دولت دوم ترامپ و نظم امنیت بینالمللی
به گزارش اطلس دیپلماسی، مصاحبهای با عنوان «دولت دوم ترامپ و نظم امنیت بینالمللی» توسط جان مکلین (John Mecklin) با گراهام آلیسون (Graham Allison)، تحلیلگر برجسته سیاست امنیت بینالمللی و استاد دانشگاه هاروارد، در بولتن دانشمندان اتمی (Bulletin of the Atomic Scientists) منتشر شده است. آلیسون به بررسی تأثیرات دولت دوم دونالد ترامپ بر نظم جهانی و روابط قدرتهای بزرگ، بهویژه در زمینه رقابت آمریکا و چین میپردازد. در ادامه، چکیده دیدگاه این دانشمند علوم سیاسی در این زمینه آمده است.
گراهام آلیسون، استاد دانشگاه هاروارد و نویسنده کتاب «محکوم به جنگ: آیا آمریکا و چین میتوانند از دام توسیدیدس بگریزند؟»، در مصاحبهای با جان مککلین درباره تأثیرات دولت دوم دونالد ترامپ بر نظم امنیت بینالمللی صحبت کرد. این مصاحبه در ماه جولای، زمانی که رویکرد دولت ترامپ به تجارت و امنیت بینالمللی به اوج ناپیشبینیپذیری رسیده بود، انجام شد.
مککلین: آیا ترامپ نظم جهانی را تغییر داده است؟
آلیسون: عمدتاً بله، اما با احتیاط. نظم امنیت بینالمللی پیش از ترامپ تحت فشار بود و او این فشارها را تشدید کرده است. برای توضیح، سه عدد ۸۰، ۸۰ و ۹ را مطرح میکنم. اولین ۸۰، سالگرد تسلیم ژاپن در ۲ سپتامبر، طولانیترین دوره صلح بدون جنگ قدرتهای بزرگ در تاریخ مدرن است. این صلح غیرطبیعی و دستاورد نظم پس از جنگ جهانی دوم برای جلوگیری از جنگ سوم است. این نظم شکننده نیاز به تقویت مداوم دارد و پیش از ترامپ تحت فشار بود، مانند سدی که جلوی رویدادهای طبیعی را میگیرد. دومین ۸۰، ۸۰ سال بدون استفاده از سلاح هستهای در جنگ است. در سال ۱۹۴۵، این غیرممکن به نظر میرسید، اما با وجود نزدیکشدن به فاجعه، حفظ شده است. برخی استفاده از سلاح هستهای را بهدلیل «تابوی هستهای» غیرقابل تصور میدانند، اما این تابو شکننده است. اگر پوتین در سال ۲۰۲۲ به اوکراین حمله هستهای میکرد، این ۸۰ سال جشن گرفته نمیشد. عدد ۹، تعداد کشورهای دارای سلاح هستهای است، در حالی که ۹۰ کشور میتوانستند داشته باشند. رژیم عدم اشاعه، که این را ممکن کرد، شکننده است و پیش از ترامپ تحت استرس بود.
مککلین: پس مردم فکر میکنند این مسائل حل شده است؟
آلیسون: بله، در «ایالات متحده فراموشی»، مردم جنگهای قدرت بزرگ را فراموش کردهاند. دانشجویان من فکر میکنند نبود جنگ مثل نبود برخورد شهابسنگ است. اغلب مردم، جنگ هستهای را تاریخ میدانند. پدرم میگفت: «جنگ سرد تمام شد، به چیز دیگری فکر کن.» اما غیرطبیعی است که کشورها پس از دیدن سرنوشت اوکراین و ایران، زرادخانه هستهای نداشته باشند.
مککلین: ترامپ در این سه حوزه چه کرده؟
آلیسون: اول، متحدان: برای او، متحد یعنی «سوار مجانی» یا «سوءاستفادهگر». اتحادهایی مثل ناتو، ژاپن و کره جنوبی برایش مرکزی نیستند؛ او آنها را از لنز سوءاستفاده میبیند. تضعیف اتحادها از دیدگاه چین شگفتانگیز است. مثلاً مارک کارنی، نخستوزیر کانادا، آمریکا را تهدید میبیند. اگر این ادامه یابد، متحدان ممکن است به فکر سلاح هستهای بیفتند. کانادا راکتورهای هستهای دارد؛ فناوری ۸۰ساله است. دوم، ثبات: نظم امنیت به قدرت پیشرو پایدار نیاز دارد. اما ترامپ «رئیس اختلالگر» است. پیش از اجلاس ناتو گفت: «تعهد ماده ۵ بستگی به تعریف دارد.» اجلاس با تعهد کابوکی ۵ درصد هزینه دفاعی تا سال ۲۰۳۵ پایان یافت، اما او دیر آمد، زود رفت و به دیدگاه همتایان بیتوجه بود. سوم، قواعد و هنجارها: او از نقض قواعد لذت میبرد، آنها را دعوت به نقض میبیند تا با خشمگین کردن مخاطب، معامله بهتری بگیرد. قواعد برای زندگی منظم حیاتیاند، اما او آنها را به چالش میکشد.
