آمریکاامنیت و دفاعخارجی

جنگ دوازده‌روزه ایران و اسرائیل: زنگ خطری برای ارتش آمریکا

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «جنگ دوازده‌روزه ایران و اسرائیل: زنگ خطری برای ارتش آمریکا» نوشته‌ علیرضا منوچهری، منتشرشده در واشنگتن تایمز (Washington Times)، به ضرورت بازسازی آمادگی نظامی آمریکا از طریق سرمایه‌گذاری هوشمند و نوآوری در فناوری‌های دفاعی در پاسخ به تهدیدهای نوین جهانی می‌پردازد. این یادداشت بر اهمیت نوسازی نرم‌افزاری و تسریع تحویل قابلیت‌ها برای حفظ برتری راهبردی تأکید دارد. در ادامه، گزیده این مطلب ارائه شده است.


کم‌تر از ۲۴ ساعت پس از حمله موشکی اسرائیل به ایران، ارتش آمریکا در واشنگتن با رژه‌ای به مناسبت دویست‌وپنجاهمین سالگرد تأسیس خود، قدرت تاریخی‌اش را جشن گرفت. با این‌ حال، سال‌ها کمبود سرمایه‌گذاری در نوسازی و فشار درگیری‌های طولانی‌مدت، آمادگی جنگی آمریکا را تضعیف کرده است.

بودجه پیشنهادی یک تریلیون دلاری دولت برای دفاع و امنیت داخلی، نشانه‌ای از تغییر راهبردی برای بازسازی برتری نظامی است. صرف بودجه کلان کافی نیست؛ نیاز به سرمایه‌گذاری هوشمند برای تسریع نوآوری و تحویل قابلیت‌ها وجود دارد.

بودجه دفاعی اخیر شامل شانزده میلیارد دلار برای توسعه تسلیحات کم‌هزینه و با تأثیر بالا، ۳۸۰ میلیون دلار برای اتوماسیون فرآیندهای اداری و بهبود امنیت سایبری و بیش از دو میلیارد دلار برای حمایت از نهادهایی مانند واحد نوآوری دفاعی و دفتر سرمایه راهبردی است. این تخصیص‌ها نشان‌دهنده تغییر در آماده‌سازی آمریکا برای آینده جنگ است.

نوسازی فناوری اطلاعات، لجستیک، تسلیحات و مدل‌های نیروی انسانی می‌تواند هزینه‌ها را کاهش داده، تحویل قابلیت‌ها را تسریع کند و پرسنل را به مأموریت‌های با تأثیر بالاتر هدایت کند. نوسازی نرم‌افزاری نه‌تنها دفاع سایبری را تقویت می‌کند، بلکه نیرویی سریع‌تر، هوشمندتر و انعطاف‌پذیرتر در تمام حوزه‌های جنگی ایجاد می‌کند.

فناوری‌های هوش مصنوعی، مانند راهکارهای ارائه‌شده توسط برخی شرکت‌ها، جریان‌های کاری را خودکار کرده و مزیت تصمیم‌گیری در زمان واقعی را فراهم می‌کنند. با ترکیب فناوری‌های نوظهور و راهبردهای خرید سریع، رهبران دفاعی می‌توانند تحویل قابلیت‌ها را تسریع کرده، بار شناختی نیروهای نظامی را کاهش دهند و آمادگی برای تهدیدهای آینده را تضمین کنند.

بودجه پیشنهادی نشانه‌ای از توجه به نسل جدیدی از شرکت‌های فناوری دفاعی متمرکز بر نرم‌افزار است. با این ‌حال، این شناخت باید با اصلاحات همراه شود. نوآوران نباید محدود به چرخه‌های خرید قدیمی یا مدل‌های عصر صنعتی شوند و باید در نوسازی کارخانه‌های نرم‌افزاری نظامی، خطوط داده و تسلیحات مبتنی بر هوش مصنوعی ادغام شوند.

کنگره نیز با پیشنهادهای دوحزبی برای ایجاد مراکز فناوری دفاعی منطقه‌ای، گام‌هایی برای غیرمتمرکز کردن نوآوری و گسترش دسترسی به مأموریت‌های امنیت ملی برداشته است. این مراکز ضمن توسعه اقتصادی، پایگاه نوآوری را گسترش داده، استعدادهای متنوع‌تری را جذب می‌کنند و قابلیت‌های پیشرفته را به کاربران نظامی نزدیک‌تر می‌سازند.

رقبای ژئوپلیتیکی آمریکا در حال پیشرفت هستند و رقابت دیگر تنها به اندازه نیروی نظامی بستگی ندارد، بلکه به برتری راهبردی وابسته است: «توانایی حس، تصمیم‌گیری و اقدام سریع‌تر از طریق ادغام قابلیت‌های دیجیتال و فیزیکی».

آمادگی در این عصر جدید، تنها با پیچیدگی تسلیحات سنجیده نمی‌شود، بلکه به سرعت تحویل آن‌ها، انعطاف‌پذیری زیرساخت‌های داده و تأمین و توانمندسازی نیروهای نظامی با هوش، خودمختاری و مزیت تصمیم‌گیری در زمان واقعی بستگی دارد.

با توجه به درگیری اخیر در غرب‌آسیا، روشن است که جنگ در حال تغییر است و پایگاه صنعتی دفاعی آمریکا باید سریع‌تر تحول یابد تا از عقب‌افتادگی جلوگیری کند. این درگیری‌ها منتظر آماده‌سازی ما نمی‌مانند و آمریکا باید آماده باشد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا