روزنامهنگاری در دوران دیجیتال در مواجهه با فناوریهای نوین دچار چالش شده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «آینده روزنامهنگاری» نوشته برایان سی. اندرسون (Brian C. Anderson) و منتشر شده در سیتی ژورنال (City Journal)، به بررسی تحولات روزنامهنگاری در عصر دیجیتال و تأثیر آن بر ساختار و مدلهای اقتصادی رسانهها میپردازد. نویسنده با اشاره به تغییرات بنیادی ناشی از ظهور اینترنت، هوش مصنوعی و رسانههای اجتماعی، بر چالشهای پیشروی روزنامهنگاری و ضرورت بازتعریف نقش خبرنگاران در عصر جدید تأکید دارد. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
در سه دهه گذشته، پیتر هوبر، اندیشمند اجتماعی برجسته، کتابی به نام «انتقام اورول» منتشر کرد که به نوعی معکوس یکی از ترسناکترین استعارههای سیاسی قرن بیستم را به تصویر کشید. در حالی که جورج اورول دنیای کنترل کامل اطلاعات را پیشبینی کرده بود، هوبر دیدگاه مخالفی داشت: دنیایی که در آن فناوری دیجیتال قدرت مرکزی را از هم میپاشد. در دنیای کتاب ۱۹۸۴، وزارت حقیقت میتوانست تاریخ را بازنویسی کند چون ابزارهای ارتباطی در دست یک نهاد مرکزی بود، اما هوبر معتقد بود در دوران دیجیتال، کامپیوترهای شبکهای این ابزارها را در سراسر جامعه پخش میکنند و دموکراسی پر هرجومرجی از صداها به وجود میآید. اینترنت دیگر «برادر بزرگ» را قدرتمند نمیکند بلکه میلیونها «برادر کوچک» را میسازد که قادرند گزارش دهند و استدلال کنند و منتشر سازند.
این انقلاب فناوری پیامدهای فرهنگی عمیقی به دنبال داشت. هوبر با عبارتی مشهور گفته بود: ماشینهای ارتباطی بهتر، بیشتر از قبل ارتباط، آزادی بیان، مشارکت سیاسی و آزادی اندیشه به ارمغان میآورند. رسانههای قدیمی که به دست افراد تحصیلکرده و اغلب چپگرا اداره میشد، مدتها بر تعریف نظر مشروع تسلط داشتند. اما زمانی که این دروازهبانها از قدرت افتادند، صداهای جدیدی به گوش رسیدند و در نتیجه، ایدهها و دیدگاههای راستگرایانه در رسانهها گسترش یافتند.
با سقوط دروازهبانهای قدیمی، پایههای اقتصادی روزنامهنگاری نیز فرو ریخت. آندری میر، تئوریسین رسانه، این دوران را «پساروزنامهنگاری» نامید، دورانی که مدل سنتی درآمد از تبلیغات فرو پاشید. رسانهها برای بقا شروع به دریافت درآمد از خوانندگان کردند و این مدل به جای تبلیغات گسترده، بر اشتراکها و وفاداریهای ایدئولوژیک تمرکز یافت. به این ترتیب، روزنامهنگاری به جایی رسید که هویت و تعلق خاطر بیشتر از اطلاعات مورد فروش قرار گرفت و اتاقهای خبر از یک میدان عمومی به یک تئاتر سیاسی تبدیل شدند.
در عین حال، موج دوم فناوری نیز در حال وقوع است. هوش مصنوعی میتواند بخشی از فرایند تولید اخبار را خودکار کند و این تحول به خبرنگاران کمک میکند تا از کارهای وقتگیر رهایی یابند و بر تحلیل و مصاحبه متمرکز شوند. این تغییرات میتوانند به رسانهها در بقا کمک کنند، اما در عین حال چالشهای جدیدی را نیز به همراه دارند.
رسانههای قدیمی در تلاشند خود را با این تحولات هماهنگ کنند. برخی برندهای رسانهای به شخصیتمحوری روی آوردهاند تا اعتماد را در دوران بدبینی به دست آورند و برخی دیگر به فرمهای جدید مانند پادکستها و خبرنامهها روی آوردهاند. بهطور کلی، آینده روزنامهنگاری ممکن است در ترکیبی جدید و ناپایدار باشد: فناوریمحور و انسانی، سریع و عمیق، و متکی بر منابع مختلف مالی از جمله اشتراکها، تبلیغات و کمکهای خیرخواهانه.
در نهایت، داستان روزنامهنگاری مدرن داستانی از تحول مداوم است. اینترنت سخن گفتن را آزاد کرد اما صدای ناهمگونی به راه انداخت؛ شبکههای اجتماعی افراد را توانمند کردند اما نهادهای قدیمی را تضعیف نمودند؛ هوش مصنوعی کارآیی را وعده میدهد اما اصالت را تهدید میکند. با این حال، نیاز مردم به داستانگویی معتبر همچنان باقی است. مرحله بعدی روزنامهنگاری به کسانی تعلق خواهد داشت که توانایی ترکیب فراوانی با اقتدار را داشته باشند، ابزارهای جدید را بدون تسلیم شدن به آنها به کار گیرند و همواره حقیقت را کشف کنند./ منبع