مککلین: با وجود این اختلالها، اگر بخواهد نوبل صلح ببرد، چه توصیه میکنید؟
آلیسون: بهترین شانسش صلح بزرگ با چین است. اروپا به دلیل روسیه پیچیده است و غربآسیا نامعلوم. چالش اصلی آسیا، صعود چین و تأثیرش بر آمریکا، معمار نظم بینالمللی، است. رابطه آمریکا-چین رقابت توسیدیدسی است: چین قدرت صعودی، آمریکا قدرت حاکم. توسیدیدس میگفت این معمولاً به جنگ منجر میشود. کیسینجر در سال ۲۰۲۳ هشدار داد نجواهای سال ۱۹۱۴ را میشنود، جایی که صعود آلمان و ترس بریتانیا به جنگ جهانی اول منجر شد. ترامپ با ایدههای بزرگ آمد: او مرد بزرگ، معاملهگر بزرگ و صلحساز بزرگ است و جنگ هستهای را واقعاً بد میداند. عمویش، استاد امآیتی، خطر سلاحهای هستهای را به او آموخت. او میتواند چین را «شریک» بنامد، نه دشمن. تصور قله شی-ترامپ برای چارچوب شراکت صلح ممکن است.
مککلین: چینیها چه دیدگاهی از او دارند؟
آلیسون: آنها از ناپیشبینیپذیریاش گیجاند. در فرهنگشان، نظم هدف است و آشوب کابوس. اما میدانند او شاهین چین نیست و احترامش به شی را جدی میگیرند. جنگ تجاریاش را دیوانهوار میدانند. وقتی تعرفههای ۱۴۵درصدی اثر گذاشت، عقبنشینی کرد. وقتی کنترل صادرات را سخت کرد، چین پاسخ داد و با قطع آهنرباهای عناصر نادر، او را به بنبست کشاند. این شبیه بازدارندگی متقابل است. اگر بخواهند، به توافق فاز دو میرسند. تایوان برایشان کلیدی است و او را پذیراترین رئیسجمهور میبینند.
مککلین: اگر چهار سال بدون جنگ بگذرد، تغییراتش قابل بازگشت است؟
آلیسون: سخت است. آسیبها دائمی به نظر میرسند. تیم بایدن بهسختی به متحدان اطمینان داد که دور اول ناهنجاری بود. حالا کشورها به فکر امنیت خود هستند. این بد نیست؛ میتواند به بازسازی نظم منجر شود. اروپا ممکن است مسئولیت بیشتری بگیرد، که مثبت است. در آسیا، اگر کشوری مثل کره جنوبی هستهای شود، ژاپن و ویتنام ممکن است دنبال کنند. برای تجارت، چین و اروپا جهانیسازی را ادامه میدهند. دولت بعدی ممکن است به آنها بپیوندد، اما نمیدانم.
مککلین: این رئیسجمهور روزانه تغییر میکند، دروغ میگوید، اغراق میکند. این چه تأثیری بر گفتوگوی بینالمللی دارد؟
آلیسون: اگر گیج نیستید، خوب نگاه نکردهاید. این غیرعادی است. دیدگاهش به تعرفهها توهمی است؛ فکر میکند چوب جادویی است. اما وقتی بازارها لرزیدند، عقبنشینی کرد. او غیرمنطقی نیست، به واقعیت واکنش نشان میدهد. این قلدری با کشورهای ضعیف کار میکند، اما با چین محتاطتر است. این رفتار برای دیگران کار نمیکند. اگر دوستی اینطور باشد، از او دوری میکنم. من محافظهکارم، نظم و نهادها را دوست دارم. اما او بزرگترین بازگشت سیاسی تاریخ آمریکا را کرد. در خاورمیانه، با نتانیاهو صفحه را واژگون کردند. نمیدانم چه میشود، اما شاید بهتر از تصورم شود. برای ما که هشتاد سال صلح، هشتاد سال بدون سلاح هستهای و ۹ کشور هستهای را قدردانی میکنیم، او گیجکننده است. اما امیدوارم از آشوب چیزی خوب بیرون بیاید./ منبع



