دونالد ترامپ نومحافظهکار
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «دونالد ترامپ نومحافظهکار» به قلم جنیفر بریک مورتازاشویلی (Jennifer Brick Murtazashvili) در نشنال اینترست (National Interest)منتشر شده است. این مقاله به بررسی رویکرد سیاست خارجی دونالد ترامپ پرداخته و استدلال میکند که با وجود شعارهای پوپولیستی، سیاستهای او در عمل، شکل جدیدی از نومحافظهکاری «عاری از ارزش» را به نمایش میگذارد. نویسنده توضیح میدهد که ترامپ، بدون تظاهر به آرمانگرایی و ترویج دموکراسی، سیاستهای نومحافظهکارانه را با تمرکز بر قدرت و منافع صرف دنبال میکند و این صداقت بیپرده، رویکرد او را از نومحافظهکاری کلاسیک متمایز میسازد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
اگرچه دونالد ترامپ اغلب بهعنوان یک «پوپولیست» یا «ملیگرا» توصیف میشود، اما سیاست خارجی او در عمل، شبیه به نومحافظهکاری است. ترامپ نسخه جدیدی از این ایدئولوژی است: «نومحافظهکاری عاری از ارزش». او مانند نومحافظهکاران کلاسیک، مداخلات آمریکا را در پوشش ترویج دموکراسی و حقوق بشر توجیه نمیکند، بلکه سیاستهای مشابهی را با لحنی عاری از اخلاقگرایی و با تمرکز بر منافع و قدرت دنبال میکند. این صداقت ظاهری، سیاست خارجی او را شفافتر و برای مخاطب آمریکایی، جذابتر ساخته است.
نومحافظهکاری کلاسیک، ترکیبی از قدرت و آرمانها بود. معماران این مکتب، قدرت آمریکا را نهتنها برای تأمین منافع ملی، بلکه برای شکلدهی جهان به تصویر آمریکا ضروری میدانستند. با این حال، بهدنبال شکستهای آمریکا در عراق و افغانستان، بخش زیادی از این آرمانگرایی بیاعتبار شد. در مقابل، سیاست خارجی ترامپ نتایج مشابهی را بدون این تظاهر بهدست میآورد.
برای اثبات این مدعا، مورتازاشویلی چندین نمونه ارائه میکند. در مورد اسرائیل، ترامپ یکی از حامیترین رؤسایجمهور آمریکا بوده است. او سفارت آمریکا را به اورشلیم منتقل کرد، حاکمیت اسرائیل بر بلندیهای جولان را بهرسمیت شناخت و پیمان ابراهیم را تسهیل کرد. تمام این اقدامات از اولویتهای دیرینه نومحافظهکاران بودند؛ اما ترامپ آنها را بهعنوان بخشی از یک پروژه اخلاقی بزرگ ارائه نداد، بلکه از آنها در قالب «معامله» و دفاع از یک «متحد» سخن گفت.
در مورد اوکراین، با وجود لفاظیهای نرم ترامپ در مورد ولادیمیر پوتین، او در دوره اول ریاستجمهوری خود کمکهای تسلیحاتی مرگبار برای کییف را تصویب کرد؛ گامی که دولت اوباما از آن اجتناب کرده بود. او همچنین متحدان ناتو را برای افزایش هزینههای دفاعی خود تحت فشار قرار داد که این اقدام نیز از خواستههای دیرینه نومحافظهکاران برای تقویت اتحاد فراآتلانتیک بود. با این حال، ترامپ هرگز این سیاستها را بهعنوان مبارزهای بین «آزادی و استبداد» مطرح نکرد، بلکه آن را مسئلهای در مورد «انصاف» و جلوگیری از سوءاستفاده از آمریکا دانست.
بارزترین مثال، موضوع افغانستان است. ترامپ از «جنگهای بیپایان» انتقاد کرد و وعده خروج داد، اما بهتازگی پس از خروج پر هرجومرج دولت بایدن، ایده بازگشت به افغانستان را مطرح کرده است. این موضع شبیه استدلال قدیمی نومحافظهکاران است که اعتبار آمریکا مستلزم مداخله است. با این تفاوت که ترامپ این موضع را در قالب نجات دموکراسی یا دفاع از حقوق زنان افغان بیان نمیکند و بهوضوح میگوید که «آمریکا نباید ضعیف بهنظر برسد».
ترامپ ممکن است مرحله جدیدی از مداخلهگرایی آمریکا را بنیانگذاری کرده باشد که میتوان آن را «نومحافظهکاری عاری از ارزش» نامید. این رویکرد، سیاستهای جنگطلبانه را حفظ میکند اما شور و حرارت مذهبی و آرمانی را از آنها سلب مینماید. این سیاست خارجی برای متحدان آمریکا، نگرانکننده است؛ زیرا حمایتها را بر منطقی صرفاً معاملاتی بنا مینهد. برای دشمنان نیز خطرناکتر است، زیرا نشان میدهد که قدرت آمریکا ممکن است بدون هیچ توجیه اخلاقی بهکار گرفته شود. با این حال، برای مردم آمریکا، این بیپردهگویی ممکن است تسکیندهنده باشد. به همین دلیل، در دورانی که آمریکاییها بهشدت به ماجراجوییهای خارجی مشکوک هستند، نسخه سادهشده ترامپ از نومحافظهکاری، تنها شکلی است که میتواند از نظر سیاسی بقا یابد./ منبع