بحران دیپلماتیک اسرائیل و فرسایش تدریجی حاکمیت هند
به گزارش اطلس دیپلماسی یادداشتی با عنوان «بحران دیپلماتیک اسرائیل و فرسایش تدریجی حاکمیت هند» نوشته عُمَیر خان (Umair Khan) در ساوت ایشیا ژورنال (South Asia Journal) منتشر شده است. این یادداشت بیان میکند که سکوت دولت نارندرا مودی در برابر دخالت آشکار سفیر اسرائیل در مناقشات داخلی هند، نشانهای از تضعیف حاکمیت و استقلال سیاسی دهلینو در سایه منافع مادی و شراکتهای راهبردی است. مقاله نشان میدهد چگونه این روند موجب خدشه به اعتبار بینالمللی هند، بازتاب سیاستهای اقتدارگرایانه داخلی و گشودن راه برای مداخله بیشتر بازیگران خارجی شده است. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
در هشتم آگوست، پریانکا گاندی اسرائیل را به ارتکاب نسلکشی در جنگ غزه متهم کرد و از واژگان حقوق بشری بینالمللی بهره گرفت. این اقدام در سیاست هند غیرمعمول بود، زیرا بیشتر سیاستمداران از بیم تضعیف روابط با تلآویو سکوت اختیار میکنند. اما واکنش رسمی از سوی دولت هند نبود بلکه رووِن آزار، سفیر هند در اسرائیل، بهطور علنی او را به «فریب شرمآور» متهم کرد. این نخستینبار بود که یک دیپلمات خارجی آشکارا سیاستمداری هندی را سرزنش میکرد؛ اقدامی که نقض آشکار اصول دیپلماتیک محسوب میشد. سکوت دولت مودی در برابر این رفتار، نشانگر پذیرش فزاینده نقشآفرینی بازیگران خارجی در سیاست داخلی هند است.
در گذشته دیپلماتها از مداخله در مناقشات سیاسی کشور میزبان پرهیز میکردند، اما سخنان روون آزار پا را از این مرز فراتر گذاشت و پرسشهایی درباره قربانیشدن حاکمیت هند در پای شراکتهای راهبردی برانگیخت. واکنش مبهم دولت مودی همچنین بازتابی از تغییر در سیاست خارجی هند بود. موضع دهلینو در قبال منازعه اسرائیل–فلسطین که زمانی محتاط و متوازن بود، اکنون به سمت شراکتی کاملاً معاملاتی چرخیده است؛ جایی که فروش سلاح، تبادل اطلاعات و اتحادهای اقتصادی اهمیت بیشتری از سنتهای عدم تعهد یا همبستگی تاریخی یافتهاند. این چرخش ذهنی که از دیرباز بهصورت «ملیگرایی هندو همچون نوعی صهیونیسم» توصیف میشود، در عرصه داخلی نیز آشکار شده است، بهویژه در کشمیر که الگوهای حکمرانی مهاجرنشین پررنگتر شدهاند.
احزاب مخالفی چون کنگره و شیوسِنا از سکوت دولت در برابر اظهارات سفیر اسرائیل انتقاد کردند و آن را ناتوانی در پاسداری از شأن ملی دانستند. اما سکوت دولت نشاندهنده الگویی وسیعتر است: سیاست خارجی هند کمتر بازتابدهنده صدای مستقل ملی و بیشتر ابزاری برای معاملههای راهبردی با متحدان قدرتمند شده است. این امر بار دیگر هنگامی آشکار شد که دهلینو از همراهی با سازمان همکاری شانگهای در محکومکردن بمبارانهای اسرائیل علیه ایران خودداری کرد. در این شرایط، اولویتدادن به منافع معاملاتی بر ارزشهای منطقهای و حقوق بشری، اعتبار بینالمللی هند را تضعیف کرده است.
این تضعیف فقط به عرصه خارجی محدود نمیشود. در داخل کشور نیز گرایشهای اقتدارگرایانه دولت مودی مانند خاموشکردن مخالفان، فشار بر منتقدان و فاصلهگرفتن از اقلیتها فضایی پدید آورده است که حتی دیپلماتهای خارجی خود را مجاز به انتقاد از رهبران سیاسی میدانند. سخنان تند روون آزار نهتنها هنجارهای دیپلماتیک را نقض کرد، بلکه ضعف هند را در برابر فشارهای خارجی به نمایش گذاشت. هنگامی که یک کشور به بازیگران خارجی اجازه میدهد به رایگان بر گفتمان داخلیاش اثر بگذارند، مرز میان استقلال و وابستگی از میان میرود.
مسئله بزرگتر این است که هند بهخاطر منافع مادی حاضر به چشمپوشی از غرور ملی خود شده است. دولت در مسیر انعقاد توافقهای دفاعی و اقتصادی، ارزش نمادین غرور دیپلماتیک را نادیده گرفته است. ماجرای سفیر اسرائیل نشاندهنده این است که رهبران هند در حالی خود را قدرتی جهانی معرفی میکنند که همزمان به دیگران اجازه دادهاند در سیاست داخلیشان مداخله کنند. چنین سستیای در مرزبندی دیپلماتیک میتواند خطرناک باشد، چراکه راه را برای نفوذهای بعدی باز میکند و اعتبار جهانی هند را تضعیف میسازد. سرزنشی که متوجه پریانکا گاندی شد، بیش از یک حمله شخصی بود؛ این رویداد نشان داد که هند روزبهروز به شراکتهای راهبردی وابستهتر و در پاسداری از حاکمیت خود ناکامتر میشود. اگر دهلینو میخواهد میراث دموکراتیک و استقلال دیپلماتیک خود را حفظ کند، باید مرزها را دوباره تعریف کرده، معیارهای دیپلماتیک را اعمال کند و اصول را بر معاملات مقدم بدارد. در غیر این صورت، چنین رخدادهایی تصویر هند را از قدرتی نوظهور به کشوری آسیبپذیر و در معرض مداخله خارجی تغییر خواهد داد./ منبع



