آمریکاامنیت و دفاعخارجی

موج بعدی اشاعه هسته‌ای؟

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «موج بعدی اشاعه هسته‌ای؟» به قلم پیتر سوسیو (Peter Suciu)  در نشنال اینترست  (National Interest)منتشر شده است. این مقاله به بررسی چگونگی تضعیف نظم جهانی پس از جنگ توسط جاه‌طلبی‌های توسعه‌طلبانه چین، ایالات متحده و روسیه می‌پردازد که اعتماد به قوانین بین‌المللی و تضمین‌های امنیتی را کاهش داده و ممکن است کشورها را به‌سمت تسلیحات کشتار جمعی سوق دهد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.


جاه‌طلبی‌های توسعه‌طلبانه سه قدرت برتر جهان – چین، ایالات متحده و روسیه – نظم جهانی کنونی را تضعیف می‌کند. جمهوری خلق چین از زمان تأسیس به تایوان علاقه نشان داده و ممکن است اکنون در آستانه تلاش برای فتح جزیره باشد. دونالد ترامپ در ماه ژانویه اعلام کرد قصد دارد کانادا و گرینلند را به ایالات متحده ملحق کند.

مهم‌ترین عامل فرسایش نظم پس از جنگ در یازده سال گذشته، رفتار روسیه است. از سال ۲۰۱۴، مسکو کارزاری برای تصرف سرزمین آغاز کرد و از سال ۲۰۲۲ تهاجمی با ویژگی‌های نسل‌کشی به اوکراین وارد شد. اوکراین به‌عنوان جمهوری سابق شوروی، عضو بنیانگذار سازمان ملل در سال ۱۹۴۵ بود و از سال ۱۹۹۶ کشوری غیرهسته‌ای تحت پیمان منع اشاعه (NPT) است.

بیش از سه سال، سیاستمداران و استراتژیست‌های قدرت‌های تجدیدنظرطلب مسیر حمله روسیه را مشاهده کرده و واکنش دولت‌ها و سازمان‌های بین‌المللی را سنجیده‌اند. کشورهای ضعیف‌تر از تجربه اوکراین می‌آموزند که نمی‌توانند به قوانین بین‌المللی، سازمان‌ها و همبستگی تکیه کنند و نباید مانند کی‌یف به «تضمین‌های امنیتی»، «معاهدات دوستی»، «مشارکت‌های راهبردی» و مانند آن اعتماد کنند. این توافق‌ها بی‌ارزش‌اند، همان‌طور که معاهدات اوکراین با روسیه (سال‌های ۱۹۹۴، ۱۹۹۷)، چین (سال ۲۰۱۳) و ایالات متحده (سال‌های ۱۹۹۴، ۲۰۰۸) نشان داد.

راه‌حل استاندارد برای معضل امنیتی قدرت‌های کوچک، پیوستن به اتحادهای دفاعی، ترجیحاً با حداقل یک قدرت هسته‌ای است. اما تفلیس و کی‌یف به سختی آموختند که عضویت کامل در اتحاد قدرتمند آسان یا بدون ریسک نیست. در ماه آوریل ۲۰۰۸، ناتو به درخواست گرجستان و اوکراین برای عضویت گفت که «عضو خواهند شد».

اما نه عضویت رخ داد و نه فرآیند پذیرش، که برنامه اقدام عضویت (MAP) آغاز شد. در عوض، گرجستان از سال ۲۰۰۸ و اوکراین از ماه فوریه سال ۲۰۱۴ دچار تجزیه شدند. تنها تسلی برای این دو، مولداوی – جمهوری پس از شوروی اما بی‌طرف و با قانون اساسی بدون جاه‌طلبی ناتو – است که بیش از سی سال توسط روسیه تجزیه شده است. فنلاند، با مرز طولانی با روسیه، نمونه‌ مقابل است: برخلاف گرجستان و اوکراین، فنلاند در سال ۲۰۲۲ فرآیند عضویت ناتو را آغاز کرد و در سال ۲۰۲۳ رسما عضو این نهاد شد.

