیز بخشی از همین چارچوب تبلیغاتی بود. این ادعا در حالی مطرح شد که استفاده اعضای کنگره از دستگاه‌های فلزیاب در ساختمان کنگره، در ماجرای پس از حمله هواداران ترامپ به ساختمان کنگره در ششم ژانویه ۲۰۲۱، به تدابیر امنیتی در بخش مجلس نمایندگان مربوط بود. این سابقه نشان می‌دهد که موضوع تدابیر امنیتی در کنگره، به‌خودی‌خود دلیلی برای نسبت دادن خطر امنیتی به یک نامزد مسلمان نیست.

در سطح سیاسی، برجسته‌سازی تهدیدهای تروریستی می‌تواند بحث انتخاباتی را از مسائل ملموس سیاست‌گذاری به موضوعاتی مانند ترس از دیگری، وفاداری ملی و تعلق مذهبی منتقل کند. در چنین شرایطی، نامزد رقیب نه صرفاً به‌عنوان یک کنشگر سیاسی با برنامه‌ها و مواضع مشخص، بلکه به‌مثابه نماد خطری گسترده‌تر معرفی می‌شود. این شیوه، امکان گفت‌وگوی مبتنی بر شواهد درباره امنیت و مبارزه با افراط‌گرایی را محدود می‌کند و ممکن است کلیشه‌های منفی درباره مسلمانان را تقویت کند.

با این حال، اهمیت سیاسی این رویکرد را باید در بستر رقابت انتخاباتی آمریکا بررسی کرد؛ جایی که امنیت ملی، مهاجرت و هویت فرهنگی از موضوعات اثرگذار در منازعات حزبی محسوب می‌شوند. طرح ادعاهای تند درباره رقیب می‌تواند توجه عمومی را به تهدیدهای ادعایی معطوف سازد، اما اعتبار چنین ادعاهایی همچنان به شواهد و امکان بررسی مستقل آن‌ها وابسته است. در نهایت، این مناقشه پرسشی اساسی درباره مرز میان نقد سیاسی و انگ‌زنی مذهبی مطرح می‌کند: آیا امنیت ملی از طریق بررسی مستند رفتار و عملکرد افراد پیگیری می‌شود یا با تعمیم اتهام‌های امنیتی به یک گروه دینی؟ پاسخ به این پرسش بر کیفیت رقابت انتخاباتی، جایگاه اقلیت‌های مذهبی در جامعه آمریکا و امکان حفظ گفت‌وگوی سیاسی مبتنی بر واقعیت اثر می‌گذارد./ منبع

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا