وجه پنهان اشتراک ترامپ و تاکر کارلسون
ترامپ و کارلسون با وجود اختلاف بر سر ایران، در مهاجرت و اوکراین همصدا هستند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «وجه پنهان اشتراک ترامپ و تاکر کارلسون» به قلم ساشا ابرامسکی (Sasha Abramsky) در نیشن (Nation) منتشر شده است. این مطلب با بررسی مواضع مشترک دونالد ترامپ و تاکر کارلسون درباره مهاجرت، جنگ اوکراین و الگوهای حکمرانی اقتدارگرا، نشان میدهد که اختلاف آنها بر سر جنگ ایران، همپوشانی دیدگاههایشان در مسائل کلیدی سیاست خارجی و داخلی را از میان نبرده است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
اختلاف دونالد ترامپ و تاکر کارلسون بر سر جنگ ایران، به معنای فاصلهگرفتن آنها از چارچوبهای فکری مشترک در حوزه مهاجرت، جنگ اوکراین و حکمرانی اقتدارگرا نیست. هر دو چهره، با وجود تفاوتهایی در مواضع مقطعی، رویکردهایی را ترویج میکنند که در آن مهاجران بهعنوان تهدیدی علیه هویت ملی و امنیت کشور معرفی میشوند و حمایت غرب از اوکراین، اقدامی پرهزینه و غیرضروری در برابر روسیه جلوه داده میشود. این همسویی نشان میدهد که اختلاف بر سر یک منازعه منطقهای، لزوماً به گسست در مبانی سیاسی و ایدئولوژیک منجر نمیشود.
کارلسون در گفتوگویی با جیکوب ریسماگ، سیاستمدار انگلیسی و از حامیان برگزیت، با دفاع از استدلالهای روسیه درباره جنگ اوکراین، دولتهای غربی را بهدلیل حمایت از کییف مورد انتقاد قرار داد. او همچنین با طرح دیدگاههایی درباره جنگ جهانی دوم، از جمله کماهمیت جلوهدادن پیامدهای پیروزی آلمان نازی، واکنش انتقادی طرف گفتوگو را برانگیخت. در موضوع مهاجرت نیز کارلسون ورود مهاجران از مسیر کانال مانش را بهمثابه تهاجم توصیف کرد و آن را تهدیدی بزرگتر از خطر تاریخی نازیسم برای انگلیس دانست. این مواضع، مهاجرت را از یک مسئله اجتماعی و مدیریتی به تهدیدی وجودی تبدیل میکند و زمینه را برای توجیه رویکردهای نظامی و قهری فراهم میسازد.
در آمریکا نیز سیاستهای دولت ترامپ در قبال مهاجران با افزایش استفاده از ابزارهای امنیتی و برخوردهای خشونتآمیز همراه شده است. گزارشهایی از برخورد خودروهای مأموران اداره مهاجرت و گمرک آمریکا با مهاجران و معترضان منتشر شده و درخواست وزارت امنیت داخلی از پنتاگون برای دریافت سلاحهای غیرکشنده مبتنی بر امواج حرارتی، نگرانیهایی درباره گسترش ابزارهای تنبیهی ایجاد کرده است. چنین رویکردهایی، هنگامی که با تصویرسازی از مهاجران بهعنوان دشمنان داخلی همراه شوند، میتوانند مرز میان اجرای قانون و اعمال خشونت علیه گروههای آسیبپذیر را تضعیف کنند. ترامپ همچنین اعتراضات فرانسه را به مهاجران، اسلامگرایان و کمونیستها نسبت داده است؛ اظهاراتی که با واکنش انتقادی امانوئل مکرون روبهرو شد.
همزمان، مواضع ترامپ و کارلسون درباره اوکراین با روایتهای مورد حمایت کرملین همپوشانی دارد. کارلسون طی سالهای اخیر از ولادیمیر پوتین تمجید کرده و از استدلالهای روسیه برای توجیه تهاجم به اوکراین دفاع کرده است. ترامپ نیز با درخواست کنارهگیری ولودیمیر زلنسکی، طرح جایگزینی مذاکرهکنندگان اوکراینی، محدودکردن همکاریهای اطلاعاتی و کمکهای نظامی و کاهش فشار تحریمی بر مسکو، عملاً موضع اوکراین را تضعیف کرده است. کاهش حمایتهای غربی میتواند توان دفاعی کییف را محدود کند و هزینه انسانی جنگ را برای غیرنظامیان افزایش دهد. در این چارچوب، روسیه نهتنها یک قدرت متجاوز، بلکه الگویی برای حکمرانی متمرکز، ملیگرایی مسیحی و رهبری مبتنی بر اقتدار فردی معرفی میشود.
برنامه دیدار احتمالی ترامپ، پوتین و شی جینپینگ در چین نیز پرسشهایی درباره آینده نظم بینالمللی ایجاد میکند. هرچند موضوع خلع سلاح هستهای میتواند هدفی مثبت باشد، نبود شواهد روشن درباره سازوکارهای قابل راستیآزمایی و تعهدات اجرایی، احتمال تبدیلشدن این نشست به نمایش سیاسی را افزایش میدهد. چنین دیداری ممکن است بهجای تقویت توافقهای بینالمللی، زمینه تقسیم حوزههای نفوذ میان قدرتهای بزرگ را فراهم کند. همزمان، تأکید دولت ترامپ بر افزایش چشمگیر بودجه نظامی، نظامیسازی فضا و احیای نگاه مثبت به میراث استعماری، نگرانیها درباره بازگشت سیاست قدرتمحور را تشدید میکند. در مجموع، ترکیب ملیگرایی تضعیف حمایت از اوکراین و تمایل به توافق میان رهبران قدرتمند، میتواند نظم مبتنی بر قواعد بینالمللی را به سوی رقابت بر سر قلمرو نفوذ و تضعیف محدودیتهای دموکراتیک سوق دهد./ منبع