نمونه‌های فنلاند و مولداوی نشان می‌دهد که قصد مستعمره سابق روسیه برای پیوستن به ناتو نه شرط کافی و نه لازم برای تهاجم روسیه است. با فرض شرایط برابر، گرجستان و اوکراین احتمالاً مانند مولداوی هدف توسعه‌طلبی روسیه می‌شدند، حتی بدون جاه‌طلبی ناتو.

آن‌ها تنها با تسلیم به کرملین – ورود به اتحادیه اقتصادی اوراسیا و سازمان پیمان امنیت جمعی تحت سلطه مسکو – می‌توانستند تمامیت ارضی خود را حفظ کنند. اوکراین احتمالاً مجبور به امضای «معاهده اتحادیه» سال ۱۹۹۹ روسیه و بلاروس می‌شد.

تجربیات اوکراین و گرجستان با ناتو و واکنش روسیه، ریسک‌های تلاش برای پیوستن به ائتلاف قدرتمند را نشان می‌دهد. تعادل خارجی پیچیده است و می‌تواند مداخلاتی را که برای جلوگیری طراحی شده، برانگیزد. این به‌ویژه برای کشورهایی که بیشترین نیاز به تضمین‌های امنیتی دارند، صادق است.

تحولات ژئوپلیتیک کنونی از رقابت روسیه، چین و ایالات متحده – سه قدرت برتر و اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل و بزرگ‌ترین کشورهای هسته‌ای رسمی تحت پیمان منع گسترش – ناشی می‌شود. این اعتماد به رفتار آینده قدرت‌های قوی‌تر و اهمیت قوانین و سازمان‌های بین‌المللی برای حفاظت کشورهای ضعیف‌تر از قدرت‌های بزرگ را کاهش می‌دهد.

این تحولات از دیدگاه پکن، واشنگتن و مسکو ممکن است بی‌مشکل به‌نظر برسد. اما احتمالاً برای کشورهای غیرهسته‌ای با سطح ادغام بین‌المللی اندک نگران‌کننده است. کشورهایی با همسایگان بالقوه توسعه‌طلب و خارج از ناتو یا اتحادهای دفاعی مرتبط، باید راهبرد‌های امنیت ملی خود را بازنگری کنند. رهبران چین، ایالات متحده و روسیه می‌توانند این واکنش‌ها را نادیده بگیرند، رد کنند یا جدی بگیرند. تا زمانی که اقدامات پیشگیرانه انجام ندهند، واکنش منفی از قدرت‌های کوچک انتظار می‌رود.

یکی از واکنش‌های ممکن به پایان نظم پس از جنگ، افزایش دستیابی به تسلیحات کشتار جمعی برای بازدارندگی و دفاع است. چنین تصمیماتی می‌تواند همسایگان را به اقدامات مشابه وادارد که به تجمع این تسلیحات در مرزهای خود بی‌اعتمادند. این می‌تواند مسابقه تسلیحاتی منطقه‌ای و اشاعه دومینویی تسلیحات کشتار جمعی را برانگیزد. ورود تسلیحات هسته‌ای، شیمیایی و بیولوژیکی به زرادخانه‌های دولتی، احتمال افتادن آن‌ها به دست بازیگران غیردولتی را افزایش می‌دهد.

تغییرات سیاست امنیتی جهانی ناشی از توسعه‌طلبی روسیه و جنایات جنگی متعدد آن در سال‌های اخیر، سؤالات وجودی برای قدرت‌های کوچک ایجاد می‌کند. این اثر با هر روز ادامه جنگ تشدید می‌شود. اگر روسیه پیروزی نظامی کسب کند یا صلح پیروزمندانه ناعادلانه‌ای بر اوکراین تحمیل کند، به‌طور چشمگیری افزایش می‌یابد. کشورهای ضعیف‌تر هم‌مرز با دولت‌های بالقوه توسعه‌طلب ممکن است تعهد خود به منع اشاعه را زیر سؤال ببرند./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا