محافظهکاران و نقض قانون اساسی
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی تحت عنوان «محافظهکاران و نقض قانون اساسی» نوشته پیتر ونر (Peter Wehner)، منتشرشده در نشریه آتلانتیک (Atlantic)، به بررسی انحراف حزب جمهوریخواه از اصول محافظهکاری قانون اساسی به سوی اقتدارگرایی تحت رهبری دونالد ترامپ میپردازد. این یادداشت با لحنی انتقادی، تحول حزب از پایبندی به قانون و محدودیت دولت به سوءاستفاده از قدرت و نقض قانون اساسی را تحلیل میکند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
تا چندی پیش، جمهوریخواهان به پایبندی به قانون، محدودکردن قدرت دولت بهویژه دولت فدرال، حفاظت از آزادیهای فردی، و نظام کنترل و تعادل و تفکیک قوا باور داشتند. آنها خود را «محافظهکاران پایبند به قانون اساسی» مینامیدند و به قانون اساسی احترام میگذاشتند، نه بهعنوان سندی فلسفی، بلکه بهعنوان چارچوبی رویهای که قواعد دموکراسی آمریکایی را تعیین میکرد. آنها مخالف برنامهریزی متمرکز بودند و از تأثیر احساسات تودهای و لحظهای بر تصمیمگیریها هشدار میدادند. به باور آنها، دولت باید میانجی عواطف عمومی باشد، نه بازتابدهنده آنها. خودداری، پرورش فضایل عمومی و خصوصی، و پایبندی به متن قانون اساسی از اصول آنها بود. در فلسفه قضایی، محافظهکاری قانون اساسی به معنای متنمحوری بود که بر معنای صریح متن قوانین و قانون اساسی تأکید داشت. آنتونین اسکالیا، قاضی برجسته، از قضاوت مبتنی بر نتایج دلخواه انتقاد میکرد و معتقد بود قضات نباید تمایلات شخصی خود را بهجای قانون قرار دهند. او در سال ۱۹۸۸ اظهار داشت که خطر اصلی در تفسیر قضایی قانون اساسی، جایگزینی نظرات شخصی قضات با قانون است. به همین دلیل، تصمیم «رو علیه وید» در سال ۱۹۷۳ که حق سقط جنین را بهواسطه خلق «حق حریم خصوصی» قانونی کرد، از نظر محافظهکاران تحریف قانون اساسی بود، زیرا بهجای تحلیل دقیق پیشینه حقوقی یا متن قانون اساسی، بر اساس نتیجهای دلخواه صادر شده بود.
با این حال، دونالد ترامپ و جنبش «ماگا» بهعنوان نمادهایی کاملاً مغایر با این اصول ظهور کردند. آنها برای قوانین، رویهها و قانون اساسی ارزشی قائل نیستند و بهدنبال تقویت دولت فدرال هستند تا آن را به ابزاری برای اعمال قدرت خام علیه مخالفان و پاداش به متحدان تبدیل کنند. دولت ترامپ اقداماتی غیرقانونی انجام داده است، از جمله حذف سازمانها و اعمال تعرفههای گسترده بدون مجوز قانونی، اخراج افراد بدون رعایت روند قانونی، و حتی طرح ایده تعلیق «حکم حبس corpus»، یکی از مهمترین حمایتهای قانون اساسی علیه بازداشت غیرقانونی. قضات، که هدف تهدیدهای رییسجمهور قرار دارند، احساس ناامنی میکنند، همانند تعداد اندک جمهوریخواهانی که جرأت استقلال از ترامپ را دارند.
ترامپ در یکی از اولین اقدامات رسمی خود، بیش از ۱۵۰۰ نفر از متهمان حمله خشونتآمیز به کنگره در تاریخ ۶ ژانویه سال ۲۰۲۱، از جمله افرادی که به توطئه علیه دولت محکوم شده بودند، را مورد عفو قرار داد. او و خانوادهاش درگیر فسادی بیسابقه هستند. دولت او بیمحابا شرکتهای خصوصی، دفاتر حقوقی، و دانشگاهها را هدف قرار داده، از رسانهها به دلایل بیاساس شکایت کرده، و تحقیقات کیفری علیه مقامات سابق منتقد خود را دستور داده است. این دولت به یک «تجاوزسالاری» تبدیل شده و حزب جمهوریخواه تحت کنترل او در هر گام از او حمایت میکند. تقریباً تمام اصولی که جمهوریخواهان زمانی به آنها وفادار بودند، کنار گذاشته شده و حزب به سوءاستفاده از قدرت و انتقامجویی اختصاص یافته است.
نظریهپردازان سیاسی رویکرد حاکمیتی ترامپ و حزب جمهوریخواه را با فلسفه نیچه و ماکیاولی مقایسه میکنند که در آن «همهچیز مجاز است» و «قدرت، حق میآورد». قوانین و قانون اساسی مانند مومِ نرم انعطافپذیرند و میتوانند به دلخواه تغییر شکل دهند. دولت محدود جای خود را به یک دولت غولپیکر داده و هیچ محدودیتی وجود ندارد. دولت به ابزاری برای اعمال زور تبدیل شده است. این تحول اهمیت بسزایی دارد. حزبی که زمانی به قانون اساسی، حاکمیت قانون، و هشدار درباره تمرکز و سوءاستفاده از قدرت وفادار بود و بر فضیلت و خویشتنداری تأکید داشت، اکنون به چیزی تبدیل شده که زمانی از آن بیزار بود.
اگر این انحطاط به حزب جمهوریخواه محدود میماند، غمانگیز اما قابل مدیریت بود. اما با کنترل اهرمهای قدرت فدرال توسط ترامپ و حزبش، آمریکا در کمتر از پنج ماه از دور دوم ریاستجمهوری او به سوی نوعی اقتدارگرایی پیش میرود. با این حال، داستان هنوز به پایان نرسیده و نتیجه قطعی نیست. دادگاهها تا حد زیادی بهعنوان سدی حیاتی در برابر ترامپیسم عمل کردهاند. با شدتگرفتن خشم ترامپ، مقاومت در برابر او نیز افزایش خواهد یافت و به شکلهای مختلف بروز خواهد کرد. شعله آزادی هنوز کاملاً خاموش نشده است. به قول گرترود هیملفارب، مورخ، عشق به میهن احساسی والا و شایسته محبت ماست. این عشق ایجاب میکند که کسانی که به آمریکا و آرمانهایش باور دارند، در برابر مردی و حزبی که قصد نابودی آنها را دارند، ایستادگی کنند./ منبع



