آمریکاایالات متحدهسیاسی

کودتای کندی و چرخه فاجعه تغییر رژیم برای آمریکا

سیاست تغییر رژیم آمریکا در ویتنام باعث شکست نظامی و انسانی گسترده و پیامدهای طولانی‌مدت بر راهبرد خارجی شد.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «کودتای کندی و چرخه فاجعه تغییر رژیم برای آمریکا» نوشته کلی بیوکار ولاهوس (Kelley Beaucar Vlahos) در ریسپانسیبل استیت‌کرفت (Responsible Statecraft) منتشر شده است. این یادداشت بررسی می‌کند که چگونه سیاست‌های ایالات متحده در آسیا، به‌ویژه در ویتنام، با تمرکز بر تغییر حکومت و دخالت نظامی، زمینه‌ساز شکست‌های گسترده انسانی و سیاسی شد و اثرات طولانی‌مدتی بر راهبرد خارجی آمریکا برجای گذاشت. در ادامه، چکیده این یادداشت را می‌خوانید.

در کتاب «کودتای کندی: نقشه کاخ سفید، قتل در سایگون و سقوط آمریکا در ویتنام» نوشته جک چیورز، بررسی دقیقی از رویدادهای پیش از ورود رسمی ایالات متحده به جنگ ویتنام در سال ۱۹۶۵ ارائه شده است. این اثر با استفاده از اسناد تازه منتشرشده و تحقیقات گسترده، دوره‌ای را که واشینگتن از میانه دهه ۱۹۵۰، پس از استقلال ویتنام از فرانسه، از طریق فرماندهی کمک‌های نظامی ویتنام  به ارتش جمهوری ویتنام مشاوره و تجهیزات می‌فرستاد، ترسیم می‌کند تا علیه ویت‌کنگ‌های مورد حمایت شمال ویتنام عمل کنند. در مرکز این داستان، نگو دین دیِم، رهبر استقلال و سپس رئیس جمهوری ویتنام جنوبی قرار دارد؛ فردی از خانواده‌ای کاتولیک و قدیمی که ابتدا علیه فرانسه و سپس علیه مافیای سایگون قیام کرد. روابط او با بودایی‌های قدرتمند، تنش‌آمیز و عامل اصلی سقوطش بود.

در سال ۱۹۶۰، دیِم همراه برادر و مشاور سیاسی خود، نیو، و همسر نیو به تدریج منزوی و مستبد شدند. در همین زمان، مجموعه‌ای از شخصیت‌های آمریکایی، اعم از فعال در توطئه یا ناظر و نگران ثبات سیاسی، در مسیر کودتای ۲ نوامبر سال ۱۹۶۳ و قتل دیِم و نیو نقش داشتند. از جمله این افراد می‌توان به سفیر آمریکا هنری کابوت لاج جونیور، مأمور سیا لوسیان کونین، مشاور امنیت ملی مک‌جورج باندی و راجر هیلسمان، مشاور سیاست خارجی کندی اشاره کرد. این یادداشت رسماً اعلام می‌کرد که ایالات متحده آماده حمایت از ژنرال‌های دیِم در کودتاست، به شرط آن‌که دیِم برادر خود را کنار بگذارد.

کتاب همچنین نقش روزنامه‌نگاران آمریکایی در سایگون، از جمله دیوید هالبرستام، پیتر آرنت و نیل شیهان را برجسته می‌کند. این خبرنگاران با گزارش‌های خود، از جمله پوشش اعتراضات خودسوزی بودایی‌ها و سرکوب‌ها توسط دیِم، به لاج و هیلسمان کمک کردند تا پرونده سیاسی برای کودتا بسازند و افکار عمومی آمریکا نسبت به دیِم بدبین شود، هرچند این امر مانع از گسترش جنگ نشد.

کندی، رئیس‌جمهور وقت، با وجود ظاهر متفکرانه، در عمل مردد و غیرقاطع بود و جلسات امنیت ملی او به شکلی شبیه سمینارهای سقراطی برگزار می‌شد که اغلب شرکت‌کنندگان سردرگم می‌ماندند. پس از قتل دیِم، کندی خواستار بازنگری عمیق در حضور آمریکا در ویتنام شد، اما خود در ۲۲ نوامبر ۱۹۶۳ در دالاس ترور شد. کودتا زمینه‌ساز جنگ گسترده ویتنام شد، زیرا هیچ‌کس نمی‌دانست چگونه دیِم، هرچند مستبد و فاسد، جایگزین شود تا نظام دموکراتیک‌تری ایجاد گردد.

پس از سال ۱۹۶۳ دو کودتای دیگر رخ داد و وضعیت میدان نبرد بدتر شد؛ ویت‌کنگ‌ها در استان‌های کلیدی پیش‌روی می‌کردند و حملاتشان جسورانه‌تر می‌شد. ریاست جمهوری لیندون جانسون با مشکلات مشابه مواجه شد و نهایتاً در مارس ۱۹۶۵ عملیات بمباران راهبردی شمال ویتنام (Operation Rolling Thunder) آغاز شد و ده‌ها هزار آمریکایی برای خدمت فراخوانده شدند. ایده «بی‌طرف‌سازی» که توسط شارل دوگل مطرح شده بود، توسط دولت‌های کندی و جانسون نادیده گرفته شد و حتی سه دهه بعد رابرت مک‌نامارا به اشتباه عدم بررسی این گزینه اذعان کرد.

کتاب چیورز نشان می‌دهد چگونه ساختار قدرت و ذهنیت جنگ سرد، بهترین و هوشمندترین افراد آمریکا را فریب داد و خاطراتشان را نیز محو کرد، تا آمریکا بار دیگر در سال ۲۰۰۳ وارد جنگ تغییر رژیم شود. پرسش نهایی این است که امروز چه کسانی جای مک‌نامارا، هیلسمان، تیلور، لاج و باندی را گرفته‌اند و بحران بعدی چه خواهد بود./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا