شکست تحریمهای آمریکا علیه ایران؛ پس چرا ادامه پیدا میکنند؟
با وجود فشار سنگین بر جامعه و اقتصاد ایران، در تغییر رفتار راهبردی، تهران کماکان مسیر خود را پیش میرود.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «شکست تحریمهای آمریکا علیه ایران؛ پس چرا ادامه پیدا میکنند؟» نوشته هریسون برگر (Harrison Berger) و منتشرشده در امریکن کنسروتیو (American Conservative)، به بررسی شکاف میان پیامدهای اقتصادی و اهداف سیاسی تحریمهای ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی میپردازد و استدلال میکند که این سیاست، با وجود فشار سنگین بر جامعه و اقتصاد ایران، در تغییر رفتار راهبردی تهران ناکام مانده و بیش از آنکه ابزار دیپلماسی باشد، به سازوکاری برای مدیریت بحران و بهرهبرداری سیاسی تبدیل شده است. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
ایالات متحده ماه گذشته نشستی را در پراگ با حضور نمایندگان حدود ۴۰ کشور برگزار کرد تا اجرای «قاطعتر» شش قطعنامه بازگرداندهشده شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران را هماهنگ کند. این اقدامات که در تاریخ ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۵ و در پی آنچه واشنگتن «عدم پایبندی اساسی» ایران به تعهدات هستهایاش خواند، احیا شدند، در امتداد سیستم تحریمی گستردهای قرار دارند که برنامه هستهای، توسعه موشکهای بالستیک، تجارت تسلیحاتی و نظام بانکی ایران را هدف میگیرد. اتحادیه اروپا نیز بدون بحث قابلتوجه، دور جدیدی از تحریمها علیه مقامهای ایرانی و سپاه پاسداران تصویب کرد و به سمت قرار دادن رسمی این نهاد در فهرست سازمانهای تروریستی حرکت کرد. با این حال، روشن نیست تحریمهای تازه قرار است چه هدفی را محقق کنند که دههها فشار اقتصادی پیشین به آن نرسیده است، زیرا میان پیامدهای اقتصادی و نتایج سیاسی تحریمها فاصلهای اساسی وجود دارد.
در ادبیات دانشگاهی، اجماعی وجود دارد که تحریمها از نظر سیاسی کارآمد نیستند و تخریب اقتصادی بهعنوان هدف نهایی در نظر گرفته نمیشود، بلکه قرار است فشار اقتصادی به نتیجه سیاسی مشخصی منجر شود. کارزار «فشار حداکثری» که در دولت نخست ترامپ طراحی شد، با هدف وادار کردن ایران به مهار فعالیتهای منطقهای و برچیدن برنامه هستهای پیش رفت، اما هیچیک از این اهداف محقق نشد. حتی اقدام نظامی مستقیم آمریکا نیز نتوانست چنین نتایجی بههمراه آورد. پس از حملات آمریکا به تأسیسات هستهای ایران در ژوئن ۲۰۲۵، ادعای نابودی کامل برنامه هستهای مطرح شد، اما ارزیابیهای اطلاعاتی نشان داد این حملات تنها چند ماه برنامه را عقب انداختهاند و گزارش عمومی دقیقی از میزان خسارت ارائه نشد.
در مقابل، جریانهایی که از تحریمهای حداکثری و حتی تغییر حکومت حمایت میکنند، میگویند ایران جسورتر شده و آزمایشهای موشکی اخیر را نشانه تداوم و تقویت توان نظامی میدانند. این دیدگاهها اذعان دارند که تحریمها نتوانستهاند برنامههای هستهای و نظامی ایران را متوقف کنند، اما در عوض اقتصاد کشور را بهشدت تضعیف کرده و ایران را به اتکا به شبکههای غیررسمی صادراتی و مالی سوق دادهاند. مقامهای آمریکایی نیز این پیامد را آشکارا هدفگذاریشده توصیف کردهاند و از تلاش برای فروپاشی اقتصادی، کاهش ارزش پول ملی، بحران بانکی و محدودسازی واردات سخن گفتهاند و این تحولات را با اعتراضات داخلی مرتبط دانستهاند.
این اعترافها پرسشی بنیادین را برجسته میکند: آیا هدف تحریمها تغییر رفتار دولت ایران است یا ایجاد بحرانی اقتصادی که بتوان از آن بهرهبرداری سیاسی کرد. در این چارچوب، نقش بازیگران خارجی در تشویق ناآرامیها و روایتسازی پیرامون تلفات و سرکوبها نیز مطرح شده، در حالی که برخی ارقام اعلامشده مستقلانه قابلراستیآزمایی نبودهاند. آنچه تردیدی در آن نیست، اثرات طولانیمدت تحریمها بر زندگی روزمره مردم ایران است؛ تحریمهایی که دسترسی به نظام بانکی جهانی و کالاهای حیاتی را محدود کردهاند. اگر این سیاستها نه برنامه هستهای را از میان برده و نه رفتار منطقهای را تغییر دادهاند، اما بهطور مداوم فقر و بیثباتی اجتماعی ایجاد کردهاند، پرسش اصلی دیگر کارآمدی نیست، بلکه چرایی تداوم آنها و نسبتشان با منافع واقعی سیاستگذاران است./ منبع



