آمریکانظام بین‌الملل و نهادها

چرا بمب برای دموکراسی بد است؟

محرمانگی درباره سلاح‌های هسته‌ای، نظارت دموکراتیک و سیاست‌گذاری مسئولانه را تضعیف کرده است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چرا بمب برای دموکراسی بد است؟»، نوشته اسکات دبلیو. استرن (Scott W. Stern)، منتشرشده در آتلانتیک (Atlantic)، با بررسی کتاب تازه جان الس، تاریخ سیاست هسته‌ای آمریکا را از منظر رابطه میان محرمانگی، قدرت ریاست‌جمهوری، کنترل تسلیحات و نظارت عمومی تحلیل می‌کند و نشان می‌دهد محدودیت دسترسی به اطلاعات چگونه تصمیم‌گیری دموکراتیک درباره خطرات هسته‌ای را دشوار کرده است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

کتاب تازه جان الس، مستندساز آمریکایی و کارگردان فیلم The Day After Trinity، به جای تمرکز دوباره بر زندگی رابرت اوپنهایمر، تاریخ گسترده‌تری از شکل‌گیری، گسترش و پیامدهای سلاح هسته‌ای را بررسی می‌کند. محور اصلی این روایت، رابطه میان قدرت هسته‌ای و محرمانگی دولتی است؛ محرمانگی‌ای که از پروژه منهتن آغاز شد و برای دهه‌ها مانع مشارکت عمومی و نظارت مؤثر بر سیاست هسته‌ای آمریکا شد.

در جریان جنگ جهانی دوم، دولت آمریکا توسعه بمب اتم را خارج از حوزه بحث عمومی نگه داشت و حتی بخش بزرگی از کنگره نیز از جزئیات پروژه اطلاع نداشت. پس از بمباران هیروشیما و ناکازاکی، گروهی از دانشمندان پروژه منهتن خواستار بحث عمومی درباره آینده انرژی و تسلیحات اتمی شدند. برخی از آنان، همراه با چهره‌هایی در دولت هری ترومن، حتی پیشنهاد کردند کنترل بین‌المللی تسلیحات هسته‌ای در چارچوب سازمان ملل قرار گیرد؛ طرحی که در نهایت به نتیجه نرسید.

در ادامه، ساختار حقوقی آمریکا کنترل سلاح هسته‌ای را بیش از پیش در اختیار رئیس‌جمهور قرار داد. قانون انرژی اتمی ۱۹۴۶ کنترل بمب را از ارتش به ساختار غیرنظامی منتقل کرد و اختیار نهایی را در سطح ریاست‌جمهوری متمرکز ساخت. این سازوکار از یک سو برای جلوگیری از اقدام خودسرانه نظامیان اهمیت داشت، اما از سوی دیگر مسئله محدود بودن نظارت دموکراتیک بر تصمیمات هسته‌ای را برجسته کرد.

آزمایش‌های هسته‌ای آمریکا در نوادا نیز نمونه‌ای از پیامدهای محرمانگی بود. تصمیم برای آغاز آزمایش‌ها بدون برگزاری جلسات عمومی اتخاذ شد و در سال‌های بعد، دولت درباره خطرات ناشی از تشعشعات اطمینان‌بخشی‌هایی ارائه کرد که بعدها با مطالعات مربوط به پیامدهای سلامت انسانی به چالش کشیده شد. هم‌زمان، رقابت آمریکا و شوروی برای توسعه بمب‌های هیدروژنی و افزایش زرادخانه‌ها شدت گرفت.

با انتشار تدریجی اطلاعات و افزایش اعتراض عمومی، فشار اجتماعی به مذاکرات کنترل تسلیحات کمک کرد و در سال ۱۹۶۳ آمریکا و شوروی بر سر توقف آزمایش‌های هسته‌ای در جو به توافق رسیدند. با این حال، بازدارندگی هسته‌ای همچنان بر زرادخانه‌های عظیم و تصمیم‌گیری‌های بسیار متمرکز استوار مانده است. وضعیت کنونی نیز با گسترش برخی زرادخانه‌ها و تضعیف سازوکارهای کنترل تسلیحات، شکننده توصیف می‌شود.

جمع‌بندی اصلی این بحث آن است که شفافیت به‌تنهایی خطر هسته‌ای را حل نمی‌کند، اما شرط مهمی برای نظارت عمومی و کنترل دموکراتیک بر قدرتمندترین سلاح‌های جهان است. تجربه تاریخی نشان می‌دهد افشای اطلاعات و افزایش آگاهی عمومی توانسته است در مقاطعی جاه‌طلبی‌های هسته‌ای دولت‌ها را محدود کند؛ بنابراین تقویت شفافیت و همکاری بین‌المللی می‌تواند بخشی از مسیر کاهش خطرات هسته‌ای باشد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا